افت تحصیلی چیست؟ عوامل موثر بر آن کدام است؟

 

وقتی فاصله بین استعداد بالقوه فرد و استعدادهای بالفعل او مشهود و زیاد باشد می گوئیم افت تحصیلی

اتفاق افتاده است. افت تحصیلی فقط تجدیدی و مردود شدن نیست بلکه وقتی که یادگیریهای دانش آموز از

توان بالقوه و حد انتظار کمتر باشد افت تحصیلی اتفاق افتاده است.

عوامل موثر در افت تحصیلی:

ضریب هوشی پایین:

دانش آموزی که ضریب هوشی ( آی کیو ) او 70 به پایین است طبیعتا در آموزش مشکل خواهد داشت.

نباید دانش آموز را با دیگری مقایسه کرد بلکه باید کاری کرد که از استعدادهای حاضر بهترین استفاده را

ببریم. احترام به هوش فرزندان، پذیرش آن از سوی خانواده و معلم و تلاش برای فعال کردن آن از

ضروریات امور تربیتی است. دانش آموز با داشتن ضریب هوشی متوسط ( 100 ) می تواند به درجات

علمی خوبی برسد به شرطی آنکه امکانات روانی، محیطی و آموزشی مناسب هم فراهم باشد.

بیسواد بودن والدین و عدم رفع اشکالات درسی دانش آموز:

بیسواد بودن والدین و ناتوانی آنها در هدایت تحصیلی فرزندان و رفع اشکالات درسی آنها یکی از عوامل

مهم افت تحصیلی دانس آموز است. هوش و توان تحصیلی در این خانواده ها آسیب می بیند و فرزند

روزبروز از نظر اعتماد بنفس به تحلیل می رود. بهتر است والدین به سوی با سواد شدن قدم بردارند و

آموزش ببینند تا بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و به آنها در یادگیری کمک کنند.

مدرسه هراسی و ترس از معلم:

گاهی مدرسه هراسی و ترس دانش آموز از معلم آنقدر بالاست که تعادل روانی و رفتاری او را بهم می

ریزد. اضطراب در احساس دانش آموزان اثر می گذارد، تمرکز ذهن را مختل می کند و هیجانات فرد از

تعادل خارج می شود. دانش آموز در کلاس باید بتواند از معلم سوال کند و پاسخ بشنود. نباید دانش آموز

پیش دیگران مسخره شود. تنبیهات شدید معلم هم باعث مدرسه گریزی دانش آموز می شود.

نداشتن ارتباط بین والدین و مدرسه:

نبودن رابطه بین اولیاء و مدرسه باعث فراموش شدن معلم و دانش آموز می شود. ضعفهای او پنهان می

ماند، اشکالات رفتاری و درسی رفع نمی شود. داشتن نمرات پایین و تکرار آنها بی کفایتی دانش آموز را

تقویت می کند و ادامه این روند افت تحصیلی را بدنبال خواهد داشت. در مدرسه باید شرایطی فراهم شود که

والدین بتوانند با آرامش و عزت نفس با مدیر، معلم و فرزند خود ارتباط برقرار کرده و درباره اخلاق،

رفتار، درس و تلاش او جویا شوند.

نبودن آرامش روانی و عاطفی در منزل:

عدم امنیت روانی در منزل، انداختن ترس و لرز بر جان فرزندان، کتک کاری بین زن و مرد، طلاق و

جدایی، اعتیاد والدین، فقر و نداری، مهاجرت های تحصیلی و... از جمله عواملی هستند که در افت تحصیلی

فرزندان بسیار موثرند. نمی توان بد زندگی کرد اما خوب تربیت نمود، بلکه در منزل باید زمینه های

آرامش روانی، عزت نفس، پذیرش فرزندان، احترام به آنها، کنترل واژه ها و گرامی داشتن تلاش فرزندان

در نظر گرفته شود تا دانش آموز با راحتی خیال، احساس ارزشمندی و احساس امنیت روانی به تلاش و

تحصیل خود ادامه دهد.

بکار بردن واژه های تحقیر آمیز در منزل:

نوع واژه هایی را که والدین در منزل بکار می برند اگر تحقیر آمیز و همراه با توهین باشد و این روند

ادامه یابد آثار سوء روانی در فرزندان و حتی خود والدین می گذارد. واژه های منفی احساس بی کفایتی را

در فرزندان تقویت می کند. دانش آموز خود را شایسته آموختن نمی داند و می گوید: من توان

خواندن این درس را ندارم و یا من هرگز به جایی نمیرسم. این نگرش و خودپنداره دانش آموز درباره

خود، ریشه در دوران کودکی و خانواده دارد. توهین به هوش دانش آموز و مسخره کردن نمره دریافتی او

و مقایسه کردن فرزند با دیگران و همچنین بد گویی پشت سر معلم دانش آموز و به استهزاء گرفتن آموزش

و پرورش از سوی " والدین ناوارد " از عوامل مهم افت تحصیلی فرزندان است. والدین اگر فرزندان سالم،

نیکوکار و درسخوان می خواهند اولین کار این است که باید در منزل واژه های خود را کنترل نمایند. کلماتی

را بکار ببرند که شادابی، خودارزشمندی، تلاش و " خودپنداره مثبت " را تقویت کند.

روش مطالعه غلط و معنی دار نبودن آموخته ها:

خوابیده درس خواندن، قدم زنان درس خواندن، در جای بسیار نرم نشستن، نزدیکی زیاد چشم به کتاب،

رعایت نکردن استراحت در طول مطالعه، نداشتن تمرکز و دقت، شلوغ بودن روی میز مطالعه و... باعث

می شود یادگیری به نحو مطلوب اتفاق نیافتد و ما نتوانیم در امتحان نمره مناسب بگیریم.

کارا نبودن معلم در تدریس:

معلم باید با علم روانشناسی و تدریس روز آشنا باشد. از دانش آموزان درباره شیوه تدریسش نظرخواهی

کند و با همکاران موفقش مشورت کند.

اختلات شخصیتی و مشکلات جسمانی کودک:

گاهی علت افت تحصیلی دانش آموز به ویژگی های روانی و شخصیتی فرد برمی گردد. بیش فعال بودن

کودک، اختلال سلوکی، افسردگی های خفیف، نگرانی از خانواده، مهاجرت از مدرسه قبلی، آزار و اذیت

دانش آموزان، طلاق و جدایی، بی سرپرست بودن یا بد سرپرست بودن دانش آموزان و مشکلات شخصیتی

دیگر می تواند افت تحصیلی رابرای فرزند فراهم کند. گاهی علت مشکلات تحصیلی و یادگیری دانش آموز

مشکلات فیزیولوژیکی و بدنی است. کم خونی، بیماری قند، داشتن انگل، اختلال در غده تیروئید، صرع

خفیف و ناشناخته و... از جمله عواملی هستند که می تواند در تحصیل دانش آموز اثر گذاشته و افت

تحصیلی را بوجود آورند.

اضطراب در امتحان و ترس از نمره کم:

اضطراب در امتحان اگر شدید باشد تمرکز فرد، مختل شده و پردازش مطالب در ذهن بهم می ریزد و باعث

افت تحصیلی می شود.

عنوان کتاب: روانشناسی خانواده ( تربیت فرزندان سالم- موفق- نیکوکار )

نویسنده: حسین علیزاده ( کوزه کنان ) 

عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی


چنانکه آموخته های فرد متناسب با توان و استعدادهای بالقوه اش باشد یا فاصله ای بین توان بالقوه 

و توان بالفعل دانش آموز نباشد می گوئیم پیشرفت تحصیلی اتفاق افتاده است.

وضعیت فرهنگی خانواده:

در خانواده هایی که والدین از طریق کلام و رفتار به علم دانش آموز و معلم او احترام می گذارند موفقیت

تحصیلی در این خانواده ها بیشتر مشاهده می شود. همچنین در در خانواده هایی که والدین با کتاب،

روزنامه و مطالعه سروکار دارند علاقمندی فرزند هم به مطالعه و بخصوص درس افزایش می یابد.

آرامش روانی و عاطفی خانواده:

در خانواده هایی که فرزندان احساس امنیت روانی می کنند و پیوسته پدر و مادر را حامی و پشتوانه خود

می دانند انرژیهای روانی آنها برای تحصیل و موفقیت صرف می شود.

نوع دوستان دانش آموز و ویژگی های آنها:

داشتن دوستان صمیمی، نیکوکار، شاداب، سالم و درسخوان زمینه علمی بودن و به مطالب علمی پرداختن

را فراهم می کند. ارتباط با دوستان علمی و تلاشگر، جذب گروه علمی شدن و توانایی های خود را نشان 

دادن باعث می شود رفتارهای علمی هم شکل بگیرد.

آموزشهای تقویتی:

والدین باید این اصل تربیتی را بیاموزند که همه دانش آموزان در یک زمان ثابت به یک سطح یادگیری

نمیرسند بلکه زمان برای آنها متفاوت است. گاهی لازم است ساعات درسی افزایش یابد و یا استفاده از

معلم کمکی، کتاب راهنما، سی دی های آموزشی و حضور در کلاسهای جبرانی بسیار مناسب و مفید 

خواهد بود.

انجام منظم تکالیف درسی در منزل:

انجام منظم تکالیف، آموخته ها را پایدار میکند. بین دانش آموز و مطالب درسی ارتباط شناختی ایجاد

می کند. نظم در انجام کارها و آموزش، مغز را برای یادگیری فعالتر می کند و این دانش آموزان درسها را

خوب یاد گرفته و پیشرفت می کنند.

آشنایی والدین با ویژگی های روانی فرزندان:

در خانواده هایی که والدین با ویژگی های روانی و شخصیتی فرزندان خود آشنایی دارند و آنها را ارضاء

می کنند، تشویق فرزندان و پاداش دهی به موقع، علاقمندی آنها را برای یادگیری بالا برده و موجب 

پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.

رفتار معلم و نوع برخورد او در کلاس:

یک تحقیق نشان می دهد 71% دانش آموزان علت پیشرفت تحصیلی خود را " همدلی معلم " با آنها

می دانند. آنها گفته اند ما در کلاس با این معلم راحت بودیم و این راحتی باعث می شد ما مطالب را 

راحت تر یاد بگیریم. یک معلم مهربان و صمیمی می تواند حتی خلاء عاطفی و روانی دانش آموزان را

که با مشکلات خانواده ارتباط دارد پر کند. تشویق زبانی معلم و پاداش دادن او انرژیهای روانی فرد را

فعال کرده و روز به روز پیشرفت تحصیلی و تعادل رفتاری دانش آموز بهتر خواهد شد.

عنوان کتاب: روانشناسی خانواده ( تربیت فرزندان سالم- موفق- نیکوکار )

نویسنده: حسین علیزاده ( کوزه کنان )  

اعتماد به نفس چیست؟

 

اگر بطور ساده بیان کنیم، اعتماد به نفس یعنی شخص، احساس دوست داشتنی بودن، کفایت و شایستگی

کند. اعتماد به نفس در کودکان در درجه اول از طریق کیفیت رابطه ما با آنها، نضج می گیرد و رشد می

کند. بچه ها چون نمی توانند بطور مستقیم خود را ببینند، از طریق بازتاب، خود را می شناسند. تصور

کودکان اینست که رفتاری که شما با آنها دارید همان چیزی هست که آنها شایستگی دریافت آن را دارند.

بنابراین وقتی با کودکان با احترام رفتار می شود، آنها نتیجه گیری می کنند که شایسته احترام بوده، پس

احترام به خود در آنها تقویت می شود. وقتی آنها گرامی داشته می شوند، نتیجه می گیرند که شایستگی آن

را دارند که دوست داشته شوند و اعتماد به نفس آنها بالا می رود. اما وقتی با آنها بد رفتاری می شود یا

مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، نتیجه می گیرند که شایسته چنین برخوردی هستند.

چهار عامل برای اعتماد به نفس بالا:

احساس تعلق، منحصر به فرد بودن، قدرت، آزادی بیان.

وقتی بچه ها در یکی از زمینه های بالا احساس رضایت می کنند، اعتماد به نفس آنها تقویت می شود.

احساس تعلق:

اولین عاملی که سبب می شود بچه ها احساس تعلق کنند زمانی است که به طور ویژه مورد علاقه و احترام

فردی قرار می گیرند. علاوه بر آن، آنها نیاز دارند این فرد بخصوص کسی باشد که از آنها حمایت کند و

ایشان را راهنمائی کند. بچه ها ضمنا دوست دارند تاریخچه ای داشته باشند، و نیاز دارند احساس ریشه دار

بودن و گذشته داشتن کنند. هیچ وقت توجه کرده اید، بچه ها چقدر دوست دارند داستانهائی درباره کودکی و

شیرین کاریهای خود بشنوند؟  دارای تاریخچه بودن و احساس پیوستگی کردن، حس امنیت و ایمنی را در

کودکان افزایش داده، به آنها کمک می کند ارتباطی سالم با دنیا در سطحی وسیع برقرار کنند.

منحصر به فرد بودن:

لازمه کار این است که ما فرزندانمان را " جدا " ببینیم تا بتوانیم حس منحصر به فرد بودن آنها را تقویت

کنیم. هر کودکی هنرهای مخصوص به خود را دارد که می تواند به دنیا عرضه کند و این ابراز وجود می

تواند به اشکال گوناگون از کارهای هنری گرفته تا کارهای فکری، فعالیتهای ورزشی، نحوه مخصوص

لباسی پوشیدن، استعداد در موسیقی، سرگرمی های مختلف و غیره، متجلی شود. وظیفه ما اینست به

فرزندانمان کمک کنیم تا خود را کشف کنند.

قدرت:

وقتی به فرزندانمان اجازه می دهیم برای خود تصمیم بگیرند و مسائلشان را حل کنند، به آنها کمک می کنیم

حس استقلال و قدرت شخصی را در خود تقویت کنند. ضمنا این به بچه ها احساس قدرت می دهد که حس

کنند می توانند کمک های سودمندی به خانواده بکنند. وقتی به بچه ها مسئولیت می دهیم، در واقع احساس

شایستگی را در آنها تقویت می نمائیم. احساس قدرت ضمنا زمانی حاصل می شود که بچه ها ببینند در

کارهای که شروع کرده اند به موفقیت رسیده اند.

آزادی بیان:

بچه ها باید قادر باشند آنچه را که فکر می کنند به زبان آوردند. احساسات خود را آزادانه بیان کنند، و آنچه

را که می خواهند و نیاز دارند، طلب کنند. فقط در صورت داشتن این آزادیها است که حس هویت آنها

منسجم می شود.

عنوان کتاب:  معجزه تشویق ( چگونه حس اعتماد به نفس فرزندمان را بالا ببریم )

نویسنده: دکتر استفانی مارستون     ترجمه: توراندخت تمدن ( ملکی )

درخواست های یک کودک از والدینش

 

دستان من کوچکند، لطفا هنگام جمع کردن تخت، کشیدن یک نقاشی یا انداختن یک توپ، انتظار انجام کاری

کاملا درست را از من نداشته باشید. پاهای من کوتاهند، خواهش می کنم آهسته راه بروید تا من هم بتوانم با

شما گام بردارم.

چشمان من آنگونه که چشمان شما دنیا را دیده اند، آن را ندیده اند، لطفا به من اجازه دهید که در محیطی

امن به جستجو بپردازم، جز در مواقع ضروری من را محدود نکنید.

من برای مدت کوتاهی کوچک هستم، لطفا برای تشریح همه چیز درباره این دنیای زیبا، برای من وقت صرف

کنید و این کار را با میل انجام دهید.

لطفا به نیازهای من حساس باشید، تمام روز را از من عیبجویی نکیند. با من همانطور رفتار کنید که دوست

دارید با شما رفتار بشود.

لطفا از من چنان نگهداری کنید که خداوند از شما خواسته است. من را در مقابل اعمالم مسوول بار بیاورید.

برای زندگی کردن مرا راهنمایی کنید و با روشی محبت آمیز نظم را به من بیاموزید.

من برای رشد کردن به تشویق شما نیازمندم. لطفا از سر تقصیرات من زود بگذرید و بدون انتقاد از من، از

کارهایی که انجام می دهم انتقاد کنید.

لطفا من را در مورد تصمیم گیری درباره کارهای مربوط به خودم آزاد بگذارید. به من اجازه بدهید، شکست

بخورم، از این طریق است که می توانم از اشتباهاتم درس بگیرم.

لطفا کارها را به جای من انجام ندهید، تا من احساس کنم که تلاشهایم با انتظارات شما کاملا منطبق      

نبوده اند. لطفا من را با خواهر و برادرم مقایسه نکنید.

لطفا من را از نظر مذهبی راهنمایی کنید. مراسم مذهبی را در خانه به من یاد بدهید، یا من را به یک مدرسه

مذهبی و نماز خانه ببرید، الگوهای خوبی برای دنبال کردن دستورات مذهبی برای من فراهم آورید.

عنوان کتاب: قدرت والدین ( برنامه ای برای کمک به موفقیت تحصیلی دانش آموزان )

تالیف: شری فرگوسن – لارنس ای. مازین     مترجم: خانم ن. پارسا

نکاتی پیرامون ارتباط با نوجوان

 

از نازپرورده کردن اجتناب کنید. کاری را که نوجوان می تواند خود انجام دهد، به جای آنها، آن هم

به طور منظم انجام ندهید.

احترام متقابل و اعتماد متقابل مبنای یک رابطه برابرند.

از کنترل کردن دست بکشید. از جنگ قدرت بپرهیزید. بدانید که جبر و زور اگر از ناحیه پدر و مادر باشد

تولید مقاومت می کند.

از نوجوانان خود انتظارات واقع بینانه داشته باشید.

روابطی فراهم آورید که نوجوان ها بخواهند تن به همکاری بدهند، به خود متکی شوند و قبول

مسئولیت کنند.

نوجوانان را تشویق کنید. روشهای تشویق نوجوان عبارتند از: دادن مسئولیت، توجه به همکاری نوجوان

در منزل، نظر خواهی از او، تشویق کردن نوجوان برای مشارکت در تصمیم گیریها، فبول اشتباهات،

تاکید به جریان و فرآیند به جای توجه به نتیجه، تبدیل جنبه های منفی به مثبت، احترام به قضاوت نوجوان،

داشتن انتظارات مثبت، به دیده متفاوت بر مسایل نگاه کردن.

در هر یک از ویژگیهای فرزندانتان به جنبه های مثبت آن توجه کنید.

گوش دادن روشی برای کمک به نوجوان است تا با مسایلش بهتر روبه رو شود. برای اینکه موثر

گوش دهید غرولند نکنید، انتقاد نکنید و از تهدید کردن، داد سخن دادن، مسخره کردن یا تضمین دادن

بی جهت خودداری ورزید. آرامش داشته باشید و علاقه نشان دهید.

از بحث و منازعه دوری کنید. مشاجره نهایتا به طرفین احساس درستی نظرشان را می دهد.

انتقاد را به حداقل برسانید. اگر فکر می کنید انتقاد ضرورت دارد، به جای شخص از عمل او انتقاد کنید.

توافق های به عمل آمده را رعایت کنید.

نه تنها نوجوانتان را بلکه خودتان را هم تشویق کنید.

عنوان کتاب: پدر، مادر، نوجوان ( آموزش قدم به قدم برای تربیت موثر نوجوانها )

نوسندگان: دون دینک میر، گری مک کی

مترجم: مهدی قراچه داغی

اصولی ساده برای تربیت فرزند موفق

 

کاری کنید که فرزندانتان احساس کنند به آنها عشق می ورزید:

در آغوش کشیدن فرزندانتان بطور مرتب، رابطه ای میان شما و آنان ایجاد می کند که باعث می شود به

آرامش دست یابند و بهتر به حرف شما گوش دهند. وقتی بچه ها بدانند که والدینشان به آنها عشق می

ورزند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند و بیشتر تلاش می کنند در مدرسه دانش آموز خوبی باشند.

به فرزندانتان نظم و انضباط شخصی را بیاموزید:

نظم و انضباط بعد از عشق مهم ترین چیزی است که هر پدر و مادری می تواند به فرزندش بدهد. با وضع

قوانین در منزل فرزندانتان می فهمند شما آنها را دوست دارید و چه توقعی از آنها دارید. وقت صرف کنید و

به آنها توضیح دهید چرا آن قوانین مهم هستند. وقتی قانونی را وضع می کنید هرگز آن را نقض نکنید.

با فرزندانتان ارتباطی خوب برقرار کنید:

ارتباط خوب زمانی برقرار می شود که هر دو طرف اطمینان داشته باشند دیگری به سخنان آنها گوش می

دهد. برای اینکه به فرزندانتان نشان دهید به افکار و عقاید آنها علاقمند هستید، نظریات آنها را درباره ی

وقایعی که در مدرسه، خانه یا دنیا رخ می دهد جویا شوید و پاسخ آنها را تکرار کنید و نشان دهید که دارید

به حرف های آنها گوش می دهید. ضمنا به تصمیماتشان احترام بگذارید.

عزت نفس فرزندتان را تقویت کنید:

عزت نفس زمانی در وجود فرزندتان رشد می کند که به آنها آزادی و فرصت بدهید تا خودشان اختیار

کارهایشان را در دست بگیرند. با ثبت نام فرزندتان در کلاس های ورزشی و فعالیتهای بعد از مدرسه به او

فرصت می دهید تا بفهمد در چه زمینه هایی استعداد دارد و وقتی در آن زمینه ای که استعداد دارد موفق

شود، یکی دیگر از جنبه های هویتش را پرورش می دهد. با سپردن وظایفی در خانه به فرزندانتان و کمک

خواستن از آنها در امور منزل باعث می شوید احساس مهم بودن کنند. بچه ها وقتی ببینند شما به چشم آدمی

سختکوش و قابل اعتماد به آنها نگاه می کنید، عزت نفس شان افزایش پیدا می کند.

به فرزندانتان کمک کنید دانش آموزانی خوب شوند:

بچه هایی که در خانواده ای دلسوز و سرشار از عشق به سر می برند و در نتیجه احساس امنیت می کنند،

کمتر دچار حواس پرتی می شوند و خیلی بهتر می توانند اطلاعات را جذب کنند. بنابراین، اولین گام این است

که کاری کنید فرزندتان پی ببرد که خوب درس خواندن در مدرسه چقدر حائز اهمیت است.

تاثیرات بیرونی را در نظر بگیرید:

ما والدین می توانیم با فرزندانمان درباره ی انگیزه های دیگران برای تحت تاثیر قرار دادن آنها گفتگو کنیم

و با این کار تاثیرات بیرونی را در آنان به حداقل برسانیم. والدین باید به بچه هایشان هشدار بدهند که تبلیغات

تلویزیونی فریب دهنده هستند و تلویزیون صرفا سعی دارد کاری کند بینندگانش باور کنند که آنها فقط با خرید

محصولاتی به خصوص، می توانند به عشق، پول و زیبایی غیر واقعی و مبالغه آمیز را که هیچ کس در آن

زندگی نمی کند، به نمایش نمی گذارند. دوستان فرزندان ما نیز نقش مهمی در زندگی آنان ایفا می کنند. آنها

می توانند زندگی فرزندان ما را غنی تر کنند و به زندگی آنها معنا و مفهوم ببخشند. از طرف دیگر، دوست بد

و ناباب می تواند رفتارهایی را به فرزند ما بیاموزد که یک عمر زندگی او را تحت تاثیر قرار بدهد. اگر شما

زمانی را صرف کنید و دلایل تان را به دقت برای فرزندتان توضیح دهید (و اگر در گذشته منصف بوده باشید)،

بی شک فرزندتان شما را مهم ترین الگوی تاثیرگذار در زندگی اش قرار می دهد.

احساس تعلق را در فرزندتان تقویت کنید:

شما باید برای فرزندانتان از وقت و انرژی خود مایه بگذارید و به آنها توجه کنید تا متقاعد شوند نقش

محوری در زندگی شما بازی می کنند. در عین حال، فرزندانتان باید احساس کنند که در خانواده به حد و

مرزهای آنها احترام گذاشته می شود. بچه هایی که این احترام را دریافت می کنند، کمتر حالت دفاعی به

خودشان می گیرند و کمتر با محدودیت های والدین شان که از نظر خیلی از بچه ها اجباری است، می جنگند.

در فرزندتان انگیزه ایجاد کنید:

قبل از اینکه فرزندانتان خانه را ترک کنند، به آنها بیاموزید که دنیا به شدت در برابر اعمال منفی شان

واکنش نشان می دهد و در برابر اعمال خوب و مثبت آنان خنثی عمل می کند. این یکی از سخت ترین درس

هایی است که فرزندانتان باید بیاموزند. به دلیل واکنش های به شدت منفی که ممکن است جامعه نسبت به

فرزندانتان داشته باشد، شما باید در مقام عضوی از خانواده به آنها امید و دلگرمی بدهید. مهم تر از همه،

شما با دادن امید و دلگرمی در فرزندتان انگیزه ایجاد می کنید که سعی کند بهترین کارمند، بهترین والد و

بهترین عضو جامعه باشد. اگر فرزندان ما انگیزه دادن به خود را بیاموزند، در برابر انتقاد های دیگران

مصون خواهند ماند. وقتی به فرزندانتان تفهیم می کنید که نشان دادن استعدادها و مهارت هایشان به سود

اطرافیان و به طور کلی جامعه است، دیگر آنها خجالت نخواهند کشید و از کمرویی دست برخواهند داشت.

حس معنویت را در فرزندانتان پرورش دهید:

دانستن اصول معنوی یا مذهبی برای شکل گیری هویت فرزندانتان ضروری است. بچه ها از فکر اینکه

خالقی ورای پدر و مادرشان از آنها مراقبت می کند و به آنها عشق می ورزد، احساس آرامش خاطر می

کنند. شما باید با فرزندانتان درباره ی عقاید مذهبی تان حرف بزنید تا آنان بتوانند عقاید خودشان را درباره ی

معنا و مفهوم زندگی پایه ریزی کنند. این قضیه موجب تقویت اعتماد به نفس در فرزندتان می شود. در ضمن

مردم در مراسم مذهبی دور هم جمع می شوند و این باعث تقویت ارتباط های اجتماعی می شود.

نقش والد، معلم و پرستاری خوب را بازی کنید:

اینکه ما به فرزندانمان چه می گوییم اهمیت چندانی ندارد، آنها بیشتر از همه رفتارهای ما را جذب می کنند.

به همین دلیل، باید مراقب باشیم رفتارمان طوری باشد که فرزندانمان نگرشی مثبت نسبت به ما داشته باشند

و باید طوری رفتار کنیم که موجب تقویت استعدادها و توانایی های آنها بشویم، نه باعث نابودی و تضعیف

آنها. اگر شما با ایجاد نگرشی مثبت در فرزندتان یا در امر بچه داری مشکل دارید، باید از مشاور کمک

بگیرید.

عنوان کتاب: اصولی ساده برای تربیت فرزند موفق

مولف: الکس لاچ

ترجمه: سیما فلاح – ماندانا نوران  

ده روش برای تشویق کردن نوجوان ها

 

به نوجوان تان مسئولیت بدهید.

از کمک او در کارهای منزل قدردانی کنید.

از نوجوان تان نظر خواهی کنید.

او را تشویق کنید که در تصمیم گیری ها مشارکت کند.

به جای نتیجه به تلاش توجه کنید.

اشتباهات را بپذیرید:  تا اشتباهی نباشد آموزشی نیست. اشتباهات را فاجعه نینگارید. فضایی ایجاد کنید تا آنها بتوانند به

راحتی درباره اشتباه شان حرف بزنند و از آن مطلبی بیاموزند.

نقاط ضعف را به نقاط قوت تبدیل کنید:  روی جنبه های مثبت کار کنید و به جنبه های منفی بی اعتنا شوید.

نشان دهید که به نوجوان تان اعتماد دارید:  برای نشان دادن اعتماد و اطمینان خود تصمیم های نوجوان تان را در

مورد انتخاب لباس، انتخاب دوست، برنامه های آینده و استفاده از اوقات فراغت بپذیرید. می توانید با نوجوان تان در

مورد برنامه های آینده مشورت کنید.

انتظارات مثبت داشته باشید:  پدر و مادری که کمال طلبی کنند مطمئنا نومید می شوند و نوجوانان شان

را گرفتار هراس می کند. به جای اینها از نوجوان تان انتظار چیزهای مثبت داشته باشید.

به دیده دیگری نگاه کنید:  از خلاقیت خود استفاده کنید و به مسائل با دید دیگری نگاه کنید. وقتی نوجوان شما با مساله

مایوس کننده ای به شما مراجعه می کند، از خود بپرسید جنبه تشویق آمیز این مساله کدام است.

عنوان کتاب: پدر، مادر، نوجوان ( آموزش قدم به قدم برای تربیت موثر نوجوانها )

نوسندگان: دون دینک میر، گری مک کی

مترجم: مهدی قراچه داغی

به ایجاد شخصیت مثبت در نوجوان تان کمک کنید

 

با نوجوان تان رفتار محترمانه داشته باشید. با یکدیگر برخوردی برابرانه بکنید. وقتی احترام متقابل میان

شما و نوجوان تان افزایش یابد، به حق و حقوق هم بهای بیشتری می دهید.

به رفتارهای مثبت بها بدهید. اشتباهات را به حداقل برسانید.

نوجوانتان را به همان شکل که هست بپذیرید. وقتی پذیرای نوجوان تان می شوید به آنها احساس بهتری 

می دهید و شرایطی فراهم می سازید تا بهتر به هدف های خود جامه عمل بپوشانند.

با دادن مسئولیت و انتظار رفتار مسوولانه به نوجوانان تان کمک کنید تا رفتار مسوولانه ای را به نمایش

بگذارند.

معیارهای منطقی و انتظارات واقع بینانه داشته باشید. از همه این ها مهم تر، الگوی فرزندان خود باشید و

تا حد امکان به گفته ها و توصیه هایتان عمل کنید.

به گفته های نوجوانان خود گوش دهید. سعی کنید احساسات نوجوانان تان را لمس کنید.

نوجوان تان را جدی بگیرید. ببینید چه علایق و خواسته ای دارد. برای آنها چه چیز اهمیت دارد:

لباس، روابط اجتماعی، ورزش، هنر، موسیقی، فعالیت های مدرسه، کتاب، سینما و نظایر آن.

عنوان کتاب: پدر، مادر، نوجوان ( آموزش قدم به قدم برای تربیت موثر نوجوانها )

نوسندگان: دون دینک میر، گری مک کی

مترجم: مهدی قراچه داغی

اینشتین را من تربیت کردم


نکاتی برای افزایش هوش کودک

نوزاد حتی پیش از آنکه به دنیا بیاید نیز می تواند چیزهایی را یاد بگیرد. او صداها را می شنود و از طریق 

آنها چیزهایی را می آموزد. بنابراین بهتر است در طول روز زمان هایی را به صحبت کردن با او بپردازید. 

برای او شعر بخوانید. ساعاتی از روز را با صدای بلند قرآن بخوانید تا او نیز بشنود.

کودک را به گردش ببرید، با او صحبت کنید، از او درباره همه چیز سوال کنید.

به درخواستهای تکراری کودکتان توجه کنید. تکرار ارتباط  نرون ها را در مغز تقویت می کند. بنابراین 

کتابی را برای دهمین بار پیش از اینکه روی داستان دیگری پافشاری کنید برای او بخوانید.

کودکان باهوش پدر و مادرانی دارند که برای آنها به عنوان یک فرد احترام قائل هستند، به توانایی های

آنها ایمان داشته و معتقدند که آن ها منحصر به فردند، اینگونه کودکان طبیعتا اعتماد به نفس خود را برای 

کارهای مخاطره انگیز و مبتکرانه افزایش می دهند.

ضریب هوشی کودکانی که در خانواده های پر مهر و محبت بزرگ شده اند از سایر کودکان بیشتر است.

همه حواس فرزندتان را تقویت کنید. به عنوان مثال چشم ها را برای دقت در رنگ ها و مکان ها در پدیده 

های هستی، شنوایی را برای گوش کردن به طبیعت.

فرزندتان را تشویق کنید درباره آنچه می بیند، حرف بزند. به ایده کودک ارزش دهید و برای آن ها اهمیت 

قائل شوید.

به کودکتان بی اعتنایی نکنید، سئوال هایش را معتبر و محترم بدانید، برای پاسخ گفتن به پرس و جوهایش 

وقت صرف کنید و کمکش کنید تا جواب خود را بیابد. گوش فرا دادن به سخنان کودک و آزاد گذاشتن او 

برای کنجکاوی، نتایج مطلوبی در جهت رشد کودک در بر خواهد داشت.

آن چنان با کودک رفتار کنید که احساس کند همان هست که باید باشد. بدین طریق به او کمک کرده اید تا 

چنان باشد که در توان دارد.

وقتی کودک جیغ می زند، به او پاسخ دهید. به کودک ابراز علاقه کنید. او را بغل و نوازش کنید تا در مغزش 

مدارهای مثبت شکل گیرد که با عواطف مرتبط است، بغل کردن آرام و تماس صمیمانه روزانه با کودک، 

امنیت عاطفی را در مغز او شکل می دهد.

از دستور دادن به کودک خودداری کنید، فقط با او حرکت کنید. به او اجازه دهید درباره موضوعات مختلف 

برای شما صحبت کند، نه آنکه شما با او صحبت کنید و دستور بدهید.

بر نقایص تمرکز نکنید و به جای آن تنها کار مثبت یا پیشرفت کودک را تشویق کنید.

صحبت با کودک تاثیر عمیقی بر رشد مغزی او دارد و در این امر مادران نقش حیاتی دارند.

همواره برای کمک به کودک خود در دسترس باشید و کودک خود را وادار کنید که ایده های جدید را امتحان 

کند.

حواس کودک را تحریک کنید. وسایل دوست داشتنی و تحریک کننده در محیط کودک باعث افزایش هوش او 

می شود. اشیایی از قبیل کیسه های کاغذی، تکه های اسفنج رنگی، بشقاب های پلاستیکی و اسباب 

بازیهای مختلف ....

با کودک بازی کنید. هنگام بازی، کودک فکر می کند، برنامه ریزی می کند، راه های تازه ای می یابد و 

تجربه می کند. بازی های تخیلی به روند آموزش طعم خوش سرگرمی می بخشد. در نتیجه کودک مشتاق 

است و همیشه دلش می خواهد بیشتر یاد بگیرد و این اساس هوش است.

کودک را ترغیب کنید خودش اسباب بازی بسازد. با اینکار خلاقیت وجودش بیدار می شود و یاد می گیرد 

تخیلش را به کار گیرد.

قصه گویی یک عنصر اساسی در رشد هوش است، این کار قدرت تفکر کودک را افزایش می دهد.

به اتفاق کودک داستانی بسازید و با هم آن را تکمیل کنید.

تمرینات خواندن و نوشتن را افزایش دهید. کودک را با محیطی پر از تصاویر گوناگون و وسایل علمی و 

هنری مانند کتاب، روزنامه و مجلات سرگرم کنید.

با کودک خود کتاب درست کنید. او داستانش را بگوید و شما برایش بنویسید و در پایان نقاشی کنید.

با کودک حرف بزنید. کودکی که به او اجازه صحبت کردن داده می شود و می تواند به راحتی افکار خود را 

بیان کند، در یادگیری زبان و رشد فکری پیشرفت بیشتری خواهد داشت.

به منظور توسعه توانایی های زبانی کودک مرتب از او سوال کنید.

مغز انسان با تمرین و ورزش توان پویایی و نرمش خود را به دست می آورد اما اگر مغز بیکار بماند و 

هیچ گونه فعالیت و کاری انجام ندهد تقویت نمی شود و کارایی و پویایی فکر از بین می رود.

باید تمایل به کسب انواع تجربه ها را در کودک برانگیخت. کودکی که فرصت هایی برای دیدن، شنیدن، مزه 

کردن، بو کردن ولمس کردن در اختیار دارد، ابزار اولیه خلاقیت را در دست دارد.

کودکانی که زیاد با اسباب بازی،  بازی می کنند اغلب از کودکانی که به میزان محدودی اسباب بازی در 

اختیار دارند خلاق ترند و قوه تخیل قوی تری دارند و آن هایی که به طور مرتب با والدین شان بازی می کنند 

در بزرگسالی از سطوح عالی تری از خلاقیت برخوردار می شوند.

ترس مانع رشد استعدادهای کودک می شود. از مهم ترین اقداماتی که ترس های کودک را از بین می برد، 

یافتن علت تشویق و نگرانی اوست.

کمبود مواد مغذی و تغذیه نا سالم از عواملی است که می تواند در رشد سلول ها و رگ ها و عملکرد مغز، 

تاثیر گذار باشد.

عنوان کتاب:  اینشتین را من تربیت کردم

تحقیق و ترجمه: محبوبه وفادار، الهام کامرانی

آثار و فواید بازی کودکان

 

افزایش خرد در بزرگسالی:

بر اساس روایات، سرکشی و بازیگوشی کودک در خردسالی، باعث می شود که عقل و خرد او در بزرگسالی

افزون گردد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

 سرکشی کودک در دوران خردسالی، مایه فزونی خرد و عقل او در بزرگسالی است. ( نهج الفصاحه، ص

564)

بردباری در بزرگسالی:

در حدیثی از امام کاظم (ع) آمده است که بازی گوشی و میل به بازی کودک در خردسالی، باعث می شود تا

در بزرگسالی بردبار باشد. (بحارالانوار، ج 57)

علت و دلیل این سخن روشن است، زیرا بازی کودک باعث شادابی، آرامش و تقویت حواس او می گردد و

آرامش روان در کودکی، شخصیت و اعتماد به نفس در مراحل بعدی زندگی را به دنبال خواهد داشت و آنگاه

که خرد و بردباری کودک زیاد شود، موفقیت او افزون خواهد شد.

آشنایی با مفاهیم دینی:

در بازی با کودک می توان مفاهیم دینی بسیاری را به او منتقل کرد. پیروزی، صبر،انتظار، حقوق دیگران،

ظلم، حق و ناحق و... نمونه های بارز مفاهیمی هستند که در بازی ها به کودک منتقل می شوند. همچنین

می توان از بازی هایی بهره جست که در آن ها به صورت غیر مستقیم مفاهیم دینی گنجانده شده اند.

رشد توانایی های کودک:

بازی های تحرک آمیز، باعث رشد عضلات و پرورش حس های او می گردند و این تحرک ها و تقویت

عضلانی، او را در انجام کارها و وظایف آینده اش یاری می دهند و از او انسانی توانا می سازند.

تخلیه ذهنی کودک:

بازی، وسیله ای مناسب برای از بین بردن مشکلات هیجانی-عاطفی کودکان از جمله خشم، ترس و اضطراب

به شمار می آید، بسیاری از بازی ها، باعث تخلیه هیجانات کودک می شوند و خشم او را می کاهند، وقتی

فرزندی در هنگام بازی در نقش قهرمانی موفق ظاهر می شود و با موجودی پلید مبارزه می کند، در حقیقت

خشم خود را کنترل می کند. کودکان در بازی ها خواسته های خود را بیان می کنند، گاه خود را به جای پدر یا

مادر قرار می دهند و با عروسک خود رفتار  پدرانه یا مادرانه ای انجام می دهند که دوست دارند با آن ها

انجام شود. گاهی رفتار والدین را در بازی تکرار می کنند، به عنوان مثال، دختر بچه ای عروسک خود را

سخت تنبیه می کند، در واقع او رفتار مادرش را با خود به دلایل گوناگون تکرار می کند و فریادهایی را که

بر سرش کشیده شده،  بر سر عروسک خود می کشد. کودکان با این گونه رفتارها، حود را تخلیه می کنند و

به قدرت های درونی خویش پی می برند.

آموزش نظم با بازی:

برای آموختن نظم و برطرف کردن بی نظمی کودک، می توان از بازی استفاده کرد. به صورت همراهی سبد

اسباب بازی های او را جمع کنید، به همراه شعر خواندن برای کم سن و سال ترها و به صورت مسابقه

برای بزرگترها این کار را انجام دهید. به عنوان مثال با او مسابقه بگذارید که هر کسی زودتر نیمی از

اسباب بازی های اتاق را جمع کرد، برنده شده است، یا زمان بگیرید، مثلا بگویید تا ده می شمارم(زمان باید

متناسب با کار باشد) یا او بازی (هر چیزی سر جای خود) را در زمان مشخصی با همراهی شما انجام دهد.

این کارها، به صورت بازی، نظم و تلاش برای منظم کردن را به او می آموزد.

چشاندن طعم پیروزی و شکست:

به طور معمول، بازی ها دارای برد و باخت، پیروزی و شکست هستند،  از این رو، با بازی می توان،

پیروزی و شکست در زندگی را به کودکان آموخت، به عنوان مثال، با کودکتان کشتی بگیرید، گاهی شما او

را به زمین بزنید و گاهی اجازه بدهید او شما را شکست دهد تا بدین وسیله طعم شکست و پیروزی را بچشد.

کودک باید یاد بگیرد که در آینده زندگی نیز پیروزی و شکست وجود دارد، هم تحمل شکست را بیاموزد و هم

طعم پیروزی را بدون غرور بچشد.

عنوان کتاب: دوران طلایی تربیت (تربیت دینی فرزند از تولد تا هفت سالگی)

نویسنده: محمد علی قاسمی

يادگيري اعتماد به نفس

 

توجه والدين به اين نكته ضروري است كه ضعف شخصيت يا عدم اعتماد به نفس ارثي نيست، بلكه اكتسابي

است‌، بنابراين رفتار پدر و مادرو اطرافيان در اين زمينه نقش مهمي را ايفا مي كند. در نتيجه والدين بايد به

گونه اي رفتار كنند كه اعتماد به نفس صحيح در كودكان تقويت شود و آنان را براي مسئوليت پذيري در

خانواده و اجتماع آماده سازد.

زمينه هاي ايجاد اعتماد به نفس

والدين و مربيان مي توانند زمينه هايي را ايجاد كنند تا كودكان همگام با رشد بدني و ظاهري، خود را بيشتر

باور كنند و به توانايي هاي خود پي ببرند و در انجام مسئووليت هايي كه در طول زندگي به آنان واگذار مي

شود، موفق باشند. برخي از اين مسئوليت ها عبارتند از:

برخورد مناسب بر اساس سن و رشد كودك:

 از همان نوزادي بايد به گونه اي رفتار كرد كه نوزاد احساس كند ارزشمند و گرامي است. در هر سن و

سالي كودك نيازهاي متفاوتي دارد، برآوردن درست اينگونه نيازها، نقشي به سزا در ساختار شخصيتي و

اعتماد به نفس كودك دارد. در هنگام نوزادي، مراقبت از كودك، شير دادن با محبت، با مهرباني در آغوش

گرفتن، ناز و نوازش كردن، لبخند زدن، حرف زدن با محبت، نگاه هاي محبت آميز، جاي مناسب از نظر

گرمايش و سرمايش، رفع نيازهاي مادي نوزاد، سبب مي شود تا در آينده كودكي با اعتماد به نفس داشته

باشيد.

تقويت ايمان:

ايمان و اعتماد به خدا باعث مي شود كه شخص احساس كند كه پشتوانه اي محكم و پشتيباني توانا دارد و

اين احساس، در كنار تلاش مناسب، انسان را به هدف مطلوب نايل مي كند. هر قدر ايمان فرزند به خدا بيش

تر باشد، خودباوري او نيز افزايش مي يابد. شخص با ايمان، هيچگاه نا اميد نمي شود. اگرچه بارها شكست

خورده باشد. اميد و مثبت انديشي از همان كودكي، شخص را در مسير خودباوري قرار مي دهد.

اعتماد به خدا:

اگر كودكان به خداي متعال اعتماد داشته باشند، در سختي ها او را وكيل و پشتيبان خود مي دانند، استرس و

نگراني شديد را به خود راه نمي دهند.

تلقين و تشويق:

يكي از ويژگيهاي فطري انسان، ميل به تشويق و تحسين است، هر كودكي نيز دوست دارد كه ستايش و  

تشويق گردد. استعدادهاي نهفته در سايه تشويق و تلقين شكوفا مي شوند، گويا تشويق او را نيرويي تازه مي

بخشد و اعتماد به نفس بيشتري براي انجام كارهاي بعدي پيدا مي كند.

 ايجاد فضا و محيط مناسب:

اگر كودكان در محيطي قرار بگيرد كه همه اهل تلاش باشند، آنان نيز به اين سمت و سو مي آيند. محيطي كه

تفكر، قدرت تخيل، كارهاي هنري و... برمي انگيزد، در افزايش خودباوري كودك تاثيري به سزا دارد.

نقل داستانهاي مناسب:

كودكان خود را قهرمان داستانهايي مي دانند كه مي شنوند و يا در فيلم و كارتون مي بينند، بنابراين نقل

سرگذشت مردان و زنان موفق، دين فيلم هايي كه نقش هاي آن بر اساس تلاش و رسيدن به اهداف تدوين

شده است، زمينه افزايش اعتماد به نفس فرزندان را فراهم مي كند.

مشاهده كودكان موفق، حافظ قرآن و مراسم تجليل از كودكان همه و همه در ذهن فرزندان مي ماند و آنان

نيز سعي مي كنند تا بتوانند، توانايي هاي خود را بروز دهند و بدانند كه آنان نيز مي توانند، در زمره انسان

هاي موفق جاي گيرند.

 عنوان كتاب: دوران طلايي تربيت - تربيت ديني فرزند از تولد تا هفت سالگي

نويسنده: محمد علي قاسمي