منزل یکم : مغز یک و نیم کیلویی ما
مغز ما از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
1. مخ اولین بخش است که از همه بزرگتر است و بیشتر فضای درون جمجمه را پر می کند. خیلی
کارها می کند از جمله تفکر، احساس، به خاطر سپاری، و حل مسئله. حرکات بدن ما را نیز
هدایت و راهبری می کند.
2. در پشت سر ما و زیر مخ، بخش دوم واقع شده که اسم آن مخچه است. کار آن هماهنگی
حرکات و تعادل بدن است.
3. بخش سوم ساقه مغز یا پایه مغز نامیده می شود. زیر مخ و در جلوی مخچه قرار گرفته است.
پایه مغز، نخاع یا طناب میان مهره ای را به مغز متصل می کند. فرمان عملکردهای خودکاری
چون تنفس، ضربان قلب، فشار خون، و گوارش در دست اوست.
منزل دوم : تاسیسات پشتیبانی بسیار عالی
یکی از غنی ترین شبکه های خون رسانی بدن ما مخصوص مغز است. سرخرگ های این شبکه
در حدود 20 تا 25 درصد از کل خون بدن را با هر تپش قلب برای مغز به همراه می آورد تا در آنجا
میلیاردها سلول عصبی با ولع در حدود 20 درصد از همه اکسیژن و سوخت مصرفی بدن ما را
ببلعند. تازه زمانی که سخت مشغول تفکر هستیم ، کار بالا می گیرد و ممکن است تا 50 درصد
از کل سوخت و اکسیژن موجود در بدن نصیب این سلول ها شود.
منزل سوم : چین و چروک های مغز ( قشر مغز )
قشر مغز، سطح بیرونی مغز است که وظایف مهمی را بر عهده دارد :
1. دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از گیرنده های لامسه از سراسر بدن.
2. دریافت و تفسیر تصاویر، صداها، و بوهای جهان پیرامون.
3. اندیشیدن و تلاش برای حل مسائل و طرح ریزی و برنامه ریزی.
4. شکل دادن به خاطرات و ذخیره کردن آنها.
5. فرمان راندن بر حرکات ارادی.
منزل چهارم : نظری بر دو جناح رقیب
مغز از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده است. رهبری حرکات سمت چپ بدن توسط نیمکره
راست مغز و رهبری حرکات سمت راست بدن توسط نیمکره چپ انجام می شود.
منزل پنجم : ازدحام یاخته های عصبی
مغزی که به نهایت رشد خود رسیده باشد در حدود صد میلیارد یاخته عصبی یا نورون در خود دارد.
هر یک از این صد میلیارد یاخته شاخه هایی دارد که با شاخه های دیگران اتصالات بسیار متعددی
برقرار می کنند. یک شاخه بلند که به آن آسه می گویند و چند شاخه کوتاه و پر انشعاب به نام
دارینه که از دار به معنای درخت گرفته شده است. تعداد اتصال های میان این شاخه ها به
بیش از صد هزاز میلیارد می رسد. جنگل انبوهی از یاخته های عصبی که آدم را به سرگیجه
می اندازد. دانشمندان هم به آن جنگل نورونی می گویند. نشانک هایی که در این جنگل هزار تو
رد و بدل می شود آجر بنای ساختمان خاطرات، اندیشه ها و احساسات ماست.
منزل ششم : گفت و گوی سلول ها
نشانک هایی که خاطرات و افکار ما را قرار است پدید آورند، در واقع از جنس تغییرات و نوسانات
الکتریکی بسیار خرد و ظریف هستند. این تغییرات در بدنه یاخته های عصبی پدید می آیند و از
طریق همان نقاط اتصال که درباره شان صحبت کردیم از یک یاخته به یاخته دیگر منتقل می شود.
یک نقطه اتصال را همایه می نامند. وقتی هیجان الکتریکی در بدنه یک یاخته ایجاد می شود ،
به آسه آن کشیده می شود و در طول آن مثل یک موج حرکت می کند، به آخر راه، که همان
همایه باشد ، وقتی که می رسد باعث می شود کیسه های خیلی کوچولوی حاوی مواد
شیمیایی خاص، رو به بیرون باز شوند و این مواد شیمیایی را آزاد کنند ، موادی که انتقال
انتقال دهنده های عصبی نامیده می شوند. انتقال دهنده ها وقتی رها می شوند آن فاصله
اندک را طی می کنند و به دارینه یاخته بعدی می رسندو در جایگاهای مخصوصی بر سطح آن
می نشینند و آن یاخته را فعال می کنند. دانشمندان تاکنون تعداد زیادی از این انتقال دهنده ها
را شناسایی کرده اند. در بیماری آلزایمر ، هم حرکت و جابه جایی نوسانات الکتریکی و هم
عملکرد انتقال دهنده ها مختل می شود.
منزل هفتم : زمزمه یاخته ها
در طی زمان هر آنچه تجربه می کنیم باعث می شود الگوهایی در نشانک های رد و بدل شدنی
میان یاخته های پر شمار مغز شکل بگیرد، الگوها مرکب از انواع و قدرت های مختلف این نشانک ها
هستند. در واقع آنچه میان یک الگو با الگوی دیگر تفاوت ایجاد می کند ، نوع و قدرت نشانک های
پدید آورنده هر یک از آنهاست. این الگوهای فعالیت میان یاخته ای همان چیزی است که در مقیاس
سلولی روش کار مغز ما را توضیح می دهد : افکار، خاطرات، مهارت ها، و احساس ما درباره وجود
خودمان، همه به همین طریق در مغز شکل می گیرد.
نشریه دانشمند ، شماره 571 ، مترجم : فرزین آقازاده ، منبع : http://lifesciencedb.jp