نیایش


**نیایش و دعا خدا را به سوی ما نمی کشد، بلکه ما را به خدا نزدیک می کند. هر چه بیشتر دعا کنیم

بیشتر خدا گونه می شویم، و تشخیص می دهیم که به چیزی نیاز نداریم. زیرا همه چیز خوب است و

خوب بوده است و خواهد بود...

                              ...............................................................

**دوست دارم از سه چیز برخوردار باشم و آنها را نگاه دارم. من آنها را سه گنجینه می دانم.

نخست قلبی مهربان است که درد دیگران را درد خود می داند. دوم دستی سخاوتمند است

که هیچگاه از دادن خسته نمی شود. و سوم تواضع است که فرد را قادر به خدمت و یادگیری

از هرکس می کند.

                              ..............................................................

**خدایا! مرا بیاموز تا دعا کنم،کار کنم، شهامت آن بیابم راه های دشواری را بپیمایم که به فراسوها

منتهی می شود و سرانجام به فروغ لایزالی می رسد مه در آن "من" ناپدید می شود.

                                     و فقط "تو" باقی هستی.....

شاعر


با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد

ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد

در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد

شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

احساس کرد از همه عالم جدا شده است

در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است

در اوج روضه که خوب دلش را غم گرفت

وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت

وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت

مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

باز این چه شورش است که در جان واژه هاست

شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت

دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت

یک بیت بعد واژه لب تشنه را گذاشت

تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند

دارد غروب فرشچیان گریه می کند

با این زبان چگونه گویم چه ها کشید

بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید

او را چنان فنای خدا بی ریا کشید

حتی براش جای کفن بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را حروف را

از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت

بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت

این بند را جدای همه روی نیزه ساخت

خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت

در اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود

او کهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن

پیشانیش پر از عرق سرد و بعد از آن

خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن

شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن

در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس

شاعر کنار دفترش افتاد از نفس


حمید رضا برقعی


وسیله حق برای هدف حق

برای حق باید از حق استفاده کرد

یکی از راههایی که از آن راه بر دین ضربه وارد شده است از جنبه های مختلف، رعایت نکردن این اصل

است که ما همانطور که باید هدفمان مقدس باشد، وسائلی هم که برای این هدف مقدس استخدام

می کنیم باید مقدس باشد. مثلا ما نباید دروغ بگوییم، نباید غیبت کنیم، نباید تهمت بزنیم. نه فقط برای

خودمان نباید دروغ بگوییم، به نفع دین هم نباید دروغ بگوییم، یعنی به نفع دین هم نباید بی دینی کنیم،

چون دروغ گفتن بی دینی است. به نفع دین دروغ گفتن، به نفع دین بی دینی کردن است. به نفع دین

تهمت زدن، به نفع دین بی دینی کردن است. دین اجازه نمی دهد ولو به نفع خودش ما بی دینی کنیم.

ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة.

ببینید سیره تبلیغی پیغمبر اکرم که از مهم ترین سیره های ایشان است چگونه بوده. پیغمبر، اسلام را

چگونه تبلیغ کرد. چگونه ارشاد و هدایت کرد.  

علی (ع) و استخدام وسیله

سیاست علی چرا انعطاف نمی پذیرفت؟ شک نیست که هدفش مقدس بود. پیشنهاد ابن عباس ها

مگر چه بود؟ پیشنهاد مغیرة بن شعبه ها مگر چه بود؟ همین مغیرة بن شعبه علیه ما علیه که بعدها

جزء اصحاب خاص معاویه و از دشمنان علی (ع) شد در آغاز خلافت امیر المومنین آمد با حضرت صحبت

کرد، ابتدا سیاستمدارانه به حضرت پیشنهاد کرد که من عقیده ام اینست که شما فعلا درباره معاویه

 یک کلمه حرف نزنید و حتی تثبیتش کنید یعنی او را هم مانند افراد دیگر که لایق حکومت هستند فعلا

تثبیت کنید، بگذارید خیالش راحت بشود، همینکه اوضاع برقرار شد یکمرتبه از کار برکنار کنید.

حضرت فرمود: من چنین کاری نمی کنم برای اینکه اگر بخواهم معاویه را ولو برای مدت موقت تثبیت بکنم

معنایش اینست که من معاویه را ولو در این مدت موقت صالح می دانم، و من او را صالح نمی دانم، و در

این زمینه به مردم دروغ هم نمی گویم، تحمیل هم نمی کنم...

چرا علی قبول نمی کرد؟ برای اینکه ادامه دهنده راه و روش انبیاء بود و آن سیاست بازیها و سیاست

پیشگیها را نداشت...

چرا عده ای نمی خواهند سیاست علی را بپذیرند ؟ چون می بینند یک سیاست انعطاف ناپذیری دارد،

هدفی دارد و وسیله هایی، حق را او هدف دیده، وقتی می خواهد به آن حق برسد، در هر گام از

وسیله ای که حق باشد استفاده می کند تا برسد به آن هدف حق.


                                  از کتاب  سیری در سیره نبوی   اثر استاد مرتضی مطهری
                        


مردم


*مردم آنچه را که هستند جذب می کنند نه آنچه را که می خواهند.

*مردم آن نوع بچه های را بار می آورند که خودشان بودند، نه آنچه را که می خواهند.

توماس آنتونی هریس


خصوصیات یک معلم خوب

The image “http://www.mp.gov.in/highereducation/gdckukshi/principal%5B1%5D.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

1. شخصیت معلم، عاملی اصلی و با اهمیت در موفقیت دانش آموزانی است که تحت تاثیر او قرار دارند.

2. معلمان شاد موفقترین معلمان هستند. آنها هیجان کشف و کنجکاوی طبیعی دانش آموزانشان را

    تشویق می کنند. آنها با یادگیری به هیجان می آیند و این هیجان را به دانش آموزانشان انتقال       

    می دهند. دانش آموزان، معلمانی را که در محیط کلاس شوخی می کنند، محترم می شناسند.

    شوخی کردن شامل بیان تعداد زیادی لطیفه نیست بلکه شامل گفتگوها و بحثهای خوبی است

    که معلم با دانش آموزان انجام می دهد.

    شوخی کردن موانع گفتگو را از بین می برد، رابطه خوبی بوجود می آورد و اجتماع پرقدرتی را در

    کلاس بنا می کند. دانش معلم درباره موضوع تدریس در مقایسه با انرژی معلم برای تدریس از

    اهمیت کمتری برخوردار است.

3. معلم خوب باید احساساتی باشد. معلمان خوب نه تنها به دانش آموزان عشق می ورزند بلکه

    به موضوعی که درس می دهند هم عشق می ورزند.

    اگر شما عاشق تدریس باشید دانش آموزان فورا خواهند فهمید. اما اگر شما به موضوعی که

    درس می دهید علاقمند نباشید، دانش آموزان به زودی متوجه آن می شوند. علاقه شدید شما

    به تدریس باید در هر کاری که انجام می دهید نمایان شود.

4. معلمان خوب کنجکاو هستند. آنها پشت سرهم سوال می پرسند. دنبال تعریفهای نو می گردند

    و هزاران جواب جدید می یابند. آنها با این نقش مثبت، الگویی برای دانش آموزان هستند.

    به دانش آموزان کمک می کنند تا برای فهمیدن بیشتر سوالاتشان را بپرسند. معلمان خوب به

    دنبال این نیستند که تمام جوابها را پیدا کنند بلکه می خواهند محیط کلاس را به سمت سوال

    کردن هدایت کنند.

5. معلمان خوب همچنین خلاق هستند. آنها می خواهند تجربه کسب کنند و شیوه های جدید

    یادگیری را بیاموزند.

6. معلمان برجسته بدنبال کمک به دیگران هستند. آنها بدنبال کشف راه حل شیوه های جدید از

    مدیران و متخصصان آموزش سوال می کنند. مجله های آموزشی زیادی می خوانند. بصورت

    دوره ای و بطور مداوم به وب سایتها دسترسی دارند و هرگز رهایشان نمی کنند.

7. معلمان خوب بدنبال تغییر هستند. آنها از تغییر نمی ترسند و می دانند که تغییر می تواند یک

    عنصر مثبت در کلاس باشد. اگر چیزی خوب کار نکند، آنها مشتاق هستند که جایگزین خوبی

    برایش پیدا کنند. همیشه کلاسهای آنها جایی برای تغییر است.

8. مهمترین خصوصیت یک معلم خوب انعطاف پذیری است، یا توانایی چیره شدن بر مشکلات و

   اینکه اجازه ندهید چیزهای کوچک شما را ناراحت کند.

   معلم خوب کسی است که تمام مشکلات زندگی را سپری کند و بهترین تدریسش را در کلاس

   درس انجام دهد.


       منبع :   http://www.teachervision.fen.com/     ترجمه و تلخیص :  خانم پرونی

           

والد - کودک - بالغ

والد:

شامل انبوه بسیار عظیمی از سوابق رویدادهای خارجی در مغز است که بدون سوال و حتی             

با زور تقریبا در پنج ساله اول زندگی فرد دریافت می شود. در جنبه والد شخصیت انسان تمام

پندها، اخطارها،  قوانین و مقرراتی که بچه از پدر و مادر خود شنیده یا در رفتار آنها دیده محفوظ

است. اگر پدر و مادر با هم رفتار خصومت آمیزی داشته باشند و با هم در حال جنگ و دعوا باشند

این حالت نزاع در بچه با وحشت و ترس ضبط می شود و طفل همواره بیم و خوف آن را دارد که

مبادا آنها یکدیگر را نابود کنند. بیشتر اطلاعات والد در زندگی روزمره به صورت "چطور باید" ظاهر

می شود. چطور باید ناخن گرفت. چطور باید سوپ خورد و ...

کودک:

همزمان با ضبط اطلاعات رویدادهای خارجی در آنچه که ما آن را والد می نامیدیم ضبط دیگری

نیز صورت می گیرد و آن ضبط رویدادهای درونی یا به عبارت دیگر پاسخ یا عکس العمل انسان

کوچک (یا احساس او) نسبت به آن چیزهایی است که می بیند و می شنود.

مجموعه اطلاعات دیدن، شنیدن، احساس کردن و فهمیدن را به عنوان جنبه کودک تعریف

می کنیم. در کودک است که قوه خلاقه، حس کنجکاوی، شوق جستجو و فهمیدن ،

اشتیاق لمس کردن و تجربه کردن و ... نهفته است.

بالغ:

از سن ده ماهگی کودک متوجه می شود که می تواند کارهایی را با آگاهی و فکر خودش

انجام دهد. این حالت خود- واقع بینی شروع جنبه بالغ شخصیت است. بالغ مانند کامپیوتر

بر مبنای جمع آوری اطلاعات و بجریان انداختن این اطلاعات آغاز می کند و کم کم توسعه

می دهد. از طریق بالغ است که انسان کوچک کم کم می تواند فرق بین زندگی را آنگونه

که به او یاد داده و نشان داده بودند "والد" و آنگونه که خودش آن را احساس کرده است

"کودک" و بالاخره آنگونه که خودش کشف و استنباط کرده است "بالغ" متوجه می شود.

یکی از وظایف مهم بالغ اینست که اطلاعات بدست آمده از والد را بررسی کند و ببیند آیا

این اطلاعات قابل استفاده است یا قدیمی شده و باید رد شود. دیگر اینکه اطلاعات کودک

را هم وارسی می کند تا تصمیم بگیرد که آیا آن احساسها امروز مناسبند یا قدیمی و بیهوده

هستند.

یکی دیگر از وظایف بالغ، شامل بررسی اطلاعات قدیمی، اعتبار دادن یا اعتبار ندادن، و بالاخره

دوباره بایگانی کردن آنها برای استفاده در آینده است.

                    

                                از کتاب  "وضعیت آخر"   نویسنده : توماس آنتونی هریس


شیعه علی (ع)


در خود کلمه شیعه و لفظ تشیع، پیروی از علی نهفته است و البته لازمه پیروی از علی، شناخت              

علی و لازمه شناخت علی عشق ورزیدن به علی است. ولی معنی اساسی تشیع و آنچه که معنی

تشیع را تحقق خارجی و راستین می دهد پیروی کردن از روش اندیشیدن علی، روش زندگی کردن علی،

روش کار کردن علی،  جهاد کردن علی، و تحمل کردن علی است.

گرفتاری که ما داریم، ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی و مکتب علی را داریم و این بزرگترین

میراثی است که ملت ما دارد و بزرگترین فخر تاریخی است که می تواند به آن بنازد و بزرگترین سرمایه

امید اوست که می تواند بوسیله آن نجات پیدا کند و به حرکت و آگاهی و بیداری و به نجات و رهایی

برسد. اما در عین حال می بینیم که از همه اینها محروم است با داشتن مکتب علی و پیروی یعنی

عشق به علی. اینست که ما در مسئله محبت به علی مانده ایم حتی به مرحله شناختن علی

نرسیدیم در حالی که شیعه بودن از عمل کردن همچون علی شروع می شود.

بنابراین ما یک ملت دوستدار علی هستیم اما نه شیعه علی.

شیعه علی همچنان که گفتم علی وار بودن، علی وار اندیشیدن، علی وار احساس کردن و علی وار

در جامعه مسئولیت انجام دادن و در برابر خدا و در برابر خلق علی وار بودن، علی وار خدمت کردن و

علی وار پرسدیدن است.

                                                                              دکتر شریعتی


گشت و گذاری در مغز

منزل یکم : مغز یک و نیم کیلویی ما

مغز ما از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

1. مخ اولین بخش است که از همه بزرگتر است و بیشتر فضای درون جمجمه را پر می کند. خیلی

کارها می کند از جمله تفکر، احساس، به خاطر سپاری، و حل مسئله. حرکات بدن ما را نیز

هدایت و راهبری می کند.

2. در پشت سر ما و زیر مخ، بخش دوم واقع شده که اسم آن مخچه است. کار آن هماهنگی

حرکات و تعادل بدن است.

3. بخش سوم ساقه مغز یا پایه مغز نامیده می شود. زیر مخ و در جلوی مخچه قرار گرفته است.

پایه مغز، نخاع یا طناب میان مهره ای را به مغز متصل می کند. فرمان عملکردهای خودکاری

چون تنفس، ضربان قلب، فشار خون، و گوارش در دست اوست.

منزل دوم : تاسیسات پشتیبانی بسیار عالی

یکی از غنی ترین شبکه های خون رسانی بدن ما مخصوص مغز است. سرخرگ های این شبکه

در حدود 20 تا 25 درصد از کل خون بدن را با هر تپش قلب برای مغز به همراه می آورد تا در آنجا

میلیاردها سلول عصبی با ولع در حدود 20 درصد از همه اکسیژن و سوخت مصرفی بدن ما را

ببلعند. تازه زمانی که سخت مشغول تفکر هستیم ، کار بالا می گیرد و ممکن است تا 50 درصد

از کل سوخت و اکسیژن موجود در بدن نصیب این سلول ها شود.

منزل سوم : چین و چروک های مغز ( قشر مغز )

قشر مغز، سطح بیرونی مغز است که وظایف مهمی را بر عهده دارد :

1. دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از گیرنده های لامسه از سراسر بدن.

2. دریافت و تفسیر تصاویر، صداها، و بوهای جهان پیرامون.

3. اندیشیدن و تلاش برای حل مسائل و طرح ریزی و برنامه ریزی.

4. شکل دادن به خاطرات و ذخیره کردن آنها.

5. فرمان راندن بر حرکات ارادی.

منزل چهارم : نظری بر دو جناح رقیب

مغز از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده است. رهبری حرکات سمت چپ بدن توسط نیمکره

راست مغز و رهبری حرکات سمت راست بدن توسط نیمکره چپ انجام می شود.

منزل پنجم : ازدحام یاخته های عصبی

مغزی که به نهایت رشد خود رسیده باشد در حدود صد میلیارد یاخته عصبی یا نورون در خود دارد.

هر یک از این صد میلیارد یاخته شاخه هایی دارد که با شاخه های دیگران اتصالات بسیار متعددی

برقرار می کنند. یک شاخه بلند که به آن آسه می گویند و چند شاخه کوتاه و پر انشعاب به نام

دارینه که از دار به معنای درخت گرفته شده است. تعداد اتصال های میان این شاخه ها به

بیش از صد هزاز میلیارد می رسد. جنگل انبوهی از یاخته های عصبی که آدم را به سرگیجه

می اندازد. دانشمندان هم به آن جنگل نورونی می گویند. نشانک هایی که در این جنگل هزار تو

رد و بدل می شود آجر بنای ساختمان خاطرات، اندیشه ها و احساسات ماست.

منزل ششم : گفت و گوی سلول ها

نشانک هایی که خاطرات و افکار ما را قرار است پدید آورند، در واقع از جنس تغییرات و نوسانات

الکتریکی بسیار خرد و ظریف هستند. این تغییرات در بدنه یاخته های عصبی پدید می آیند و از

طریق همان نقاط اتصال که درباره شان صحبت کردیم از یک یاخته به یاخته دیگر منتقل می شود.

یک نقطه اتصال را همایه می نامند. وقتی هیجان الکتریکی در بدنه یک یاخته ایجاد می شود ،

به آسه آن کشیده می شود و در طول آن مثل یک موج حرکت می کند، به آخر راه، که همان

همایه باشد ، وقتی که می رسد باعث می شود کیسه های خیلی کوچولوی حاوی مواد

شیمیایی خاص، رو به بیرون باز شوند و این مواد شیمیایی را آزاد کنند ، موادی که انتقال

انتقال دهنده های عصبی نامیده می شوند. انتقال دهنده ها وقتی رها می شوند آن فاصله

اندک را طی می کنند و به دارینه یاخته بعدی می رسندو در جایگاهای مخصوصی بر سطح آن

می نشینند و آن یاخته را فعال می کنند. دانشمندان تاکنون تعداد زیادی از این انتقال دهنده ها

را شناسایی کرده اند. در بیماری آلزایمر ، هم حرکت و جابه جایی نوسانات الکتریکی و هم

عملکرد انتقال دهنده ها مختل می شود.

منزل هفتم : زمزمه یاخته ها

در طی زمان هر آنچه تجربه می کنیم باعث می شود الگوهایی در نشانک های رد و بدل شدنی

میان یاخته های پر شمار مغز شکل بگیرد، الگوها مرکب از انواع و قدرت های مختلف این نشانک ها

هستند. در واقع آنچه میان یک الگو با الگوی دیگر تفاوت ایجاد می کند ، نوع و قدرت نشانک های

پدید آورنده هر یک از آنهاست. این الگوهای فعالیت میان یاخته ای همان چیزی است که در مقیاس

سلولی روش کار مغز ما را توضیح می دهد : افکار، خاطرات، مهارت ها، و احساس ما درباره وجود

خودمان، همه به همین طریق در مغز شکل می گیرد.


   نشریه دانشمند ، شماره 571 ،  مترجم : فرزین آقازاده ، منبع : http://lifesciencedb.jp

نکات مهارت های مطالعه


شما باید انواع متنوعی از مهارت های مطالعه را یاد بگیرید تا یک دانش آموز موفق باشید. کدامیک از این

مهارتها را می خواهید تمرین کنید :

*مهارت های مطالعه

*مهارت های سازمانی

*مهارت های مدیریت زمان

*مهارت های امتحان دادن

*مهارت های یادداشت برداری

*مهارت های غلبه بر استرس


مهارت های مطالعه

1. مکان آرامی برای خود پیدا کنید تا بتوانید روی تکالیفتان تمرکز کنید.

2.  روی یک صندلی راحت بنشینید( نه خیلی راحت، وگرنه خوابتان می برد)

3. از وسایلی که حواستان را پرت می کند مثل تلویزیون دوری کنید. سعی کنید تلفن را جواب ندهید.

    دوستان شما می توانند برایتان پیغام بگذارند.

4. یک موسیقی آرام گوش کنید. این می تواند به تمرکز شما کمک کند.

5. با دوست یا گروهی از دوستانتان درس بخوانید. یادداشتهایتان را مقایسه کنید و از یکدیگر سوال

    کنید.

6. بدانید به چه روشی یاد می گیرید. و به آن روش مطالعه کنید.

7. استراحتهای کوتاه اما در چند نوبت داشته باشید.

8. چیزی را که مطالعه می کنید با چیزهایی که از قبل می دانستید مرتبط کنید این به شما کمک

    می کند اطلاعات را راحت تر به یاد آورید.

9. با سخت ترین تکالیف کارهای خود را شروع کنید تا بیشترین توان مغزتان را روی آن مطالب بگذارید

    سپس به سراغ تکالیف آسانتر بروید.

10. برنامه ریزی کنید تا زمان بیشتری را (نه کمتری را) بر روی مطالبی بگذارید که برای شما

      سخت تر است.

11. بر روی کیفیت مطالعه تمرکز کنید این بسیار مهمتر از کمیت آن است.

12. مطالعه کردن را تبدیل به عادت روزمره خود کنید.

13. بهترین زمان مطالعه را پیدا کنید و برنامه ریزی کنید تا هر روز در آن ساعت درس بخوانید.

14. به تکالیف به عنوان تمرین نگاه کنید نه کار. برای اینکه در ورزش، موسیقی، مربی گری و...

      پیشرفت کنید نیاز به تمرین کردن دارید. مدرسه هم همینطور است.

15. اگر در مورد چیزی مطمئن نیستید سوال کنید. سوال کردن یکی از موثرترین راههای یادگیری

     است.

16. بعد از هر جلسه مطالعه، تلاش کنید تا مهمترین نکات را برای خود یادآوری کنید و تا جایی که

     می توانید جزئیات را.

17. وقتی کارتان را انجام دادید به خودتان جایزه دهید. (یک سرگرمی یا فقط استراحت)


مهارت های سازمانی

1. از طرح کلی، جداول یا فلش کارت استفاده کنید تا شما را منظم کند و مطالب جدیدی به شما

    یاد بدهد.

2. یک برنامه برای خود مشخص کنید و هر روز پروژه ها، تکالیف و امتحانات را در آن بنویسید تا برایتان

     تبدیل به عادت شود.

3. یادداشتها و تکالیف خود را منظم کنید. هر موضوعی را در دفتر و پوشه ای جداگانه بنویسید.

4. یک لیست " بایدها " تهیه کنید. چیزهایی که نیاز به انجام دادنشان دارید در آن بنویسید. سپس

    تصمیم بگیرید کدام را باید همین الان انجام دهید و کدام را باید دیرتر  انجام دهید.


مهارت های مدیریت زمان

1. از پیش برنامه ریزی کنید و به برنامه خود وفادار بمانید.

2. تصمیم بگیرید چه کاری را باید انجام دهید و چقدر زمان برای هر موضوع یا تکلیف دارید.

3. برنامه کاری خود را به قسمتهای کوچکتر قابل انجام تقسیم کنید.

4. کار خود را به تعویق نیندازید.

5. چیزهایی که باعث حواس پرتی شما می شود را بشناسید و آنها را به حداقل برسانید.


مهارت های امتحان دادن  

1. بدانید چه نوع امتحانی می خواهید بدهید: تشریحی، تستی، درست یا غلط و غیره. سوالات

    امتحان قاعدتا مانند تکالیفی است که شما قبلا انجام داده اید.

2. از شتاب زدگی خوداری کنید. اشکالی ندارد که زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهید اما

    یک شبه نمی توان همه چیز را یاد گرفت.

3. شب قبل از امتحان به خوبی استراحت کنید.

4. وحشت زده نشوید، اگر یک سوال خیلی سخت است آن را رها کنید و بعدا دوباره به آن مراجعه

     کنید.


مهارت های یادداشت برداری

1. بر روی اصل مطلب تمرکز کنید. سعی نکنید همه چیزهایی که معلم می گوید بنویسید.

2. از زبان خودتان برای نوشتن استفاده کنید.

3. یادداشتهای خود را منظم کنید. آنها به اندازه کتاب درسی شما مهم هستند.

4. یادداشتهای خود را هر روز مرور کنید. اینکار به یاد آوردن مطالب را هنگام امتحان آسانتر می کند.


مهارت های غلبه بر استرس

1. بخاطر مسائل کوچک خودتان را اذیت نکنید. فعالیتهای خود را اولویت بندی کنید و بر روی

    مهمترین آنها تمرکز کنید.

2. تمرین کنید. این کار ذهن شما را از چیزهای آزار دهنده رها می کند.

3. مراقب خودتان باشید. غذای خوب بخورید و خواب کافی داشته باشید.

4. از دخانیات و الکل اجتناب کنید آنها استرس شما را کم نمی کند بلکه آن را پنهان می کند.


                                                                     منبع :       educationplanner.org

                                                                     مترجم :     خانم پرونی



روز معلم مبارک




25 کار جزئی که مردها می توانند از آن برای جلب علاقه همسرشان استفاده کنند


1. گوش دادن و سوال کردن را تمرین کنید.

2. به مناسبتهای ویژه و گهگاه بدون دلیل مشخص به او شاخه گلی هدیه بدهید.

3. از چند روز قبل با او برای گذراندن تعطیلات آخر هفته قرار بگذارید.

4. از حال چهره و طرز لباس پوشیدنش تعریف کنید.

5. اگر ناراحت است به احساساتش بها دهید.

6. وقتی خسته است به او کمک کنید.

7. وقتی او با شما حرف می زند، مجله یا روزنامه را به کناری بگذارید، تلویزیون را خاموش کنید و همه

   توجه خود را معطوف او نمایید.

8. از محل کار به او زنگ بزنید و حالش را بپرسید.

9. (تو را دوست دارم) را روزی چند بار به او بگویید.

10. به او محبت کنید.

11. در حضور دیگران هم به او محبت کنید.

12. برای رفتن به سینما، تئاتر، سمفونی و پارک، مطابق میل او رفتار کنید.

13. در جمع به جای دیگران بیشتر به او توجه کنید.

14. او را مهمتر از بچه ها در نظر بگیرید. بگذارید فرزندان شما بدانند که شما با مادر آنها چگونه

     رفتار می کنید.

15. برای او هدایای کوچک بخرید : شکلات، عطر و غیره.

16. با او به مهربانی حرف بزنید.

17. در مناسبتهای ویژه مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و غیره برای او مطلبی بنویسید.

18. با او همان شکلی که در شروع آشنایی رفتار کردید رفتار کنید.

19. از دستپخت او تعریف کنید.

20. هنگام گفتگو با او تماس چشمی را فراموش نکنید.

21. به کارهایی که در طول روز انجام می دهد از جمله به کتابی که می خواند یا اشخاصی که با

     آنها ملاقات می کند علاقه نشان دهید.

22. هنگام گوش دادن به او با تکان دادن سر و یا با حرف به او نشان دهید که صحبت او برای شما

     جالب است.

23. وقتی کاری برای شما انجام می دهد به صورت کلامی از او تشکر کنید.

24. به او بگوید که وقتی از او دور هستید، دلتان برایش تنگ می شود.

25. از او نظر خواهی کنید.

               

         از کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی  نویسنده جان گری ، مترجم مهدی قراجه داغی 

                   

ارتباط دانش آموز با معلم

آموزش بدون ارتباط بی معناست. ارتباط معلم و دانش آموز تحت تاثیر عواطف، احترام و ارتباط دو طرفه است

و نه تنها باعث افزایش سطوح انگیزش تحصیلی می شود بلکه به دانش آموزان کمک می کند تا از وابستگی

به معلم دوری کنند.

ایجاد ارتباط مثبت با دانش آموز

نخستین هدف معلمان در کلاس ایجاد یک ارتباط مثبت، دوستانه و حمایت کننده با دانش آموزان است.

در ذهن دانش آموزان همانند دیگر انسان ها در اولین برخورد با اشخاص برداشت نسبتا پایداری به وجود

می آید. به چند روش اساسی معلمان می توانند به دانش آموزان نشان دهند که آنان بزرگسالانی قابل

اعتماد و اطمینان هستند.

1. اجتناب از کاربرد افراطی و شدید تنبیه

    معلمان برای ایجاد ارتباط دوستانه با دانش آموزان نباید به تنبیه دست بزنند زیرا علاوه بر آسیب های

    روحی، آسیب های جسمی را هم به دنبال خواهد داشت. یکی از روش های اعمال تنبیه ملایم

    استفاده از روش محرومیت است.

2. اجتناب از نیش زبان

    بعضی از معلمان در برخورد با دانش آموزان بدرفتار از کلمات نیش دار و زننده استفاده می کنند که

    این امر علاوه بر آموزش این رفتار به دانش آموز، شخصیت تربیتی و ارشادی معلم را نیز مورد تردید

    قرار خواهد داد.

3. آرامش، ثبات و چشم پوشی

    معلمانی که به هنگام مواجه شدن با دانش آموزان، دارای خلق و خوی ثابت و آرامی هستند احتمال

     بسیار دارد که ارتباط خود را با دانش آموزان افزایش دهند. دانش آموزان دوست دارند به معلمانی

     تکیه کنند که با ثبات و قابل پیش بینی هستند.

4. داشتن انتظارات بالا اما قابل دسترس برای موفقیت دانش آموز

    معلمان باید تکالیفی را که متناسب با توانایی دانش آموزانشان است به همراه راهنمایی های لازم

    را ارائه داده و آنها را به تلاش بیشتر تشویق و ترغیب کنند.

5. اجتناب از ایجاد پیوندهای وابسته به دانش آموزان

    تمام دانش آموزان، اعم از قوی و ضعیف، خوش رفتار و بدرفتار، نیاز به احترام و ابراز علاقه معلمان خود

    دارند، تمایل به طرف دانش آموزان خوب و ممتاز زمینه را برای هر چه دورتر شدن دانش آموزان ضعیف

    و یا بی انضباط فراهم خواهد کرد و معلم به تدریج توانایی خود را برای اصلاح رفتار دانش آموز از دست

    خواهد داد.


                               نشریه اطلاعات علمی شماره پی در پی 375

                                    نویسنده : محمد جواد اکبری بیدگلی
            


آثار و فوائد ایمان

الف) بهجت و انبساط

  1.  اولین اثر ایمان مذهبی، خوشبینی به جهان و خلقت و هستی است. فرد با ایمان آفرینش را هدفدار

      می داند. وهدف را خیر و تکامل و سعادت انسان معرفی می کند.

  2.  دومین اثر ایمان مذهبی، روشندلی است. همینکه انسان جهان را به نور حق و حقیقت روشن دید،

       همین روشن بینی، فضای روح او را روشن می کند و در حکم چراغی می گردد که در درونش روشن

       شده باشد.

  3.  سومین اثر ایمان مذهبی، امیدواری به نتیجه خوب، تلاش خوب است. از نظر فرد با ایمان، جهان

       نسبت به تلاش مردمی که در راه باطل هستند و مردمی که در راه حق هستند بی تفاوت نیست،

       بلکه دستگاه آفرینش حامی مردمی است که در راه حق و حقیقت و درستی و عدالت و خیرخواهی

       تلاش می کنند:

       ان تنصروا الله ینصرکم.

       اگر خدا را یاری کنید (در راه حق گام بردارید) خداوند شما را یاری می کند.   سوره محمد، آیه 7

       ان الله لایضیع اجر المحسنین.

       اجر و پاداش نیکوکاران هرگز هدر نمی رود.    سوره توبه، آیه 120 

   4. چهارمین اثر ایمان مذهبی، آرامش خاطر است. ایمان مذهبی، به انسان اعتماد و اطمینان

       می بخشد و دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می سازد و به جای آن

       به او آرامش خاطر می دهد.

   5. پنجمین اثر ایمان مذهبی، برخورداری از لذات معنوی است. این لذتها به عمق روح و وجدان آدمی

       مربوط است. مانند لذتی که انسان از احسان و خدمت، یا از محبوبیت و احترام و موفقیت خود

       یا فرزندش می برد.

ب)  نقش ایمان در بهبود روابط اجتماعی

      زندگی سالم اجتماعی آن است که افراد قوانین و حدود و حقوق یکدیگر را محترم بشمارند، عدالت

      را امری مقدس به حساب آورند، به یکدیگر مهر بورزند، به یکدیگر اعتماد و اطمینان داشته باشند،

      هر فردی خود را متعهد به اجتماع خویش بداند ....

      آن چیزی که باعث می شود افراد اینگونه باشند، ایمان مذهبی است.

ج)   کاهش ناراحتیها

      ایمان مذهبی در انسان نیروی مقاومت می آفریند و تلخیها را شیرین می گرداند. انسان با ایمان

      می داند هر چیزی در جهان حساب معینی دارد و اگر عکس العملش در برابر تلخیها به نحو مطلوب

      باشد، فرضا خود این غیرقابل جبران باشد، به نحوی دیگر از طرف خداوند متعال جبران می شود.


                                           از کتاب انسان و ایمان  نویسنده : استاد مطهری   

     
                       

شهید


اما در فرهنگ ما شهادت مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، شهادت مرگ دلخواهی است        

که مجاهد با همه آگاهی و همه منطق و شعور و بیداری و بینایی خویش، خود انتخاب می کند.

حسین رو نگاه کنید میاد فقط برای اینکه بمیره زیرا جز این سلاحی برای رسوا کردن دشمن و برای دریدن

پرده های فریبی که بر این قیافه های کریه زده اند و برای اینکه اگر دشمن را نمی تواند بشکند ، لااقل 

به این وسیله رسوا کنه و برای اینکه بر اندام مرده این نسل دوم به خون تازه جهاد و حیات بدمد ، جزء

مردن و جزء انتخاب مرگ سرخ خویش سلاحی و چاره ای ندارد. و می بینیم که چقدر آگاهانه با همه 

مقدمات و با دقت و با استدلال و با منزل به منزل روشن کردن و تصویر کردن سرنوشتی که بسویش

حرکت می کنه و با یکه چین کردن اصحابش مردانی که برای مرگ با اویند و همچنین با یکایک خانواده اش

با همه هستی که روی این زمین دارد یعنی خاندانش، آمده است تا در محراب شهادت قربانی شود

زیرا سرنوشت این ایمانی که نابود داره میشه و سرنوشت این مردمی که به امید عدالت و آزادی 

اسلام آمده اند و اکنون اسیر ستم و ظلمی بدتر از جاهلیت شده اند، همه در انتظار اینست که

ببینند این قهرمان تنها چه می کند؟ و او که هیچ سلاحی و قدرتی نداره همه وجودش را که خود و 

خانواده اش باشند، آمده تا به شهادت شهادت بده که مسئولیت خویش را انجام دادم و بیش از این 

نمی توانم. و اینکه در روز عاشورا خون فرزندش را بدست می گیره و رو به چشمهای خدا پرتاب

می کنه که ببین، ببین و این قربانی را از من بپذیر. شاهد باش. و در چنین روزگاریست که مردن 

برای مرد، تضمین حیات یک ملت است. 

اینجاست که خداوند خواست تا در چنین هنگامه ای تو را کشته و شهید ببیند.


                                                         از مجموعه  شهادت   مولف : دکتر شریعتی   


        

آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند

1. برای زنها عشق از هر چیز مهمتر و بر همه چیز مقدم است.

2. می خواهند که مردان آنها را در اولویت قرار دهند.

3. مردها درکشان کنند.

4. مردان بدانند که زنها آنها را دوست دارند و بخاطرشان فداکاری می کنند پس از آنها قدردانی کنند.       

5. زنها مدافعان و نگهبانان سرسخت عشق هستند.

6. زنها می خواهند گاهی مردها شروع کننده ی رابطه باشند.

7. زن ها عاشق آن هستند که زیبایی ، ارتباط و عشق بیافرینند.

8. زن ها عاشق برنامه ریزی هستند تا خلاء های زمانی را با عشق ، شور و خلاقیت پر کنند.

9. زنها می خواهند توانایی بالقوه هر چیز را  بالفعل کنند پس دوست دارند همه چیز را اصلاح کنند.

10. گرایش زنها به آفرینش و اصلاح گری نباید به کنترل کردن تعبیر شود.

11. ارتباط زن با زمان ، ارتباطی مقدس است بطور مثال زنها همیشه حساب دقیق قولهای

     همسرشان را دارند.

12. زنها از آن رو حساب زمان را دارند که می خواهند مفید و کمک کار همسرشان باشند ، نه

      آنکه آنها را کنترل کنند.

13. زنها می خواهند مردها زمان بیشتری را با آنها صرف کنند و صمیمی تر باشند.

14. دوست دارند مردها مناسبتهای ویژه را به یاد داشته باشند و برای گرامیداشت و جشن

      گرفتن آنها برنامه ریزی کنند.

15. هر روز برای زنها از قداست برخوردار است به همین دلیل سلام ها و خداحافظی ها برای

     آنها اهمیت ویژه دارند.

16. زنها نیاز به احساس امنیت دارند تا بتوانند در روابط صمیمی خود آرامش و اعتماد

     به نفس داشته باشند.

17. ما را پر توقع ندانید و از ما فاصله نگیرید چون اینکار به احساس ناامنیمان دامن می زند.

18. اگر زنها ناگهان سرد یا عصبانی شوند فرض را بر این نگذارید که این واکنشها همان

      احساس واقعی آنهاست. شاید از چیزی ترسیده اند. با آنها مهربان باشید.

19.  با گفته های خود عشق و قدردانی خود را نسبت به زن نشان دهید.

20. زنها صمیمیت را با مردی می خواهند که دوستش دارند، با اینکار آرامش خاطر خواهند داشت.

21. مقصود زنها از ارتباط ، نزدیکی احساسی و عاطفی است نه پیوند مورد نظر مردها.

22. ارتباط واقعی تنها با هم بودن و همراهی و همکاری نیست بلکه مستلزم صمیمیت است.

23. پنهان کردن اطلاعات و احساسات از زنها باعث قطع شدن ارتباط و از بین رفتن صمیمیت

     می شود.

24. زنها نیاز دارند احساس ارزشمند بودن کنند و از شما مردها بشنوند که نقش مهمی را در

      زندگیتان ایفا می کنند.

25. زنها نیاز دارند ، مردان ارزش و احترامی را که برایشان قائلند را در قالب رفتارها و

      گفته ها نشان دهند.

26. به زن نشان دهید که خوشحالی او اولویت شماست. به زندگیش علاقمند هستید.

      به او نیاز دارید و برای نظرات و افکارش ارزش قائلید و او هرگز برایتان عادی نشده است.

27. به همسرتان اجازه دهید در زندگیتان نقش داشته باشد.

28. از زنتان تقاضای حمایت و کمک کنید.

29. برای زحمات زنتان ارزش قائل باشید.

30. زن ها استاندارد های بالایی برای روایط صمیمی خود دارند. زیرا متعهد و پایبند عشق خود

      بوده می خواهند که موفق باشند.

 

                                    از کتاب رازهایی درباره ی زنان که هر مردی باید آنها را بداند

                                     نویسنده : باربارا دی آنجلیس  ترجمه توسط هادی ابراهیمی 


جهان های موازی

The image “http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


اخترشناسان به کمک تلسکوپ های قدرتمند خود تاکنون از میلیاردها کهکشان در بخش های مختلف

جهان تصویربرداری کرده اند. در واقع اگر عرصه فضا را به اقیانوسی تشبیه کنیم ، کهکشانها همانند

جزایری از ستارگان هستند که در این اقیانوس با فواصل دور و نزدیک از همدیگر توزیع شده اند.

دانش کیهان شناسی نوین ، عملا همزمان با تولد نسبیت عام اینیشتن متولد شد. او به کمک این

نظریه ، توانست رفتار اقیانوس فضا-زمان را در حضور ماده تبین کند. به این ترتیب ، جهان ما مجموعا

یک حوزه فضا-زمانی واحد و پیوسته است که تمامی رویدادها و پدیده های کیهان در بستر آن رخ

می دهد. این حوزه فضا-زمانی (کل جهان ما) یک حوزه چهار بعدی است. حوزه ای با سه بعد

مکانی طول ، عرض و ارتفاع به اضافه بعد چهارم یعنی زمان . تمامی کهکشانها از جمله کهکشان

ما درون این اقیانوس چهار بعدی شناورند.

آیا کل هستی دارای همین سه بعد طول ، عرض و ارتفاع است ؟

یکی از مهمترین نظریات در این باره ، نظریه ریسمانها است . بر اساس این نظریه ، تمامی ذرات

بنیادین جهان در واقع ریسمانهای بسیار کوچک و مرتعش انرژی هستند که در یک فضا-زمان ده

بعدی در حال ارتعاشند. به عبارتی بر مبنای نظریه ریسمان ها، کائنات باید به جای چهار بعد ،

ده بعدی باشند.

نظریه دیگر در این رابطه ، نظریه M است . طبق این نظریه یک بعد جدید به کائنات افزوده می شود

بنابراین کل هستی 11 بعدی است که 10 بعد آن مکانی و یک بعد آن زمانی است. این مجموعه

11 بعدی حوزه نامتناهی و اسرار آمیزی به نام ابر جهان را تشکیل می دهند.بر اساس نظریه M

جهان ما در واقع یک صفحه یا بهتر بگوئیم یک ابر صفحه چهار بعدی شناور در ابر جهان است.

بر مبنای نظریه M علاوه بر صفحه جهان ما ، ابر صفحات یا جهان های بی شمار دیگری  نیز در

گستره ابر جهان شناورند اما از آنجایی که این جهان ها در خارج از جهان ما واقعند ، متوجه

حضور آنها نمی شویم . بر اساس نظریه M  هر  یک از جهان های شناور در گستره بیکران ابر جهان

می توانند قوانین بنیادین فیزیکی متفاوت و مربوط به خود را داشته باشند. به عنوان مثال برخی از این

جهان ها ممکن است مثل جهان ما چهار بعدی باشند و حتی موجوداتی دقیقا مثل ما انسانها در

آنها زندگی کنند. اما برخی دیگر ممکن است هفت بعدی یا هشت بعدی و خالی از سکنه باشند.

محاسبات مبتنی بر نظریه M نشان می دهد که حداقل ده به توان 500 جهان با قوانین فیزیکی

متفاوت در پهنه ابر جهان وجود دارد که قوانین بنیادین هر یک از آنها با دیگری متفاوت است.

آنچه بیان شد تعداد جهان هایی با ویژگی های فیزیکی متفاوت است ولی تعداد کل جهان ها

احتمالا نامتناهی است.


                                 نشریه دانستنیها  شماره 20  نویسنده : شهاب شعری مقدم

             


قربانی


اسماعیل ، اکنون نهالی برومند شده است ، جوانی جان ابراهیم ، تنها ثمر زندگی ابراهیم ، تمامی عشق

و امید و لذت و پیوند ابراهیم !

ابراهیم! به دو دست خویش ، کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکش!

ابراهیم! بنده خاضع خدا و انسان عاصی تاریخ بشر ، برای نخستین بار در عمر طولانیش ، از وحشت می لرزد،

قهرمان پولادین رسالت ذوب می شود ، و بت شکن عظیم تاریخ ، در هم می شکند ، از تصور پیام ، وحشت

می کند ، اما ، فرمان فرمان خداوند است.

جنگ! بزرگترین جنگ ، جنگ در خویش ، جهاد اکبر !

فاتح عظیم ترین نبرد تاریخ ، اکنون ، مغلوب ، ضعیف ، ترسیده ، آشفته ، و بیچاره!

جنگ ، جنگ میان خدا و اسماعیل ، در ابراهیم.

دشواری انتخاب!

کدامین را انتخاب می کنی ؟ ابراهیم !

خدا را یا خود را ! سود را یا ارزش را ! مصلحت را یا حقیقت را ! عاطفه را یا ایمان را ! بالاخره ، اسماعیلت

را یا خدایت را ؟

انتخاب کن ! ابراهیم.

اسماعیلت را بکش با دستهای خویش !

این است آنچه حقیقت از تو می خواهد . این است دعوت ایمان ، پیام رسالت .

این مسئولیت تو است ، ای انسان مسئول !

ای پدر اسماعیل !

حقیقت و منفعت ، با هم ، در او می جنگند ، منفعتی که با جانش بسته است و حقیقتی که با ایمانش !

تردید ، چه جانکاه ! چه خطرناک ! و در نتیجه ، توجیه !

اما ... اسماعیلم را ذبح کنم ؟ با دستهای خویش ؟

آری !

آری ، در برابر حق ، باید از اسماعیل گذشت ، مسئولیت عقیده ، از مسئولیت عاطفه برتر است.

غم ، همچون کفتاری خشمگین بر جان ابراهیم افتاده و از درون می خوردش ، بوی غم ابلیس را مست

می کند ، شاد می کند ، غم ، آدمیزاد را لقمه چرب چنگ  و دندان ابلیس می کند ،

ابلیس باز امیدوار شد ، در ابراهیم غمگین طمع بست آن چنان که باز به سراغش آمد و پنهانی در عمق

ناخودآگاه شعورش دوید و باز آنچه را در آن دوبار گفته بود ، تکرار کرد ،

 منطق ابلیس همیشه یکی است ، تکرار یک چیز است . هرچند به صدها رنگ و نیرنگ :

این پیام را من در خواب ... !

اما نه ، بس است ، دیگر بس است ابراهیم !

ابراهیم تصمیم گرفت ،

انتخاب کرد ،

پیداست که انتخاب ابراهیم ، کدام است ؟

کدام ،

آزادی مطلق بندگی خداوند !

ذبح اسماعیل !

پسر را صدا زد

پسر پیش آمد ،

ابراهیم ، حتی قادر نیست بر زبان آرد که : من مامورم تو را به دست خویش ذبح کنم . دل بر خدا

می سپارد و دندان غفلت بر جگر می نهد و می گوید :

اسماعیل ، من در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم ...!

پدر! در انجام فرمان حق تردید مکن ، تسلیم باش ، مرا نیز در این کار تسلیم خواهی یافت و خواهی

دید که - ان شاء الله - از صابران خواهم بود!

خود را به خدا سپرد ، کارد را بر حلقوم قربانیش نهاد ، فشرد ،

اما ...

آخ ! این کارد !

این کارد نمی برد ! آزار  می دهد ،  این چه شکنجه بی رحمی است!

کارد به خشم بر سنگ می کوبد!

همچون شیر مجروحی می غرد ، به درد و خشم ، بر خود می پیچد. می ترسد ، از پدر بودن خویش

بیمناک می شود. برق آسا برمی جهد و کارد را چنگ می زند و بر سر قربانیش ، که همچنان رام و

خاموش ، نمی جنبد دوباره هجوم می آورد ، که ناگهان ،

 گوسفندی!

و پیامی که :

ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل در گذشته است ، این گوسفند را فرستاده است تا بجای او

ذبح کنی ، تو فرمان را انجام دادی!

الله اکبر!


                                                    از کتاب حج   نویسنده دکتر شریعتی   

   

                         

چگونه درس بخوانیم ؟

1. اطلاعات اولیه

کسب اطلاعات اولیه باعث ایجاد کشش بیشتر برای یادگیری آن درس خواهد شد در نتیجه تمرکز بهتری

در آن بدست خواهید آورد.

* اطلاعات اولیه چگونه باشند ؟

الف) اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.

ب) اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند و فرآیند یادگیری باید به صورت تدریجی و روزانه باشد.

ج) اطلاعات اولیه را به شکلی خوب و دوست داشتنی برای خود بیان کنید تا شوقتان به یادگیری 

بیشتر شود .

د) به کاربردهای عملی مطالب علمی فکر کنید. کاربرد مطالب را در زندگی خود جستجو کنید.

به عنوان مثال قبل از آنکه به سراغ مفاهیم پیچیده اصطکاک بروید به این فکر کنید که زمستانها

در هوای سرد ، دستان خود را به هم می مالید تا گرم شوند .

2. دانستن قوانین

شناخت قوانین هر چیزی شما را به علاقه مند می کند . اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت 

نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند .

باید روش صحیح مطالعه را یاد بگیرید و بدانید این کتاب بر چه موضوعاتی تاکید می کند ، چه 

سبک و ساختاری دارد ، چگونه می خواهد به من یاد بدهد ؟

3. زبان گردانی

پس از مطالعه باید مطالب کتاب را به زبان خود بیان کنید تا برایتان قابل فهم و خوشایند باشد . 

مثلا نظریه نسبیت انیشتن را به زبان خود تعریف کنید .

4. با کتاب شوخی کنید

مثالهایی مهیج ، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک 

خواهد کرد. مثلا حرکت الکترون در سیم را به حرکت موتور سواری در خیابان تعبیر کنید.

5. توجه به لذت نهایی ، نه دشواری های مسیر

به سختیها فکر نکنید بلکه به موفقیت نهایی فکر کنید که بعد از تلاش بدست می آید.

  

                            از کتاب  مطالعه موفق با تمرکز   مولف : م. حورایی

             

سرگردانى مردم، و ضرورت تقوا


 


آن کس که بهشت و دوزخ را پیش روی خود دارد ، در تلاش است. برخی از مردم                                     به سرعت به سوی حق پیش می روند ، که اهل نجاتند ، و بعضی به کندی                                             می روند و امیدوارند ، و دیگری کوتاهی می کند و در آتش جهنم گرفتار است .                                         چپ و راست گمراهی ، و راه میانه ، جاده مستقیم الهی است ، که قرآن و آثار                                       نبوت ، آن را سفارش می کند ، و در گذرگاه سنت پیامبر (ص) است و سرانجام ،                                      بازگشت همه بدان سو می باشد. 
ادعا کننده باطل نابود شد ، و دروغگو زیان کرد ، هرکس با حق درافتاد هلاک گردید .
نادانی انسان همین بس که قدر خویش نشناسد . آن چه بر اساس تقوا پایه گذاری                                  شود، نابود نگردد. کشت زاری که با تقوا آبیاری شود ، تشنگی ندارد . 
مردم! به خانه های خود روی آورید ، مسایل میان خود را اصلاح کنید ، توبه و                                             بازگشت پس از زشتی ها میسر است . جز پروردگار خود ، دیگری را ستایش نکنید                                    و جز خویشتن خویش دیگری را سرزنش ننمایید.
 
                                         نهج البلاغه  خطبه 16  ترجمه : محمد دشتی 

زندگی سیلیکونی


آنچه ما امروز به عنوان کامپیوتر می شناسیم ، دستگاه الکترونی پیچیده ای است که از مدارهای منطقی 

بسیار کوچک و ریزپردازنده های بسیار پرقدرتی ساخته شده و مانند تمام تجهیزات الکترونیکی اطرافمان

از گوشی همراه تا مدارهای کنترلی هواپیمای غول پیکر ایرباس ، ماده پایه درون آنها سیلیکون است.

در اهمیت سیلیکون همین بس که هر پردازنده کامپیوتری ، ترکیبی از هزاران و حتی میلیون ها 

ترانزیستور و دیود ساخته شده از سیلیکون است.

علم الکترونیک مبتنی بر نیمه رساناهاست. نیمه رسانا به ماده ای گفته می شود که در حالت عادی

عایق جریان الکتریسیته است ولی با افزودن مقداری ناخالصی به آن قابلیت هدایت الکتریکی پیدا می کند.


از عصر آهن تا عصر سیلیکون

1. چرتکه

قدیمی ترین دستگاهی که انسان برای انجام محاسبات ریاضی از آن بهره گرفت. چرتکه هزار سال 

پیش از میلاد به کمک ریاضیدانان و  تاجران آمده است.

2. خط کش محاسبه

اولین خط کش محاسبه در سال 1623 ذز انگلستان اختراع شد و عملکردش به قدری خوب بود که

حتی مهندسان ناسا از آن برای انجام محاسبات ماموریت آپولو و برنامه فرود اولین فضانوردان بر سطح 

ماه استفاده کردند.

3. ماشین محاسبه

اولین ماشین محاسبه توسط فردی به نام ویلیام جیکارد ساخته شد.

4. محاسبه گر پله ای

ویلهلم لایب نیتز ، مدیر ساخت ماشین حسابی چهار کاره بود. مدت کوتاهی بعد از او هم بلز پاسکال

اولین ماشین حساب جهان را اختراع کرد.

5. ماشین محاسبه بخاری

در سال 1822 ریاضیدانی انگلیسی به نام چارلز بابیج ، ماشین محاسبه بخاری را پیشنهاد کرد.

این ماشین به اندازه یک اتاق بود و می توانست فهرستهایی از اعداد را مانند جدول لگاریتمی

حساب کند. 

6. موتور تحلیلی

بابیج به سراغ ایده بعدی خود رفت که موتور تحلیلی نام داشت. در این دستگاه او به فکر استفاده

از کارتهای پانچ بافندگی برای ذخیره اعداد و اطلاعات افتاد. در این دستگاه هر کارت منگنه 

می توانست به عنوان ذخیره اعداد به کار رود و اعداد محاسبه شده را برای محاسبات عددی 

ذخیره کند.

7. آی بی ام

فردی به نام هرمن هلدریت توانست از کارتهای پانچ برای شمارش آرا بهره بگیرد. اختراع او 

میزی بود که کارت خوان درون آن می توانست جای سوراخ کارت را تشخیص دهد. وقتی کارت

سوراخ شده درون دستگاه قرار می گرفت ، میله ای چرخ دنده های دستگاه شماره انداز مربوط 

به جای آن سوراخ را ، حرکت می داد و به این ترتیب نتایج کلی مشخص می شد.

8. انیاک

اولین کامپیوتر همه منظوره دنیا انیاک بود که علاوه بر اجزاء الکترومکانیکی ، از 18 هزار لامپ خلاء

بهره می برد و در سال 1946 آماده نصب شد. این کامپیوتر می توانست در هر ثانیه تا 300 عمل 

ریاضی را انجام دهد.

9 . ترانزیستور

در انتهای دهه 1950 و ابتدای دهه 1960 ، ترانزیستور اختراع شد و عصر سیلیکون آغاز شد.

ترانزیستور چندین برابر کوچکتر از لامپ خلاء بود و سرعت محاسبه را هم به حد چشمگیری بالا

می برد. استفاده از آن به جای لامپ خلاء ، آغازگر نسل دوم کامپیوتر بود.



                                               نشریه دانستنیها  شماره 21  نویسنده مجید جویا


            

بانوی قهرمان کربلا


خداوند متعال راست فرمود که سرانجام بدکاران ، زشت خواهد بود ، زیرا که آیات خدا را تکذیب کرده و

استهزاء نمودند.

ای یزید ، آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی ، و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ نمودی

و در نتیجه ما را مانند اسیران بهر طرف کشانیدی ، از این است که ما ، در نزد خدا خوار گشته ایم ؟

و یا ترا در پیش خدا قدر و منزلتی است ؟ و یا خیال کردی که این از بزرگی مقام تو است ؟

لذا چون دنیا را بکام خویش و جریان کارها را بمراد خود یافتی ، با تکبر باد در دماغ خویش افکندی و

خوشحال و مسرور ، نگران آرزوهای خود شدی ؟ 

بدان که اگر خدا مهلتی به تو داده است از این جهت است که میفرماید :

آنانکه کافر شدند هرگز گمان نکنند که اگر مهلتی به آنها میدهیم بنفع آنان است ، بلکه ما به آنها

مهلت میدهیم ، تا در گناه زیاده روی کنند ، آنگاه عذابی خوار کننده برای ایشان خواهد بود .

ای غلامزاده ! آیا از عدل و داد است ، که دختران و کنیزان خویش را در پس پرده نگهداری و دختران

رسول خدا (ص) را مانند اسیران بهرسو بگردانی ؟

پرده حجاب آنان دریده شد ، و صدایشان از محنت و غم بگرفت و محزون و اندوهگین بر روی اشتران 

بهر سو رانده شدند . آنان را بدست دشمنان در شهرها سرگردان نمودی ، نه محافظی داشتند

و نه منزلگاهی ، مردم از دور و نزدیک به آنان نظاره میکردند ، در حالیکه از مردانشان کسی در کنار

آنان نبود. 

آیا باز آرزو میکنی : ایکاش پیرمردان ما که در بدر کشته شدند ، شاهد بودند ؟ بدون اینکه خود را 

گناهکار بدانی و یا گناه خویس را بزرگ شماری .  اینک نیز با چوبدست خویش بر دندانهای

پیشین ابا عبدالله (ع) میزنی ؟

چرا چنین نکنی ، زیرا با ریختن این خونهای پاک و مطهر ، خون ستارگان روی زمین که از خاندان 

عبدالمطلب بودند ، عقده قلب مجروح تو گشوده شده ، و نهال غمت ریشه کن گشته است .

 مطمئن باش تو نیز به زودی مانند آنان به پیشگاه خداوند متعال باز میگردی ، و در 

آنجاست که آرزو خواهی کرد که ایکاش در دنیا لال و کور بودی ( و این اعمال از تو سر نمیزد ).

ای یزید ، بخدا قسم جز پوست خود نشکافتی ، و جز گوشت بدن خود قطع نکردی و بر خلاف

میل خود ، بزودی بنزد رسول خدا (ص) بازگشت خواهی نمود و اهل بیت و پاره های تن او را 

در حظیرة القدس در کنارش خواهی یافت ، همانروزی که خدا پراکندگی آنان را باجتماع مبدل

میسازد . 

هرگز گمان نکنید ، آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند ، بلکه زنده بوده و در نزد 

پروردگارشان روزی می یابند . 

و بزودی تو و  آنکسی که ترا بر کرسی نشانید و بر گردن مومنین مسلط نمود ، خواهید دانست ، 

کدامیک از ما بدکارتر و از حیث تعداد لشگر ناتوان تریم ، در آن روزی که قضاوت کننده خدا ، 

طرف و دشمن تو جد ما ، و اعضای تو گواهی دهنده بر علیه تو خواهند بود ، و اگرچه در این 

جهان ما را بغنیمت گرفتی ، ولی بزودی غرامت خویش را از تو خواهیم گرفت ، در آن هنگام

که تو جز به آنچه پیش فرستاده ای دست رسی نخواهی داشت . تو به پسر مرجانه  

(عبیدالله بن زیاد ) پناه خواهی برد و او نیز دست بدامان تو خواهد شد ، در حالیکه عجز و

پریشانی خود و یارانت را در پیشگاه میزان عدل الهی مشاهده میکنی ، در می یابی  که

بهترین توشه ای که برای خویشتن اندوخته ای ، همانا کشتن ذریه محمد (ص) می باشد.

قسم بخدا که جز خدا از کسی نمیترسم ، و جز باو بنزد کسی شکایت نمیبرم . تو هرچه 

توانی مکر و حیله خود را بکار بر و نهایت جدیت و کوشش خود را مبذول دار ، که قسم 

بخدا هرگز نمیتوانی از ننگ و عار رفتاری که با ما نمودی خویشتن را مبرا سازی .

                     

                  خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید پس از قیام عاشورا

                        از کتاب زینب بانوی قهرمان کربلا  تالیف : بانو دکتر بنت الشاطی 

                               ترجمه و نگارش : حبیب چایچیان و مهدی آیت الله زاده نائینی  


عبادت عامل تربیت



عبادت
مرکبی است برای تقرب به حق و در واقع برای تکامل واقعی بشر.

اسلام می خواهد افراد را چه از نظر اخلاقی،و چه از نظر اجتماعی تربیت کند.

محور مسائل اخلاقی خود را فراموش کردن ، از خود گذشتن و از منافع خود صرف نظر کردن است.       

در مسائل اجتماعی آن اصلی که مادر همه اصلهاست ، عدالت است. در حقیقت عدالت یعنی

رعایت حقوق افراد دیگر . آنوقتی که انسان می خواهد یک اصل اخلاقی را رعایت کند می بیند

منافعش در یک طرف قرار گرفته است و اخلاق در طرف دیگر . اینجاست که می بینیم بشری

که دم از اخلاق و عدالت می زند پای عمل که می رسد ضد اخلاق و ضد عدالت عمل می کند.

آنچه که پشتوانه اخلاق و عدالت است تنها ایمان است و اگر در انسان بوجود آید انسان به

سهولت راه اخلاق و عدالت را می گیرد و سود را کنار می زند.

چه وقت انسان به عدالت و اخلاق به عنوان عوامل مقدس ایمان پیدا می کند؟

آنوقت که به اصل و اساس تقدس یعنی خدا ، ایمان داشته باشد. لهذا بشر عملا به آن اندازه

به عدالت و اخلاق پایبند است که به خدا معتقد است.

بزرگان همیشه توصیه می کنند :

"در شبانه روز هر مقدار هم که کار زیادی داری ، یک ساعت را برای خودت بگذار"

یعنی انسان در آن لحظات برگردد به خودش ، به خدای خودش بازگردد و در آن حال فقط و فقط

او باشد و راز و نیاز کردن و استغفار کردن . استغفار کردن یعنی حساب کشیدن از خود.

حساب بکند در ظرف این بیست و چهار ساعت چه کرده است؟ فورا برای او روشن می شود که

فلان کارم خوب بود ، شکر می کند خدا را ، فلان کار را خوب بود نمی کردم ، تصمیم می گیرد

دیگر نکند و استغفار می کند.
 
 
   از کتاب طهارت روح  ( نماز و عبادت ) در آثار شهید مطهری  گردآورنده : حسین واعظی نژاد