حرص و آز

 

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:

در رسیدن به چیزی که اگر رهایش کنی به سوی تو می آید و در آن صورت محبوب خداوند

باشی، حریص مباش و اگر در رسیدن به خواسته ات شتاب ورزی و از توکل به خدا و رضا به

قسمت غافل شوی، در درگاه احدیت ناپسند خواهی شد، چرا که خداوند جهان را چون سایه تو

خلق فرموده که اگر در طلبش باشی روی تو را به سویش می کشاند و هیچ گاه بدان نخواهی

رسید و اگر ترکش کنی، خود به دنبالت می آید و تو راحت خواهی بود.

پیامبر (ص) فرمود:

انسان حریص، محروم است و افزون بر آن مذموم درگاه حق است. و چگونه محروم نباشد و حال

آن که از اعتماد به خدای تعالی گریخته است و بر خلاف فرمایش خداوند رفته است که فرمود:

خدا همان کسی است که شما را آفرید، سپس به شما روزی بخشید،آن گاه شما را می میراند و

پس از آنن زنده می گرداند...

حریص دستخوش هفت آفت است:

1. در اندیشه ای باشد که به بدنش ضرر رساند و نفعی ندهد.

2. اندوهی که تمامی ندارد.

3. رنجی که راحتی ندارد جز مرگ.

4. ترسی که چیزی بدو نرساند جز آن که همواره گرفتار آن باشد.

5. اندوهی که زندگی را بدون آنکه فایده ای بدو رساند، مکدر کند.

6. حسابی که خلاصی از آن نیابد و پیوسته سرگرم رسیدگی بیهوده به آن باشد.

7. عقاب و کیفری که راه فرار از آن نداشته باشد ( چرا که حرص، انسان را به ارتکاب گناه وا می

دارد)

شخصی که بر خدای تعالی توکل دارد، شب و روز را می گذراند، در حالی که در پناه خدای تعالی

و عافیت و سلامتی است و خدا در کفایت امور او تعجیل فرموده و درجاتی برایش فراهم کرده که

فقط خود بدان عالم است.

حرص، آبی ست که از روزنه خشم خدای تعالی جاری است. و چون بنده ای از یقین محروم

نباشد، حریص نخواهد بود و یقین، زمین اسلام و آسمان ایمان است.

 

                                  از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

      یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                                ترجمه : عباس عزیزی

توکل

 

امام صادق(ع) فرمود:

توکل، جامی است دست نخورده و مهر شده خداوند- عزوجل- که جز متوکلان، مهر آن را بر

ندارند و از آن ننوشند.

خدای تعالی می فرماید:

" و مومنان تنها بر خدا توکل کنند"

و نیز می فرماید:

" و بر خدا توکل کنید، اگر ایمان آورده اید ".

خداوند توکل را کلید ایمان قرار داد، و ایمان را قفل توکل. حقیقت توکل ایثار است و ریشه

ایثار، تقدم دیگری بر خود است.

شخص متوکل در توکلش همواره یکی از دو چیز را بر می گزیند:

پس چنانچه معلول توکل را - که عالم وجود است – برگزیند، حجابی ( میان او و خالق ) شود

و اگر بوجود آورنده توکل را – که همان خداوند سبحان است – برگزیند، پیوسته با خدای تعالی

خواهد بود.

پس اگر خواهی که متوکل بر خدای باشی نه متوکل بر معلول، بر روح خویش پنج تکبیر

بگو و آرزوها را چون وداع با زندگی ( جدا شدن از تن ) رها کن.

پایین ترین حد توکل، آنست که در کسب آنچه که مقدر توست، شتاب نکنی و در طلب بیش از

آن نباشی، چه بسا به واسطه یکی از این دو، ایمانت را در حالی که خود خبر نداری، از دست

بدهی.

چنانچه می خواهی به طریقت متوکلان – آنان که دو صفت یاد شده را به تمام و کمال در خود

دارند – پی ببری، از این حکایت غفلت مکن و بدان گوش سپار.

شخصی متوکل، بر یکی از امامان (ع) وارده شده، گفت: خدا از تو خشنود شود! بر من

مهربانی کن و به سوال من در باب توکل پاسخ فرما.

امام (ع) که او را به حسن توکل و پرهیزکاری می شناخت و بر صداقت وی در آنچه که

پرسید، از پیش مطلع بود، فرمود: اندکی درنگ کن!

در حالی که آن شخص منتظر پاسخ بود، فقیری درآمد. امام دست در جیب کرده و چیزی به

وی داد.

سپس روی به آن شخص کرد و فرمود: اکنون بپرس!

آن مرد گفت: ای امام! می دانستم که شما بر پاسخ من توانایی، پیش از آن که مرا به انتظار

کشیدن امر کنی، پس چرا در دادن پاسخ درنگ کردی؟

حضرت فرمود: برای آن که پیش از کلام من، به معنایش واقف شوی، لذا نخواستم در حالی

که در جیبم سکه ای باشد و خود و خدا از آن آگاه باشیم و پیش از انفاق آن پاسخ تو را گفته

باشم، پس ( معنی توکل را ) دریاب و بفهم.

پرسش کننده، نعره ای برآورد و سوگند یاد نمود که تا وقتی زنده است، نه در جایی آباد نشیند

و نه با انسانی انس گیرد.

                               از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

       یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                              ترجمه : عباس عزیزی

آداب زکات

 

امام صادق (ع) فرمود:

بر هر عضوی از اعضایت، بلکه هر مویی از موهایت، و بر هر لحظه ای از لحظه های عمرت،

زکاتی است واجب.

زکات چشم، به دیده عبرت نگریستن و چشم پوشی از شهوات و مانند آن است.

زکات گوش، شنیدن علم، حکمت، قرآن و فواید دین و هر آنچه که نجاتت در آن است و نیز گوش

فرا ندادن به خلاف آنچه گفته شد، مانند دروغ، غیبت و جز آن.

زکات زبان، نصیحت مسلمانان، بیدار کردن غافلان و بسیار تسبیح گفتنن و جز آن است.

زکات دست، بذل و بخشش نعمتی است که خدا عنایت فرموده و به کار گرفتن آن در نوشتن علم

و دانش و اموری که مسلمانان را در مسیر طاعت خداوند تعالی سود و نفع رساند و شری را از

آنان دور کردن است.

زکات پا، گام برداشتن و کوشش برای ادای حقوق خداوند متعال مانند دیدار برادران صالح و رفتن

به مجالس ذکر خدا و اصلاح میان مردم و صله رحم و رفتن به جهاد و هر آنچه که سلامت قلبت و

دینت در آن است.

آنچه ذکر شد، به قدری است که قلوب توانند آن را فهم کنند و نفوس بدان عمل کنند و کسی جز

بندگان مقرب و مخلص خدا، برکنه آن آگاهی ندارند، چرا که تنها اینان حقیقت امر را دریافته و در

عمل و گفتار به آن پای بند هستند.

                                    از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

      یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                                ترجمه : عباس عزیزی

حکمت

 

امام صادق (ع) فرمود:

حکمت، نور معرفت است و میزان و معیار تقوا و ثمره صدق و راستی.

اگر بگویم: خدا هیچ بنده ای را نعمتی بزرگتر و بهتر و پیش تر و والاتر و

ارزشمند تر از حکمت عطا نفرمود، به راست سخن گفته ام.

خدای تعالی فرماید:

( خداوند ) حکمت را به هر که خواهد، دهد و به هر کس که حکمت

داده شود، خیر فراوانی بدو رسد و جز خردمندان متذکر نشوند.

 (سوره بقره، آیه 269 )

یعنی کسی به آنچه در حکمت به ودیعت نهاده و آماده کرده ام راه نبرد، جز آن

کس که او را برای خویش برگزیده و حکمت را به او ارزانی داشته ام.

حکمت، انسان را نجات می دهد. حکمت تامل در آغاز و اندیشه در انجام هر

کار و هدایت گر خلق به سوی خداست.

رسول خدا (ص) – خطاب به حضرت علی (ع)- فرمود:

چنانچه خداوند به دست تو بنده ای را هدایت کند، برای تو از آنچه که خورشید

بر آن می تابد، بهتر است.

                    از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                    ترجمه عباس عزیزی  

 

دوستی با فرزندان

 

1. اسباب نافرمانی را از میان بردارید.

2. دستورات خود را بصورت خواهش بیان کنید.

3. اجازه دهید آبروی فرزندتان محفوظ بماند.

4. از تنبیه بدنی خودداری کنید.

5. از ملامت گفتن و سرزنش کردن بپرهیزید.

6. از خطاهایشان بصورت غیرمستقیم انتقاد دهید.

7. کارهای اندک فرزندتان را بپذیرید و سخت گیر نباشید.

                  از کتاب " راز خوشبختی فرزندان "

                           مولف: محمد الکاتب

                      مترجم: محمد صادق پارسا

 

چگونه فرزندان را به راه موفقیت هدایت کنید؟

 

1. بگذارید فرزندتان بر خویشتن اتکا کند.

2. در تشویق فرزندتان اصلا کوتاهی نکنید.

3. از کودکان خود شخصیتهای آهنین بسازید.برای اینکار دو راه پیشنهاد

می شود:

الف) عدم پاسخگویی سریع به خواسته های فرزند و در دسترس نگذاشتن تمام چیزها

برای فرزند، زیرا کودک باید به بردباری و شکیبایی عادت یابد.

ب) فرزند خود را به پیروی از صفات صالحان همچون زهد، صبر، بردباری، روزه و نماز

عادت دهید.

4. روح مثبت گرایی را در فرزندتان بارور سازید.

5. برای فرزندتان آرمانهای متعالی بیافرینید.

                                  از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

                                           مولف: محمد الکاتب

                                       مترجم: محمد صادق پارسا

 

احترام نهادن به مادر در برابر دیدگان فرزندان

 

1. با او وارد بحث و مجادله نشوید.

2. بخاطر آنچه می گوید و میکند، مسخره اش نکنید.

3. به او بد و ناسزا نگویید.

4. جز در نهان او را مورد انتقاد قرار ندهید.

5. تصمیمها و قرار و مدارهایش را زیر پا نگذارید.

6. او را تصدیق کنید و به او خوش گمان باشید.

                                         از کتاب " راز خوشبختی فرزندان "

                                                    مولف: محمد الکاتب

                                               مترجم: محمد صادق پارسا

 

احترام به فرزندان

 

1. بگذارید فرزندانتان مقابل دیگران سخن بگویند.

2. خصوصیات خوب آنها را نمایان سازید و آنها را مورد تحسین قرار دهید.

3. در سلام دادن، شما بر آنها پیشی گیرید.

4. نزد هیچ کس فرزندتان را تحقیر مکنید و بر سر او فریاد نکشید.

5. در صحبتها و قول و قرارها با آنها صادق باشید. با آنها مصاحبت کنید و آنها را با خود به

جلسات بزرگترها ببرید.

                                             از کتاب " راز خوشبختی فرزندان "

                                                       مولف: محمد الکاتب

                                                  مترجم: محمد صادق پارسا

صفات کسانی که برای دوستی شایسته نیستند

                                          

1. حماقت

امام علی (ع) می فرماید:

فرزندم، مبادا با احمق دوستی کنی، زیرا او می خواهد به  تو نفع رساند اما زیان می رساندت.

امام صادق (ع) می فرماید:

هر که از دوستی با احمق نپرهیزد نزدیک است که به اخلاق او متخلق شود.

2. بخل

امام علی (ع) می فرماید:

مبادا با بخیل دوستی کنی که او از روا کردن سخت ترین نیازهایت خودداری می کند.

3. گناهکاری

رسول خدا (ص) می فرماید:

هر که به خدا و روز قیامت ایمان آورده است با کافر، برادری و با گناهکار، معاشرت نمی کند و هر که

با کافر پیوند برادری برقرار سازد و یا با گناهکار معاشرت کند، کافر و گناهکار می شود.

4. دروغ

امام صادق (ع) می فرماید:

امیر مومنان (ع) بر فراز منبر برآمد و گفت:

بر مسلمان سزاست که از پیوند برادری با سه گروه بپرهیزد:

گستاخ، احمق و دروغگو. اما گستاخ عمل تو را برایت می آراید و دوست می دارد که تو هم مانند او شوی

و تو را بر کار دین و معادت یاری نمی رساند، نزدیک شدن او به تو از روی جفا و سنگدلی است و

ورود و خروج او بر تو ننگ است.

احمق برای تو خیرخواهی نمی کند و هر چند بکوشد امید ندارد که بدی را از تو باز دارد و چه بسا سود تو

را بخواهد اما زیانت رساند. مرگ او بهتر از زنده بودن او و سکوتش بهتر از سخن گفتن و دوراش بهتر

از نزدیکی اوست.

اما دروغگو که زندگی با او بر تو سزاوار نیست.خوب و بد سخن تو را آشکار نمی کند و سخنان دیگران

را برای تو باز می گوید، هرگاه سخنی بشنود آن را به سخنان دیگر می آمیزد تا آن را راست جلوه دهد، اما

راست نمی گوید.

دشمنی میان مردم را دامن می زند و در دل آنان کینه ها را بارور می کند. پیس از بترسید و مراقب خود

باشید.

                                        از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

                                               مولف: محمد الکاتب

                                            مترجم: محمد صادق پارسا

 

صفات کسانی که شایسته دوستی هستند

                                                         

1. علم

حضرت علی (ع) می فرمایند:

بهترین کسی که با او همنشینی می کنی صاحب علم و حلم است.

در روایت از لقمان حکیم نقل شده است که گفت:

فرزندم... با دانشمندان نشست و برخاست کن و در برابر آنان زانو بزن، زیرا دلها با حکمت زنده می شوند

چنان که زمین مرده با بارانهای درشت زنده می گردد.

2. حکمت

حضرت علی (ع) می فرماید:

با حکما مصاحبت کن و با دانشمندان نشست و برخاست داشته باش و از دنیا روی گردان.

3. عقل

در حدیث آمده است:

مصاحبت مکن، مگر با عاقل متقی و آمیزش مکن، مگر با دانشمند پاک و رازت را مگوی، مگر به مومن

با وفا.

4. زهد

این گروه به دوستی سزاواراند. اینان پرهیزکاران و زاهدانی هستند که آخرت را به یاد انسان می آورند و

او را به تقوا پای بند می سازند.

امام صادق (ع) می فرماید:

از برادری با کسی که تو را به خاطر طمع یا ترس یا شکست یا آب و خوراک می خواهد، بپرهیز و خواهان

برادری با پرهیزکاران باش ولو در تاریکیهای

زمین باشند و روزگارت را در طلب آنان سر کنی. زیرا خداوند عزوجل در روی زمین، پس از پیامبران

بهتر از ایشان نیافریده است و توفیقی را که نصیب آنان کرده به هیچ بنده دیگری نبخشیده است.

و نیز در حدیث آمده است:

چنانچه مردی را دیدید که در این دنیا به او ( نعمت) زهد داده شده به وی نزدیک شوید که او حکمت القا

می کند.

5. نیکی و فضیلت

در حدیث آمده است:

با نیکان نزدیکی کن تا ار آنان شوی و از بدان دوری گزین تا جزو آنان نباشی.

6. راستی و وفا

در حدیث آمده است که:

با برادران راستکار دوستی کن که آنان در هنگام راحت زیور تو و به هنگام بلا پناه تو هستند.

امام کاظم (ع) می فرماید:

با مردم معاشرت مکن و به آنان خو مگیر مگر آنکه آنان را عاقل و قابل اعتماد بیابی در این صورت به

آنان خو گیر و از غیر اینان بگریز چنان که از حیوانی درنده می گریزی.

7. اخلاق والا

در حدیث امده است:

نشست و برخاست مکنید مگر با کسی که شما را به پنج چیز فرا می خواند:

از شک به یقین، از تکبر به تواضع، از دشمنی به محبت، از ریا به اخلاص، از تمایل به دنیا و امور دنیایی

به زهد.

                                              از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

                                                        مولف: محمد الکاتب

                                                    مترجم: محمد صادق پارسا