احادیثی از امام حسین (ع)

 

امام حسین (ع) فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

(بحارالانوار،ج 44،ص383)

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.

( بحار الانوار، ج 75، ص120 )

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.

(تحف العقول ، ص 245)

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.

(کشف ‌الغمّة، ج2، ص30 )

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید

(نزهه الناظر،ص 81)

اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

اى مردم در خوبى‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید.

(بحارالأنوار، ج 75، ص 121)

لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه

عقل جز به پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟

(اعلام الدین، ص 298)

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ ؛
هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.

(بحار الأنوار، ج 68، ص 184)

بهترین ایمان


بهترین ایمان

حضرت محمد (ص) فرمودند:

بهترین ایمان اینست که بخاطر خدا دوست بداری و بخاطر خدا دشمن بداری و از زبانت برای ذکرخدا

استفاده کنی و آنچه برای خود می خواهی، برای مردم بخواهی و آنچه برای خود نمی خواهی،

برای دیگران هم نخواهی، سخن به نیکویی بگویی یا خاموش باشی.

                                                                               نهج الفصاحه – حدیث 1273

احادیث

 

امام علی (ع) فرمودند:

خوش بینی به مردم موجب راحتی  فکر و روح و سالم ماندن دین است.   غررالحکم ، ح 4816

حضرت محمد (ص) فرمودند:

دنیا دوستی ریشه ی هر معصیت و آغاز هر گناهی است.   منتخب میزان الحکمه، ح 2194

امام علی (ع) فرمودند:

عمر تو مهریه خوشبختی توست، به شرط این که آن را در طاعت پروردگار بگذرانی. 

غررالحکم، ج 2، ص 499

امام علی (ع) فرمودند:

هر که از خدا یاری جوید خداوند او را یاری کند.   غررالحکم، ح 7763

امام علی (ع) فرمودند:

زهد، همان کوتاهی آرزو، شکر و سپاس در برابر نعمت، و پارسایی در برابر گناه است.

نهج البلاغه، خ 81   

حضرت محمد (ص) فرمودند:

به دنیا ناسزا مگوید که آن نیکو مرکبی است برای مومن، زیرا به وسیله ی آن به خیر و خوبی

می رسد و از شر و بدی می رهد.   بحار الانوار، ج 74، ص 180

حضرت محمد (ص) فرمودند:

حکایت مومن چون نخل است، هر چه از آن گیری سودت دهد.   نهج الفصاحه، ح 2727

حضرت علی (ع) فرمودند:

بزرگترین نادانی، ناآگاهی انسان از شان و منزلت خویش است.   غررالحکم، ح 2936

امام محمد باقر(ع) فرمودند:

هیچ عمل نیکی را هر چند که در نظرت بی ارزش باشد کوچک نشمار، که روزی موجب خوشحالی

تو می شود.   وسائل الشیعه، ج 42، ح 6

امام علی (ع) فرمودند:

خردمند به کار خویش تکیه کند و نادان به آرزوی خویش.   شرح غررالحکم، ج1، ص 32

حضرت علی (ع) فرمودند:

همنشینی با بدان، برای انسان بدی می آورد ... و همنشینی با نیکان نیکی می آورد... 

میزان الحکمه، ج 5، ص 278

امام رضا (ع) فرمودند:

سکوت وسیله ای برای جلب محبت دیگران و راهنمای خوبی هاست.   بحارالانوار، ج 71، ص 288

حضرت علی (ع) فرمودند:

با یقین است که هدف نهایی به دست می آید.   نهج البلاغه، خ 157

امام سجاد (ع) فرمودند:

هر که از خدا بترسد، خدا همه چیز را از او بترساند و هر که از خدا نترسد خدایش از همه چیز

بترساند.   میزان الحکمه، ح 4، قسمت ترس

امام کاظم (ع) فرمودند:

لازم ترین دانش، دانشی است که صلاح و فساد دل و رفتار را نشان دهد.   میزان الحکمه، ح 14139

 امام علی (ع) فرمودند:

بهترین سخن آن است که عمل خوب گوینده آن را تصدیق کند.   غررالحکم، ص 560

امام علی (ع) فرمودند:

هر کس نسبت به خود و عمل خویش گرفتار عجب شود از راه رشد و تعالی گمراه می شود.

غررالحکم، ح 10363 

امام صادق (ع) فرمودند:

درآمد حرام، در فرزندان اثر ( نامطلوب ) می گذارد ( و هدایت آن ها را دچار مشکل می کند ).

وسائل الشیعه، ج 12، ص 53

امام صادق (ع) فرمودند:

کسی که در راه برآورده شدن نیاز برادرش باشد، خداوند نیز در پی برآورده شدن حاجت اوست.

سفینه البحار، ج2، ص 481

 امام علی (ع) فرمودند:

کمک الهی به اندازه ی نیاز فرود می آید.   نهج البلاغه، حکمت 139

حدیث

 

غیر از کردار نیک، چیزی یار انسان نیست.

                                    حضرت علی (ع)

راه

 

حضرت محمد (ص) فرمودند:

هرگاه خواستی کاری انجام دهی، تامل کن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد.

                                        نهج الفصاحه - حدیث ۱۱۷

چهار ذکر الهی

 

حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند:

در شگفتم برای کسی که از چار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

1. در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر " حسبنا الله و نعم الوکیل "

( آل عمران آیه 171 ) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است:

پس ( آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق

تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند ( عافیت ) و چیزی زاید بر آن ( سود در تجارت )

بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

2. در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر " لا اله الا انت سبحانک انی کنت

من الظالمین " ( سوره انبیاء آیه 87 ) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است:

پس ما یونس را در اثر تمسک به این ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را

نجات می بخشیم. ( سوره انبیاء آیه 88 )

3.  در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر " افوض امری الی الله،

ان الله بصیر بالعباد " ( سوره غافر آیه 44 ) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده

است: پس خداوند ( موسی را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.

( سوره غافر آیه 45 )

4. در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر " ماشاء الله لا حول ولا

قوه الا بالله " پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: مردی که فاقد نعمتهای

دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود گفت: اگر تو مرا به مال و فرزند،

کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ  تو بدهد.

توکل

 

حضرت علی (ع) فرمودند:

 

توکل، قلعه حکمت است.

 

غررالحکم - شماره ۵۹۰

معرّفى بهترين بنده خدا (الگوى انسان كامل)

 

اى بندگان خدا همانا بهترين و محبوب‏ترين بنده نزد خدا، بنده‏اى است كه خدا او را در پيكار با نفس

يارى داده است، آن كس كه جامعه زيرين او اندوه، و لباس رويين او ترس از خداست، چراغ

هدايت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى‏ها و دشوارى‏ها را

بر خود نزديك و آسان ساخته است. حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته، همواره به ياد خدا بوده

و اعمال نيكو، فراوان انجام داده است. از چشمه گواراى حق سيراب گشته، چشمه‏اى كه به

آسانى به آن رسيد و از آن نوشيده سيراب گرديد. راه هموار و راست قدم برداشته، پيراهن

شهوات را از تن بيرون كرده، و جز يك غم، از تمام غم‏ها خود را مى‏رهاند، و از صف كور دلان

و مشاركت با هواپرستان خارج شد، كليد باز كننده درهاى هدايت شد و قفل درهاى گمراهى

و خوارى گرديد. راه هدايت را با روشن دلى ديد، و از همان راه رفت، و نشانه‏هاى آن را شناخت

و از امواج سركش شهوات گذشت. به استوارترين دستاويزها و محكم‏ترين طناب‏ها چنگ انداخت،

چنان به يقين و حقيقت رسيد كه گويى نور خورشيد بر او تابيد، در برابر خداوند خود را به گونه‏اى

تسليم كرد كه هر فرمان او را انجام مى‏دهد و هر فرعى را به اصلش باز مى‏گرداند.

چراغ تاريكى‏ها، و روشنى بخش تيرگى‏ها، كليد درهاى بسته و بر طرف كننده دشوارى‏ها،

و راهنماى گمراهان در بيابان‏هاى سرگردانى است. سخن مى‏گويد، خوب مى‏فهماند،

سكوت كرده به سلامت مى‏گذرد، براى خدا اعمال خويش را خالص كرده آن چنان كه خدا پذيرفته

است، از گنجينه‏هاى آيين خدا و اركان زمين است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او

آن كه هواى نفس را از دل بيرون رانده است، حق را مى‏شناساند و به آن عمل مى‏كند.

كار خيرى نيست مگر كه به آن قيام مى‏كند، و در هيچ جا گمان خيرى نبرده جز آن كه به سوى

آن شتافته. اختيار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پيشواى خود قرار داده است،

هر جا كه قرآن بار اندازد فرود آيد، و هر جا كه قرآن جاى گيرد مسكن گزيند.

                                                        نهج البلاغه - خطبه ۸۷ - ترجمه محمد دشتی

حکمت لقمان

 

امام صادق (ع) فرمودند:

به خدا سوگند، حکمتی که به لقمان از سوی پروردگار عنایت شده بود، به خاطر نسبت و مال و

جمال و جسم او نبود، بلکه او مردی بود که در انجام فرمان خدا قوی و نیرومند بود، از گناه و

 شبهات اجتناب می کرد، ساکت و خاموش بود، با دقت می نگریست، بسیار فکر می کرد، تیزبین بود

و هرگز در (آغاز) روز نخوابید و در مجالس ( به رسم مستکبران ) تکیه نمی کرد، و رعایت آداب

را کاملا می نمود، آب دهن نمی افکند، با چیزی بازی نمی کرد، و هرگز در حال نامناسبی

دیده نشد...

هیچگاه دو نفر را در حال نزاع ندید، مگر اینکه آنها را با هم صلح داد، و اگر سخن خوبی از کسی

می شنید حتما ماخذ آن سخن و تفسیر آن را سوال می کرد. با فقیهان و عالمان بسیار نشست

و برخاست داشت...

به سراغ علومی می رفت که بتواند به وسیله آن بر هوای نفس چیره شود. نفس خود را با

نیروی فکر و اندیشه و عبرت مداوا می نمود، و تنها به سراغ کاری می رفت که به سود

( دین یا دنیای ) او بود، در اموری که به او ارتباط نداشت هرگز دخالت نمی کرد، و از این رو

خداوند حکمت را به او ارزانی داشت.

                                                       از کتاب 50 نکته عرفانی  و اخلاقی

                                                        نویسنده: رقیبه عمادی ( رسولی )

ضرورت توكّل به خداوند

 

 و درود خدا بر او، فرمود: به يقين بدانيد خداوند براى بنده خود هر چند با سياست و سخت كوش

و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه كه در علم الهى  وعده فرمود، قرار نخواهد داد،

و ميان بنده، هر چند ناتوان و كم سياست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حايلى نخواهد

گذاشت، هر كس اين حقيقت را بشناسد و به كار گيرد، از همه مردم آسوده‏تر است و سود بيشترى

خواهد برد. و آن كه آن را واگذارد و در آن شك كند، از همه مردم گرفتارتر و زيانكارتر است،

چه بسا نعمت داده شده‏اى كه گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتارى كه در گرفتارى ساخته شده

و آزمايش گردد، پس اى كسى كه از اين گفتار بهرمند مى‏شوى، بر شكر گزارى بيفزاى،

و از شتاب بى جا دست بردار، و به روزى رسيده قناعت كن.

                                              نهج البلاغه - حکمت ۲۷۳ - ترجمه: محمد دشتی

تربیت اخلاقی در روایات اسلامی

 

در حدیث معروفی که در کتاب اصول کافی( جلد 1، حدیث 14) ، از امام صادق (ع) نقل شده است،

چنین می خوانیم:

یکی از یاران آن حضرت بنام " سماعه بن مهران " می گوید:

با گروهی از اصحاب آن حضرت در خدمتش بودیم که سخن از عقل و جهل به میان آمد، فرمود:

لشکریان عقل و جهل را بشناسید تا هدایت شوید. من گفتم فدایت شوم تا شما شرح ندهید ما آگاه

نخواهیم شد.

امام فرمود: خداوند در آغاز عقل را آفرید... سپس جهل را ( عقل از در اطاعت درآمد و جهل راه

گناه را پویید).

خداوند 75 لشکر به عقل داد و 75 لشکر که ضد آن بود به جهل.

سپس امام، 75 لشکر عقل و جهل را به شرح زیر بیان فرمود:

نیکی وزیر عقل است و ضد آن بدی است که وزیر جهل است.

ایمان و ضدش کفر.

تصدیق ( ایمان به آیات الهی و پیامبران ) و ضدش انکار.

امید و ضدش نومیدی.

عدالت و ضدش ستم.

خشنودی و ضدش خشم و ناخشنودی.

شکرگزاری و ضدش کفران.

آز ( به آنچه در دست مردم است ) و ضدش نومیدی ( از آنها ).

توکل و ضدش آزمندی.

مهربانی و ضدش سنگدلی.

رحمت و ضدش غضب.

علم و ضدش جهل.

فهم و ضدش نادانی.

عفت و ضدش پرده دری.

زهد و ضدش دنیاپرستی.

مدارا و ضدش خشونت.

خدا ترسی و ضدش بی باکی و جسارت.

فروتنی و ضدش تکبر.

آرامش و ضدش شتابزدگی.

بردباری و ضدش نابردباری.

خاموشی و ضدش بیهوده گویی.

تسلیم ( در برابر حق ) و ضدش استکبار.

صبر و ضدش بی تابی.

گذشت و ضدش انتقام.

بی نیازی و ضدش فقر.

توجه و ضدش غفلت.

حفظ و  ضدش فراموشکاری.

محبت و پیوند و ضدش قطع رابطه.

قناعت و ضدش آزمندی.

مواسات و ضدش منع.

دوستی و  ضدش دشمنی.

وفا و ضدش پیمان شکنی.

اطاعت و ضدش گناه.

خضوع و ضدش برتری جویی.

سلامت و ضدش بلا.

محبت و ضدش کینه توزی.

راستی و ضدش دروغگویی.

حق و ضدش باطل.

امانت و ضدش خیانت.

خلوص و ضدش آلودگی نیت.

شهامت و ضدش خمودی.

فهم و ضدش کودنی.

معرفت و ضدش انکار.

مدارا و ضدش پرده دری.

حفظ الغیب و ضدش پرده دری.

کتمان ( اسرار مردم ) و ضدش افشاگری.

نماز و ضدش بی نمازی.

روزه و ضدش افطار.

جهاد و ضدش خودداری از جهاد.

حج و ضدش پیمان شکنی خدا.

نگهداری سخنان و ضدش سخن چینی.

نیکی به پدر و مادر و ضدش مخالفت و آزار.

حق جویی و ضدش ریاکاری.

معروف و ضدش منکر.

پوشیدگی و ضدش نمایش زینت.

تقیه و ضدش افشای اسرار.

انصاف و ضدش تعصب.

مصالحه و ضدش کارشکنی.

نظافت و ضدش کثافت.

حیا و ضدش بی حیایی.

میانه روی و ضدش تجاوز.

سهولت و ضدش سخت گیری.

برکت و ضدش نقصان.

تندرستی و ضدش بیماری.

اعتدال و ضدش فزون طلبی.

حکمت و ضدش هواپرستی.

سنگینی و ضدش سبکی.

خوشبختی و ضدش بدبختی.

توبه و ضدش اصرار بر گناه.

پوزش طلبیدن و ضدش مغرور بودن.

جدیت و ضدش سستی.

دعا و ضدش خوداری از دعا.

نشاط و ضدش کسالت.

شادی و ضدش غم.

الفت و جوشش با مردم و ضدش جدایی طلبی.

سخاوت و ضدش بخل.

سپس امام فرمود:

این لشکریان عقل به طور کامل جمع نمی شود مگر در پیامبر یا مومنی که خداوند قلبش را برای

ایمان آزموده و شایستگی پیدا کرده است، ولی سایر دوستان ما بعضی دارای بخشی از این

لشکریان هستند و در راه تکمیل آن و طرد لشکر جهل از خود می باشند و در آن هنگام در درجه

بالا با انبیا و اوصیا قرار می گیرند و این در صورتی ممکن است که آگاهی کافی نسبت به عقل و

لشکریانش و دوری از جهل و لشکریانش حاصل شود، خداوند ما و شما را برای اطاعتش و کسب

رضای او موفق دارد.

 از کتاب  روشهای تربیت اخلاقی کاربردی در اسلام ( با تاکید بر دوره نوجوانی و جوانی )

                                 نویسنده:  محسن حاجی بابائیان امیری

وظایف و مسئولیت های الگو در اجرای روش تربیت اخلاقی

 

1. تادیب خود پیش از تادیب دیگران

 حضرت علی ( ع ) می فرماید:

 کسی که خود را پیشوا ( مقتدای ) مردم قرار داد باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران بپردازد،

خود را بسازد و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد.

زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آن کسی که دیگری را

تعلیم دهد و ادب آموزد.

                                                                    ( نهج البلاغه، حکمت 73 )

2. اصلاح درون لازمه اصلاح جامعه است

کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا دنیای او را کفایت فرماید و کسی که میان خود و خدا را

نیکو گرداند، خدا میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد.

                                                                   ( نهج البلاغه، حکمت 423 )

3. در مسیر اصلاح نباید به عیب جویی از دیگران پرداخت

ای مردم، خوشا به حال کسی که عیب شناسی نفس، او را از عیب جویی دیگران باز دارد.

                                                                    ( نهج البلاغه، حکمت 176 )

4. ضرورت محاسبه نفس خود قبل از اینکه به حساب دیگران بپردازیم

کسی که از خود حساب کشد، سود می برد و کسی که از خود غفلت کند، زیان می بیند.

                                                                    ( نهج البلاغه، حکمت 208 )

 5. پرهیز از انجام کاری که تشخیص می دهی برای دیگران پسندیده نیست

در تربیت خویش تو را بس که از آنچه بر دیگران نمی پسندی، دوری کنی.

                                                                    ( نهج البلاغه، حکمت 412 )

ای پسرم! نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را که برای خود دوست داری

برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را که برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند، ستم روا مدار،

آن گونه که دوست نداری به تو ستم شود، نیکوکار باش آن گونه که دوست داری به تو نیکی کنند

و آنچه را که برای دیگران زشت می داری برای خود نیز زشت بشمار و چیزی را که برای مردم

رضایت بده که برای خود می پسندی...

                                                                     ( نهج البلاغه، نامه 31 )

6. پرهیز از تفاخر

بدان که خود بزرگ بینی و غرور مخالف راستی و آفت عقل است.

                                                                     ( نهج البلاغه، نامه 31 )

ای مالک، مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی! و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را

دوست داشته باشی که اینها همه از بهترین فرصتهای شیطان برای هجوم آوردن به توست و کردار

نیک نیکوکاران را نابود می سازد...

                                                                     ( نهج البلاغه، نامه 53 )

7. در مسیر اصلاح منت گذاردن موجب تباه عمل می گردد

ای مالک! مبادا هرگز با خدمتهایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری یا آنچه را انجام دادی

بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای داده، سپس خلف وعده نمایی!

منت نهادن، پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن نور حق را

خاموش گرداند...

                                                                    ( نهج البلاغه، نامه 53 )

 

                                              از کتاب :  روش های تربیت اخلاقی کاربردی در اسلام

                                                          ( با تاکید بر دوره نوجوانی و جوانی )

                                                           نویسنده: محسن حاجی بابائیان امیری

زیباترین صفتهای انسان

 

امام صادق (ع) فرمودند:

کاری که توام با ایجاد ترس نباشد و بخششی که انتظار مقابله با مثل در آن نباشد و

مشغول شدن به غیر متاع دنیا است.

                                                       اصول کافی، جلد 2، ص 240

 

آگاهی

 

امام صادق ( ع ) فرمودند:

هر کس به آنچه می داند عمل کند، خداوند او را از اموری که نمی داند آگاه می گرداند.

                                                            بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۸۹

دوستی دنیا


امام سجاد (ع) فرمودند:

(حُبُّ الدُّنیا رَاءْسُ کُلُّ خَطیئَةٍ)

دوستى دنیا، اساس هر خطا و گناه است .

حرص و آز

 

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:

در رسیدن به چیزی که اگر رهایش کنی به سوی تو می آید و در آن صورت محبوب خداوند

باشی، حریص مباش و اگر در رسیدن به خواسته ات شتاب ورزی و از توکل به خدا و رضا به

قسمت غافل شوی، در درگاه احدیت ناپسند خواهی شد، چرا که خداوند جهان را چون سایه تو

خلق فرموده که اگر در طلبش باشی روی تو را به سویش می کشاند و هیچ گاه بدان نخواهی

رسید و اگر ترکش کنی، خود به دنبالت می آید و تو راحت خواهی بود.

پیامبر (ص) فرمود:

انسان حریص، محروم است و افزون بر آن مذموم درگاه حق است. و چگونه محروم نباشد و حال

آن که از اعتماد به خدای تعالی گریخته است و بر خلاف فرمایش خداوند رفته است که فرمود:

خدا همان کسی است که شما را آفرید، سپس به شما روزی بخشید،آن گاه شما را می میراند و

پس از آنن زنده می گرداند...

حریص دستخوش هفت آفت است:

1. در اندیشه ای باشد که به بدنش ضرر رساند و نفعی ندهد.

2. اندوهی که تمامی ندارد.

3. رنجی که راحتی ندارد جز مرگ.

4. ترسی که چیزی بدو نرساند جز آن که همواره گرفتار آن باشد.

5. اندوهی که زندگی را بدون آنکه فایده ای بدو رساند، مکدر کند.

6. حسابی که خلاصی از آن نیابد و پیوسته سرگرم رسیدگی بیهوده به آن باشد.

7. عقاب و کیفری که راه فرار از آن نداشته باشد ( چرا که حرص، انسان را به ارتکاب گناه وا می

دارد)

شخصی که بر خدای تعالی توکل دارد، شب و روز را می گذراند، در حالی که در پناه خدای تعالی

و عافیت و سلامتی است و خدا در کفایت امور او تعجیل فرموده و درجاتی برایش فراهم کرده که

فقط خود بدان عالم است.

حرص، آبی ست که از روزنه خشم خدای تعالی جاری است. و چون بنده ای از یقین محروم

نباشد، حریص نخواهد بود و یقین، زمین اسلام و آسمان ایمان است.

 

                                  از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

      یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                                ترجمه : عباس عزیزی

توکل

 

امام صادق(ع) فرمود:

توکل، جامی است دست نخورده و مهر شده خداوند- عزوجل- که جز متوکلان، مهر آن را بر

ندارند و از آن ننوشند.

خدای تعالی می فرماید:

" و مومنان تنها بر خدا توکل کنند"

و نیز می فرماید:

" و بر خدا توکل کنید، اگر ایمان آورده اید ".

خداوند توکل را کلید ایمان قرار داد، و ایمان را قفل توکل. حقیقت توکل ایثار است و ریشه

ایثار، تقدم دیگری بر خود است.

شخص متوکل در توکلش همواره یکی از دو چیز را بر می گزیند:

پس چنانچه معلول توکل را - که عالم وجود است – برگزیند، حجابی ( میان او و خالق ) شود

و اگر بوجود آورنده توکل را – که همان خداوند سبحان است – برگزیند، پیوسته با خدای تعالی

خواهد بود.

پس اگر خواهی که متوکل بر خدای باشی نه متوکل بر معلول، بر روح خویش پنج تکبیر

بگو و آرزوها را چون وداع با زندگی ( جدا شدن از تن ) رها کن.

پایین ترین حد توکل، آنست که در کسب آنچه که مقدر توست، شتاب نکنی و در طلب بیش از

آن نباشی، چه بسا به واسطه یکی از این دو، ایمانت را در حالی که خود خبر نداری، از دست

بدهی.

چنانچه می خواهی به طریقت متوکلان – آنان که دو صفت یاد شده را به تمام و کمال در خود

دارند – پی ببری، از این حکایت غفلت مکن و بدان گوش سپار.

شخصی متوکل، بر یکی از امامان (ع) وارده شده، گفت: خدا از تو خشنود شود! بر من

مهربانی کن و به سوال من در باب توکل پاسخ فرما.

امام (ع) که او را به حسن توکل و پرهیزکاری می شناخت و بر صداقت وی در آنچه که

پرسید، از پیش مطلع بود، فرمود: اندکی درنگ کن!

در حالی که آن شخص منتظر پاسخ بود، فقیری درآمد. امام دست در جیب کرده و چیزی به

وی داد.

سپس روی به آن شخص کرد و فرمود: اکنون بپرس!

آن مرد گفت: ای امام! می دانستم که شما بر پاسخ من توانایی، پیش از آن که مرا به انتظار

کشیدن امر کنی، پس چرا در دادن پاسخ درنگ کردی؟

حضرت فرمود: برای آن که پیش از کلام من، به معنایش واقف شوی، لذا نخواستم در حالی

که در جیبم سکه ای باشد و خود و خدا از آن آگاه باشیم و پیش از انفاق آن پاسخ تو را گفته

باشم، پس ( معنی توکل را ) دریاب و بفهم.

پرسش کننده، نعره ای برآورد و سوگند یاد نمود که تا وقتی زنده است، نه در جایی آباد نشیند

و نه با انسانی انس گیرد.

                               از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

       یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                              ترجمه : عباس عزیزی

آداب زکات

 

امام صادق (ع) فرمود:

بر هر عضوی از اعضایت، بلکه هر مویی از موهایت، و بر هر لحظه ای از لحظه های عمرت،

زکاتی است واجب.

زکات چشم، به دیده عبرت نگریستن و چشم پوشی از شهوات و مانند آن است.

زکات گوش، شنیدن علم، حکمت، قرآن و فواید دین و هر آنچه که نجاتت در آن است و نیز گوش

فرا ندادن به خلاف آنچه گفته شد، مانند دروغ، غیبت و جز آن.

زکات زبان، نصیحت مسلمانان، بیدار کردن غافلان و بسیار تسبیح گفتنن و جز آن است.

زکات دست، بذل و بخشش نعمتی است که خدا عنایت فرموده و به کار گرفتن آن در نوشتن علم

و دانش و اموری که مسلمانان را در مسیر طاعت خداوند تعالی سود و نفع رساند و شری را از

آنان دور کردن است.

زکات پا، گام برداشتن و کوشش برای ادای حقوق خداوند متعال مانند دیدار برادران صالح و رفتن

به مجالس ذکر خدا و اصلاح میان مردم و صله رحم و رفتن به جهاد و هر آنچه که سلامت قلبت و

دینت در آن است.

آنچه ذکر شد، به قدری است که قلوب توانند آن را فهم کنند و نفوس بدان عمل کنند و کسی جز

بندگان مقرب و مخلص خدا، برکنه آن آگاهی ندارند، چرا که تنها اینان حقیقت امر را دریافته و در

عمل و گفتار به آن پای بند هستند.

                                    از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

      یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                                ترجمه : عباس عزیزی

صفات کسانی که برای دوستی شایسته نیستند

                                          

1. حماقت

امام علی (ع) می فرماید:

فرزندم، مبادا با احمق دوستی کنی، زیرا او می خواهد به  تو نفع رساند اما زیان می رساندت.

امام صادق (ع) می فرماید:

هر که از دوستی با احمق نپرهیزد نزدیک است که به اخلاق او متخلق شود.

2. بخل

امام علی (ع) می فرماید:

مبادا با بخیل دوستی کنی که او از روا کردن سخت ترین نیازهایت خودداری می کند.

3. گناهکاری

رسول خدا (ص) می فرماید:

هر که به خدا و روز قیامت ایمان آورده است با کافر، برادری و با گناهکار، معاشرت نمی کند و هر که

با کافر پیوند برادری برقرار سازد و یا با گناهکار معاشرت کند، کافر و گناهکار می شود.

4. دروغ

امام صادق (ع) می فرماید:

امیر مومنان (ع) بر فراز منبر برآمد و گفت:

بر مسلمان سزاست که از پیوند برادری با سه گروه بپرهیزد:

گستاخ، احمق و دروغگو. اما گستاخ عمل تو را برایت می آراید و دوست می دارد که تو هم مانند او شوی

و تو را بر کار دین و معادت یاری نمی رساند، نزدیک شدن او به تو از روی جفا و سنگدلی است و

ورود و خروج او بر تو ننگ است.

احمق برای تو خیرخواهی نمی کند و هر چند بکوشد امید ندارد که بدی را از تو باز دارد و چه بسا سود تو

را بخواهد اما زیانت رساند. مرگ او بهتر از زنده بودن او و سکوتش بهتر از سخن گفتن و دوراش بهتر

از نزدیکی اوست.

اما دروغگو که زندگی با او بر تو سزاوار نیست.خوب و بد سخن تو را آشکار نمی کند و سخنان دیگران

را برای تو باز می گوید، هرگاه سخنی بشنود آن را به سخنان دیگر می آمیزد تا آن را راست جلوه دهد، اما

راست نمی گوید.

دشمنی میان مردم را دامن می زند و در دل آنان کینه ها را بارور می کند. پیس از بترسید و مراقب خود

باشید.

                                        از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

                                               مولف: محمد الکاتب

                                            مترجم: محمد صادق پارسا

 

صفات کسانی که شایسته دوستی هستند

                                                         

1. علم

حضرت علی (ع) می فرمایند:

بهترین کسی که با او همنشینی می کنی صاحب علم و حلم است.

در روایت از لقمان حکیم نقل شده است که گفت:

فرزندم... با دانشمندان نشست و برخاست کن و در برابر آنان زانو بزن، زیرا دلها با حکمت زنده می شوند

چنان که زمین مرده با بارانهای درشت زنده می گردد.

2. حکمت

حضرت علی (ع) می فرماید:

با حکما مصاحبت کن و با دانشمندان نشست و برخاست داشته باش و از دنیا روی گردان.

3. عقل

در حدیث آمده است:

مصاحبت مکن، مگر با عاقل متقی و آمیزش مکن، مگر با دانشمند پاک و رازت را مگوی، مگر به مومن

با وفا.

4. زهد

این گروه به دوستی سزاواراند. اینان پرهیزکاران و زاهدانی هستند که آخرت را به یاد انسان می آورند و

او را به تقوا پای بند می سازند.

امام صادق (ع) می فرماید:

از برادری با کسی که تو را به خاطر طمع یا ترس یا شکست یا آب و خوراک می خواهد، بپرهیز و خواهان

برادری با پرهیزکاران باش ولو در تاریکیهای

زمین باشند و روزگارت را در طلب آنان سر کنی. زیرا خداوند عزوجل در روی زمین، پس از پیامبران

بهتر از ایشان نیافریده است و توفیقی را که نصیب آنان کرده به هیچ بنده دیگری نبخشیده است.

و نیز در حدیث آمده است:

چنانچه مردی را دیدید که در این دنیا به او ( نعمت) زهد داده شده به وی نزدیک شوید که او حکمت القا

می کند.

5. نیکی و فضیلت

در حدیث آمده است:

با نیکان نزدیکی کن تا ار آنان شوی و از بدان دوری گزین تا جزو آنان نباشی.

6. راستی و وفا

در حدیث آمده است که:

با برادران راستکار دوستی کن که آنان در هنگام راحت زیور تو و به هنگام بلا پناه تو هستند.

امام کاظم (ع) می فرماید:

با مردم معاشرت مکن و به آنان خو مگیر مگر آنکه آنان را عاقل و قابل اعتماد بیابی در این صورت به

آنان خو گیر و از غیر اینان بگریز چنان که از حیوانی درنده می گریزی.

7. اخلاق والا

در حدیث امده است:

نشست و برخاست مکنید مگر با کسی که شما را به پنج چیز فرا می خواند:

از شک به یقین، از تکبر به تواضع، از دشمنی به محبت، از ریا به اخلاص، از تمایل به دنیا و امور دنیایی

به زهد.

                                              از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

                                                        مولف: محمد الکاتب

                                                    مترجم: محمد صادق پارسا

 

صبر

" اگر صبر کنید بهتر است برای شما

سوره نساء آیه ۲۵

صبر، جلوگیری است از شکایت، در تلخی آزمایش ها. و بستن زبان، از حکایت دور ساختن

آنچه سبب اذیت می شود. و پرهیز جستن از آنچه مکروه است.

حقیقت، بیرون شدن از شکایت است. و لذت جستن، از سپردن اختیار به مولی. و برداشتن

شکایت، از هر حالی که باشد، تلخ یا شیرین.

و می فرماید:

" از آنچه شما را فوت می شود، نومید نشوید "

صبر خاصگان: ترساندن است دلهایشان را. از گمان به بدی. زیرا که خداوند تعالی را نباشد

قضایی عاری از رافت. و خارج از رحمت.

و می فرماید:

" تا مومنان را بیازماید، از جانب خود، با آزمایش نیکو " 

دانش

ابو بصیر گفت: از امام صادق(ع) {در نسخه ای: امام باقر(ع) } شنیدم که فرمود:

امیر المومنین (ع) فرمودند:

ای دانشجو، دانش دارای فضایل فراوان است، پس سر آن فروتنی، و چشم آن بیزاری از حسد،

و گوش آن ادراک، و زبان آن راستگویی، و حافظه آن کاوش، و دل آن نیکخواهی، و خرد آن

دریافتن چیزها و کارها، و دست آن بخشودن، و پای آن دیدار دانشمندان، و همت آن درستی،

و حکمت آن پرهیزکاری و جایگاه آن رستگاری، و جلودار آن تندرستی، و راهبر آن وفا،

و جنگ افزارش نرم زبانی، و شمشیر آن خشنودی، و کمان آن مهربانی، و لشگر آن گفتگوی

با دانشمندان، و دارایی آن ادب، و پس انداز آن دوری از گناهان، و توشه آن نیکی، و آب آن

سازگاری و راهنمای آن هدایت الهی و همراه آن دوستی نیکان است.

اصول کافی، ج ۱ ، ص ۴۸

طالب و مطلوب

حضرت علی (ع) می فرمایند:

مردم دنیا دو گروه طالب و جوینده هستند، هم طالب هستند و هم مطلوب(که دیگری

در طلب آنهاست) آنکه دنیا را می طلبد مرگ نیز او را می طلبد تا او را از دنیا ببرد و

آنکه آخرت را می طلبد دنیا نیز او را می طلبد تا روزی او را به طور کامل به او برساند.

 غرر الحکم

 

عاقل

حضرت علی (ع) می فرمایند:

عاقل بدنبال کمال است و جاهل بدنبال مال.

                                  غرر الحکم

ايمان


رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم :

اَلإيمانُ نِصفانِ : نِصفٌ شُكرٌ و نِصفٌ صَبرٌ ؛

ايمان ، دو نيمه است : نيمى از آن شكرگزارى و نيمِ ديگر شكيبايى است .

                                              تحف العقول ، ص 48 (با اندكى تفاوت)


حکمت چیست؟

 

بر روی لینک زیر کلیک کنید، تا سخرانی استاد رفیعی را درباره معنی و مراد از

حکمت بشنوید. 

                                                        فایل صوتی

همچنین برای آشنایی بیشتر با مفهوم حکمت می توانید لینک زیر را کلیک کرده و آن را

مطالعه کنید.

 http://www.hadithcity.com/Hadith.aspx?id=3300

حق

 

امام حسین (ع) می فرمایند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .

عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .

     (بحار الانوار، ج 78، ص 127 )                                      

روش برخورد با دنیا

 

حضرت علی (ع) می فرمایند:

مردم در دنیا دو دسته اند:

 یکی آن کس که در دنیا برای دنیا کار کرد، و دنیا او را از آخرتش باز دارد، بر بازماندگان

 خویش از تهیدستی هراسان، و از تهیدستی خویش در امان است، پس زندگانی خود را

 در راه سود دیگران از دست می دهد. و دیگری آنکه در دنیا برای آخرت کار می کند،

و نعمت های دنیا نیز بدون تلاش به او روی می آورد، پس بهره هر دو جهان را چشیده،

و مالک هر دو جهان می گردد، و با آبرومندی در پیشگاه خدا صبح می کند، و حاجتی را

 از خدا درخواست نمی کند جز آنکه روا می گردد.

                                                      نهج البلاغه-حکمت 269

 

حق

 

امام موسی بن جعفر (ع) می فرمایند:

خود را از غضب خدا حفظ کن و سخن خود را بی پروا بگو، هر چند نابودی تو در آن باشد،

اما بدان حق موجب نابودی نیست، نجات دهنده است. باطل را همواره رها کن، هر چند

نجات تو در آن باشد، و هرگز باطل نجات بخش نیست و در نهایت سبب نابودی است.

                                                            تحف العقول، ص ۴۰۸

 

بهترین ایمان

 

 

 

حضرت محمد (ص) می فرمایند:

 بهترین ایمان اینست که دوستی و دشمنی ایت برای خدا باشد، زبانت را در یاد خدا بکار گیری،

آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسندی، آنچه برای خود روا نداری برای دیگران روا نداری

 و سخن نیک بگویی یا خاموش باشی.

                                                                   نهج الفصاحه