معرفی سایت

 

TeacherTube - Videos

 

http://teachertube.com/videos.php?cat=all&sort=most_recent&time=all_time&seo_cat_name=

 

در این سایت معلمان و علاقمندان به امر آموزش، از سراسر جهان و به زبان های مختلف مطالب

خود را در زمینه های مختلفی از جمه ریاضیات، علوم، زبان، هنر و ... به سه صورت فیلم،

فایل صوتی و عکس به اشتراک می گذارند.

اساسی ترین نیاز نوجوان: احساس محبت

 

همه جامعه شناسان و روانشناسان و رهبران مذهبی بر این عقیده اند که اساسی ترین نیاز

یک نوجوان، احساس عشق عاطفی از جانب بزرگسالان اصلی زندگی خویش است. دیوید پاپ نو،

استاد جامعه شناسی دانشگاه رانجرز و مدیر " شورای خانواده های آمریکا " می نویسد:

کودکان زمانی به بهترین وجه، رشد می کنند که از فرصت روابط گرم، صمیمی، پایدار و مستمر

با پدر و مادر خود بهرمند باشند. اگر والدین و سایر بزرگسالان مهم زندگی نوجوان نیاز او

به عشق را برطرف نکنند، نوجوان در انواع مکان های نامناسب به جستجوی عشق خواهد پرداخت.

پسران محروم از محبت، که از سوی معلمان و والدین طرد شده اند هدف اصلی جوانان

و بزرگسالان ناباب اجتماعی و خلاف کار هستند.

منظور از عشق عاطفی چیست؟

در اعماق وجود نوجوان آرزوی ارتباط با والدین و پذیرفته شدن از سوی آنان و مورد حمایت

قرار گرفتن آنان وجود دارد. زمانی که این اتفاق بیافتد نوجوان احساس می کند مورد عشق

والدین است. وقتی نوجوان ارتباطی با والدین احساس نکند و حمایت و پذیرش آنان را لمس

نکند، مخزن عشق درونش خالی می شود و این خلاء بر رفتار نوجوان اثر می گذارد. اگر والدین

می خواهند نوجوان شان احساس محبت کند باید مدتی از وقت خود را به او اختصاص بدهند.

نوجوان می خواهد احساس پذیرش از طرف والدین داشته باشد. یک بار پسر چهارده ساله ای گفت:

مهم ترین چیزی که من در مورد پدر و مادرم دوست دارم این است که مرا همین طور که هستم

دوست دارند و سعی نمی کنند مرا شبیه خواهر بزرگترم کنند. این نوجوان احساس می کند مورد

محبت والدینش قرار دارد، و این عشق و محبت در اثر پذیرش او از سوی والدین پدید می آید.

وجه دیگر مهرورزی به نوجوان تان اینست که از او حمایت کنید و او را بپرورید. نوجوانانی که

در محیطی گرم، مهر آمیز، تشویق گر و دارای جو عاطفی مثبت پرورش یافته اند هنگامی که به

دوران جوانی می رسند گل هایی شاداب و زیبا و میوه های تازه و خوش گوار می دهند.

پدر و مادری پرورش دهنده باشید:

والدین پرورش گر، نگرش مثبت دارند. آنها دست خدا را در پس رویدادهای زندگی می بینند و این

روحیه را به نوجوانان خود القاء می کنند. والدین پرورش گر دیگران را تشویق می کنند و به دنبال

نکات مثبت چیزهایی هستند که نوجوان شان انجام می دهد و می گوید و به آنها ابراز می کند.

والدین پرورش گر، والدین دلسوزی هستند که همیشه به دنبال راه هایی برای بهبود زندگی

نوجوان شان می گردند.

به طور خلاصه، اگر نوجوان عشق و محبت کافی دریافت کند، رشد فکری، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی،

و روحی و معنوی او به میزان عظیمی بهبود خواهد یافت. بر عکس، اگر نیاز نوجوان به محبت

برطرف نشود، در تمام این حوزه ها به میزان عظیمی آسیب خواهد دید.

کتاب:  پنج زبان عشق نوجوانان      نویسنده:  گری چاپمن       ترجمه:  سیمین موحد

کودک سالم از دیدگاه آبراهام مازلو

 

خودشکوفایی:

 

از دیدگاه مازلو هر انسان یک ماهیت درونی دارد. این ماهیت مجموعه ای از خصوصیات

بالقوه ای هستند که می توانند بالفعل شوند. این خصوصیات همگانی است و هر کودک از

بدو تولد این توانایی ها را به شکل طبیعی با خود دارد. این خصوصیات بسیار سخت تحت تاثیر

عوامل تعیین کننده ی خارجی هستند.

نوع فرهنگ، خانواده، محیط زندگی، فرصت های یادگیری و... کمک می کنند تا آن ها بارز شوند.

با این که خصوصیات فوق، جنبه ی زیستی و طبیعی دارند، اما فرصت های گوناگون موجب

می شود که این خصوصیات چگونه، چه اندازه و تا چه اندازه بروز پیدا کند.

پیشنهادی که مازلو برای این ویژگی ها دارد، فراهم کردن امکانات متنوع، برای شکل گیری

و توانایی های مختلف است. او معتقد است که به جای تحقیر و سرکوب لازم است که به کودکان

امکان حرکت، تجربه ی انتخاب و بیان بدهیم.

 

مراحل رشد خودشکوفایی:

 

1.  نیازهای بدنی

غذا، آب، هوای سالم، خواب و حتی حرکت از ابتدایی ترین و در عین حال قوی ترین نیازهای

هر فرد است. لازم است که در زمان مناسب همه ی این نیازها را برای کودک تامین کرد.

به موقع غذا دادن، به موقع جای او را تمیز کردن، خواب متناسب و مناسب و...

2. نیاز به امنیت

یعنی وقتی کودک احساس کرد که از جنبه بدنی کامل است، به امنیت، ثبات و حمایت، نظم

و رهایی از ترس و اضطراب نیازمند می شود.  یک آغوش گرم، حمایت همه جانبه از نوزاد

در برابر سرما، گرما، خطر و... بسیار مهم و ضروری است.

3. نیاز به تعلق داشتن

یعنی اینکه فرد احساس کند به کسی تعلق دارد و یا کسی یا کسانی هم به او تعلق دارند.

به نوعی دیگر نیاز به تعلق یعنی احساس محبت کردن و عشق داشتن است.

کودک باید احساس کند که بزرگسالان پیرامونش به او توجه دارند، به خاطر او کار می کنند،

به خاطر او برنامه ریزی می کنند و به او فکر می کنند.

4. نیاز به احترام

نیاز احترام، هم از جانب دیگران است و هم از جانب خود.  به عبارت دیگر احترامی که

خود به خود می گذاریم و احترامی که دیگران به ما می گذارند. ما می توانیم از راه های

مختلف احترام به کودک را توسعه دهیم:

** به حرف های کودک گوش دهید، زیرا او احساس خوبی پیدا می کند.

** به احساس های عاطفی کودک توجه کنید و آن ها را باور کنید.

** به کودک حق انتخاب بدهید.

** در مهمانی ها به کودکان توجه کنید.

** کودک را تحقیر نکنید.

** به کودک کمک کنید تا توانایی های خود را بشناسد.

** درباره ویژگیهای خوب کودک با او صحبت کنید.

5. نیاز به خود شکوفایی

در این مرحله فرد نیاز دارد تا تمام استعدادها و توانایی های خود را شکوفا کند و به عنوان

یک انسان بالنده در جامعه نقش داشته باشد. مازلو معتقد است اگر به انسان ها فرصت داده شود،

آن ها می توانند به این درجه از رشد و بالندگی دست پیدا کنند.

** به کودک کمک کنید تا نسبت به وظیفه های خود آشنا شود.

** به کودک کمک کنید تا کارها و مسئولیت های خود را با شور و شوق و با عشق انجام دهد.

** کودک را هدایت کنید تا در انجام کارهایی که نفع آن برای مردم باشد، مشارکت کند.

** کودکان را به کارهای خلاق تشویق کنید. با کودکان در زمینه قصه نویسی، کشیدن نقاشی،

    نواختن ساز، ساختن حجم های مختلف، سرودن شعر، کاشت انواع گیاه، ایجاد روابط جدید و...

    کار کنید. به کودکان کمک کنید تا خلاقیت خود را همواره سرزنده نگاه دارند.

 

کتاب:  الگوی کودک سالم ،  بر اساس دیدگاه های آلپورت، فرانکل، فروم، راجرز و مازلو

                                 تهیه شده در:  موسسه ی پژوهشی کودکان دنیا

رهنمودهایی برای انجام گفتگوی واقعی با نوجوانان

 

1. وقتی نوجوان حرف می زند به چشمانش نگاه کنید. این کار جلوی انحراف فکرتان را می گیرد

و به نوجوان نشان می دهد که توجهتان کاملا به اوست.

 

2. در حالی که به حرف نوجوان گوش می دهید، کار دیگری نکنید. به یاد داشته باشید وقت گذراندن

با یکدیگر یعنی توجه کامل خود را به نوجوان معطوف کنید.

 

3. به دنبال کشف عواطف او باشید. از خودتان بپرسید: نوجوانم چه عواطفی را دارد تجربه

می کند؟  وقتی فکر کردید که پاسخ را یافته اید، به دنبال تایید آن باشید. مثلا: به نظرم می آید

که احساس نا امیدی می کنی چون من ... فراموش کردم. این گفته به نوجوان فرصت می دهد

تا احساسش را روشن کند. در عین حال نشان می دهد که شما به دقت به حرف هایش گوش می دهید.

 

4. به حرکات بدن توجه کنید. مشت های گره کرده، دستان لرزان، اشک، ابروان گره خورده،

و حرکات چشم می تواند سرنخی به شما بدهد تا احساساتش را بفهمید.

 

5. پرسش هایی در رابطه با گفته نوجوان بپرسید. وقتی فکر می کنید که حرف نوجوان تان را

فهمیده اید، پرسشی در این زمینه بپرسید تا مطمئن شوید که حرفش را درست فهمیده اید.

مثلا: این طور که می شنوم تو می گویی ... آیا درست است؟

 

6. درک خود را ابراز کنید. نوجوان نیاز دارد که بداند حرفش شنیده و فهمیده شده است.

فرض کنید بر اساس صحبت های نوجوان تان چنین پرسشی از او بکنید: این طور که من

می فهمم تو می خواهی با سه تا از دوستانت کنار ساحل بروی و می خواهی رانندگی کنی

چون آنها گواهینامه ندارند، و حالا می خواهی من پول بنزین و اتاق را بدهم چون هیچ کدام تان

پول ندارید، درست می گویم؟

وقتی درک تان را بیان می کنید بر احساس ارزشمندی نوجوان صحه می گذارید و با او همچون

کسی رفتار می کنید که آمال و آرزوهایی برای خود دارد.

 

7. اجازه بخواهید که دیدگاه خود را بیان کنید: دلت می خواهد نظر من در این باره را بشنوی؟

اگر نوجوان گفت: بله.، ادامه بدهید و نظرات، افکار و احساسات تان را بیان کنید. اگر نوجوان

گفت: نه، آن وقت گفتگو تمام است و پولی برای رفتن به ساحل در کار نیست.

 

کتاب:  پنج زبان عشق نوجوانان       نویسنده:  گری چاپمن       ترجمه:  سیمین موحد

نکات مهمی برای روان تر کردن فرآیند انجام تکالیف

 

نظر:

همیشه در مورد مدرسه و یادگیری، نظر مثبت داشته باشید و آن را به فرزند خود ابراز کنید.

زنگ تفریح:

سرعت و فاصله یادگیری را تنظیم کنید تا توان و یاد سپاری در حد ایده آل باشد.

انتخاب:

بگذارید خود کودک تصمیم بگیرد که چه تکلیفی را نخست انجام دهد و چگونه مطالعه کند.

دستورالعمل:

دستورالعمل انجام تکالیف را با دقت بخوانید. چنانچه لازم باشد، دستورالعمل را با زبان ساده

و قابل فهم برای کودک توضیح دهید.

تشویق:

زمانی که کودک در انجام تکالیف خود تلاش می کند و منظم و مرتب است، او را تشویق کنید.

وسایل خانه:

نور، محل نشستن و وسایل مناسب باعث می شود که کودک آسوده و راحت باشد و حداکثر

توجه خود را به کارهایش معطوف دارد.

بازی:

تمرینهایی را که به مفاهیم اصلی مربوط می باشند، می توان از طریق بازی، لذتبخش تر نمود.

چنانچه فعالیتی برای کودک لذتبخش باشد، توجه و علاقه او بیشتر می شود.

ایجاد انگیزه:

گاهی لازم است به کودک خود جایزه ای بدهید تا عادت مطالعه در او ایجاد شود. به عنوان مثال

می توانید از برچسبهای زیبا، کارت یا دادن امتیازهایی استفاده کنید.

شادمانی:

فراموش نکنید که یادگیری باید لذتبخش باشد. موضوعات دشوار را با مطالب مورد علاقه

کودک ارتباط دهید.

مسائل کلیدی:

به خاطر داشته باشید که برخی از عادات در مطالعه، کلید تسلط پیدا کردن به شمار می آیند.

دوره کردن مکرر، نوشتن تمرینهای اضافی و مطالعه عمیق در مدت کوتاه از آن جمله است.

سرعت یادگیری:

به خاطر داشته باشید که هر کودکی با سرعت و روش خود مطالب را فرا می گیرد.

به فرزندتان کمک کنید تا بهترین روش را برای خود انتخاب کند.

حافظه:

مرور کردن مکرر و انجام تمرینهای اضافی به کودک کمک می کند تا مطالب را بهتر

به خاطر بسپارد. مسلما چنین روشی مفیدتر از مطالعه طولانی آخر وقت و قبل از امتحان است.

روش معمول:

انجام تکالیف باید بصورت یک جریان روزمره تلقی شود. حتی اگر کودک در یک روز

بخصوص تکلیفی ندارد، او را به خواندن کتاب تشویق کنید.

موقعیتها:

از فعالیتهای روزمره در جهت کسب مهارت در کودک استفاده کنید. بگذارید او صورت

خرید ماهانه را بنویسد، مبالغ قبضها را جمع بزند، کوپنها را بشمارد و غیره...

تحسین کردن:

نکته خوبی را در مورد کودک در نظر بگیرید و صادقانه او را در مورد پاکیزگی، تلاش،

دقت، طرز فکر، پیشرفت و غیره تحسین کنید.

کیفیت زمانی:

مدت زمان در اینجا مدنظر نیست، بلکه کیفیت زمانی را که صرف کودکتان در انجام

تکالیفش می کنید، مهم است.

کتاب خوانی:

در زمان فراغت تا حد ممکن کودک را به کتاب خواندن تشویق کنید. تنها راه پیشرفت

در روخوانی، خواندن کتاب و مطالب مختلف دیگر است.

وسایل:

در دسترس بودن وسایل لازم از بهانه جویی و بروز وقفه در کار جلوگیری می کند

و مهارت در نظم بخشیدن را قوت می بخشد.

آموزگاران:

بدون هیچ رودربایستی از آموزگاران کمک و نظر بخواهید. چنانچه مشکلی دائمی

وجود دارد، جلسه ای را برای مشورت آنها ترتیب بدهید.

همدلی:

از فرزند خود پشتیبانی کنید و صبور باشید.

ارزش:

بگذارید کودک شما بفهمد تحصیل تا چه حد برایتان مهم است و اهمیت عادت خوب مطالعه

را در او تقویت کنید.

کار:

از قانون  مادربزرگ استفاده کنید: اول کار، بعد بازی.

کلمات تمجیدی:

کلمات تمجیدی و تشویقی به کودک شما کمک می کند تا اساس محکمی برای عادات

مطالعه خود بنیان گذارد و حس اعتماد به نفس در او ایجاد شود.

حرف آخر:

کودکانی که به مقدار کافی استراحت کرده اند و تغذیه خوبی داشته اند، بهتر مطالب را

یاد می گیرند و می توانند برای مدت طولانی تر تمرکز کنند. به طریقی برنامه ریزی کنید

که مطالعه دروس به هنگام هوشیاری کودک انجام گیرد و آخرین فعالیت قبل از خواب نباشد.

کتاب:  کلیدهای برخورد با ناتوانی در یادگیری

نویسندگان:  دکتر ای. مک نامارا و فرانسین جی. مک نامارا

مترجم:  ترانه بهبهانی

وظایف خانواده در دوران هفت سالگی دوم فرزند

 

در این مرحله، کودک آمادگی فراگیری بسیاری از مسائل آموزشی و تربیتی را دارد.

امام صادق (ع) فرمود:

فرزند خود را تا هفت سالگی از بازی  باز مدار و در هفت سالگی دوم، او را با خود

همراه کن ( به تعلیم و تربیت او همت گمار).  و در بیانی دیگر فرمود:

پسر را تا هفت سال از بازی منع نکن و در هفت سال بعدی، حلال و حرام ( احکام الهی )

را به او بیاموز. در این مرحله ( هفت سال دوم ) چند مساله اهمیت بیشتری دارند، از جمله:

1. همسویی حکیمانه

در این مرحله باید کودک را به برخی از کارهای مناسب واداشت، در عین حال نباید او را

خسته کرد و در صورت امکان باید ذوق و احساسات او را مراعات کرد. پس در هفت سال

دوم، شایسته است که به آشنا ساختن کودک با زندگی قانونمند و برنامه ریزی شده پرداخت.

2. آموزش آداب اجتماعی

کودک در این مرحله، خود را عضوی از پیکر جامعه بزرگ احساس می کند و دوست دارد

تا وی را نیز به حساب آورند، لذا از سرزنش و توبیخ در حضور دیگران ناراحت می شود

و علاقمند است در حضور دیگران از او تعریف شود.  در این دوران والدین باید برخی آداب،

مانند رعایت حق تقدم، را به وی آموزش دهند.

روحیه دیگر دوستی و مهربانی با دیگران و حمایت از مستمندان راباید در فرزند آفرید

و تقویت کرد، حتی بهتر است صدقه روزانه ی را که به فقرا می دهیم با دست کودک انجام شود،

چنان که در ضمن رهنمودهای امام رضا (ع) آمده است:

کودک را به پرداخت صدقات به فقرا وادار کنید، اگر چه به دادن قرصی نان و یا چیزی اندک باشد.

                                                                       ( وسائل الشیعه، ج 6 ، ص 261  )

3. آموزش علم و ادب

ادب، یکی از گرانبهاترین یادگارهای والدین برای فرزند است. رسول اکرم (ص) فرمود ند:

کسی که ادب ندارد، عقل ندارد.   ( نهج الفصاحه، ص 622 )

نیز امیرالمومنین (ع) دراین باره فرمود:

ارزش آدمی به عقل و ادب اوست، نه به مال و قومیت او.  ( غررالحکم، ج 3 ، ص 77 )

همچنین ایشان در رهنمودی به پسرش امام حسن مجتبی (ع) فرمود:

دل نوجوان و جوان همچون زمین آماده برای زراعت است که هر نوع بذرافشانی را

می پذیرد و آن را در دامان خود پرورش می دهد.           ( نهج البلاغه، نامه 31 )

4. پرورش هنری

روحیه هنروری را باید در کودک زنده کرد و آنان را با هنر متعهد یعنی هنر در خدمت فرهنگ

مترقی اهل بیت (ع) آشنا ساخت. امام صادق (ع) فرمود:

اولاد خود را با احادیث ( فرهنگ اهل بیت ) آشنا سازید، پیش از آن که فرصت طلبان ضد

اهل بیت رسول خدا (ص)، به سراغ آنان آیند.                     

امیرالمومنین (ع) نیز فرمود:

آنچه را خداوند معین فرموده است، به فرزندان خود بیاموزید تا فرصت طلبان نتوانند

در آنان نفوذ کنند.

5. دقت در انتخاب دوستان و همبازی ها

همنشینی، یکی از عوامل تربیتی است. پدر و مادر در گزینش دوستان فرزند خود، باید

به گونه ای مستقیم و یا غیر مستقیم مداخله کنند و فرزند را از هدایت و رهنمود لازم

بهره مند  سازند، زیرا همنشینی تاثیرگذار است، و شخصیت آدمی از این راه شکل می گیرد.

امام رضا (ع) فرمودند:

نشست و برخاست با نیکان، مایه روی آوردن آدمی به صلاح و نیکی است. 

                                             ( میزان الحکمه، ج2،ص 61 )

در حدیثی امیر المومنین (ع) فرمود:

با آدم شرور نشست و برخاست مکن، زیرا طبیعت تو، شر و بدی را بدون آن که تو متوجه

باشی، از او می رباید.   ( نهج البلاغه، حکمت 147 )

6. توبیخ و تحسین سازنده

تمجید و تحسین به موقع، از شرایط اساسی تربیت کودک و وسیله ای برای احیای شخصیت اوست.

و یکی از راههای پیشگیری از بیماری و کم رویی به شمار می رود.  توبیخ و تشویق،

دارویی مفید و موثر برای تربیت است، که باید در مواقع مناسب، با اندازه گیری صحیح

از آن ها استفاده شود. چنان که امیر المومنین (ع) فرمود:

بزرگ ترین مراتب حماقت، زیاده روی در تحسین و توبیخ است.  

7. پرورش فطرت مذهبی و اخلاقی کودک

تربیت فطرت مذهبی و اخلاقی کودک باید مطابق با ظرفیت و استعدادهای او صورت پذیرد

و به موازات پیشرفت عقل و معرفت و توانایی ها باید دامنه تعلیم و تربیت فطرت مذهبی

و اخلاقی وی را توسعه داد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را در نیکوکاری یاری رساند.

راوی از آن حضرت پرسید: چگونه او را در نیکوکاری یاری کند؟

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

آنچه کودک مطابق توانایی خود انجام می دهد از او بپذیرد و از آنچه از عهده توانایی او

خارج است صرف نظر کند و او را به سرکشی و طغیان وادار نسازد.

                                       ( وسائل الشیعه، ج 15، ص 199، باب 86، حدیث 8)  

        کتاب:   وظایف تربیتی خانواده از دیدگاه تربیت و روانشناسی اسلامی

        نویسنده:   سید محمد شفیعی مازندرانی

انسان سالم از دیدگاه اریک فروم

 

اریک فروم انسان سالم را محصول مجموعه ای از عوامل تاثیر گذار می داند:

زندگی فرد در دوران کودکی، ارتباط کودک با اطرافیان، جامعه ای که در آن زندگی می کرد،

رابطه ی اعضای خانواده و... مهم و موثر هستند. به عبارت دیگر شخصیت انسان محصول

فرهنگی است که آن فرد در آن رشد کرده است.

در صورتی که عوامل فرهنگی و اجتماعی نقش خود را به خوبی ایفا کنند می توان انسان

سالمی را تحویل جامعه داد و برعکس در یک جامعه ی بیمار انسان هایی که رشد می کنند،

بدون شک مبتلا به انواع کج رفتاری ها، بیماری های روانی و مشکلات عاطفی و اجتماعی

خواهند شد. به همین دلیل الگوهای جامعه نقش مهمی در تکوین شخصیت انسان ها دارد.

نوع نگاه والدین شما به انسان های پیرامون خود چگونه بوده؟ آیا با عزت و احترام از

انسان های دیگر یاد می کردند؟

آیا نسبت به مسایل سایر مردم حساس بودند و برای حل مشکل آن ها دست به اقدام می زدند؟

با پاسخ دادن به پرسش های بالا شاید بتوانید بخشی از الگوهای فرهنگی خود را کشف کنید.

فروم اعتقاد دارد برای دستیابی به شخصیت سالم لازم است که به نیازهای زیر در فرد

توجه کرد:

1. نیاز به وابستگی:

انسان یک موجود اجتماعی است و نیاز دارد که مورد توجه قرار بگیرد و هم توجه کند.

دوران نوزادی یکی از بهترین زمان ها برای پرداختن به نیاز وابستگی فرد است.

شش ماه اول تولد یکی از مهم ترین دوران شکوفایی کودک است. لازم است:

کودک با ناز و نوازش بیدار شود و یا به خواب برود.

هر چه قدر که نیاز دارد شیر مادر خود را بخورد.

مرتب جای او تمیز شود و...

از ماه دوم نوزادان متوجه حضور مراقب خود خواهند شد. بدین سبب مراقب ( مادر یا پدر و...)

باید یک وقت جدی برای همراهی با کودک بگذارند.

با او حرف بزنند.

به غذا، خواب و پاکیزگی جای او توجه کند.

او را در آغوش بگیرد.

با او بازی کند و به او عشق فراوان بدهد.

بی توجهی، کم توجهی، ناقص توجه کردن و... موجب می شود تا کودک نیاز به وابستگی

خود را حتی تا دوران بزرگسالی با خود حمل کند. وقتی نیاز وابستگی کودک از راه سالم

و درست تامین نمی شود، دچار رفتارهای نامعقولی مثل خود شیفتگی و فقدان اعتماد به نفس

می شود، در نتیجه ی آن نمی تواند با دیگران ارتباط سالم و انسانی برقرار کند.

2. نیاز به رشد و تعالی

هر انسانی این نیاز را دارد که هر روز در مسیر رشد و بالندگی قرار بگیرید. یک زمانی

این رشد و بالندگی محدود به افزایش قد و وزن است. اما پس از مدتی سایر جنبه های

رفتاری، توانایی و استعدادها معنا پیدا می کند. از دیدگاه فروم انسان در هر دوره ای

از رشد خود متوجه می شود که باید از یک موجود ایستا و غیر فعال فاصله بگیرد.

انسان باید زندگی را بسازد و کامل کند. به همین سبب آفرینندگی و خلق کردن و افزودن

به دنیا نکته ای است که می تواند موجب بالندگی و تعالی انسان شود.

کودک را با انواع کارهای هنری آشنا کنید. نقاشی، کارهای حجمی، موسیقی و... بخشی از

جریان آفرینندگی در کودک هستند. درباره مخترعین و کاشفین با کودک صحبت کنید.

قصه ها، شعر، ترانه های مختلف را برای کودک بخوانید. هر اثر ادبی نیز نویسنده ای دارد.

کودک می تواند با نام نویسنده و یا شاعر آن کار آشنا شود.  به کودک فرصت دهید تا چیزهای

مختلفی را بسازد. انواع کارهای دستی برای این فعالیت مناسب است.

کودک را تمرین دهید تا برای مسایل و مشکلات مختلف راه حل پیدا کند. وقتی به مشکلی

رسیدید از او بپرسید: به نظر تو چگونه می توان این مشکل را حل کرد؟

حل مشکل یکی از مهم ترین تمرین ها و اصولی است که موجب می شود تا کودک در مسیر

سازندگی قرار بگیرد.

3. نیاز به هویت

همه انسانها نیاز دارند که احساس هویت کنند. هویت به معنای آن که هر فرد نیاز دارد

بداند کیست و چییست. به عبارت دیگر پیشینه ای است که هر فرد در زندگی خود می خواهد

و باید داشته باشد.  فرهنگی که هر فرد در زندگی  دارد و این فرهنگ او را از سایرین

جدا می کند. این جدا سازی یعنی اینکه به فرد ویژگی هایی می دهد که تفاوت و تمایز

او را با دیگران مشخص می کند. والدین و مربیان آگاه سعی می کنند تا با کودکان درباره ی

این که چیستند و یا کیستند کار کنند. حس هویت با حس مالکیت آغاز می شود. 

به کودک یاری برسانید تا وسیله های شخصی داشته باشد و حریم آن ها را حفظ کنیم.

درباره ی اینکه متعلق به کدام شهر، روستا و یا قوم و مذهبی هستید با کودک صحبت کنید.

درباره ی هر آنچه که می تواند به کودک احساس غرور و افتخار بدهد با کودک صحبت کنید:

درباره ی کار پدر و مادر و این که شرافتمندانه کار می کنند و زحمت می کشند.

درباره ویژگی های مثبتی که هر یک از اعضای خانواده  دارند.

این فعالیت ها با کودکان خردسال موجب می شود تا آن ها با احساس خوبی به گذشته

و یا پیشنه ی خود، توجه کنند.

  کتاب: الگوی کودک سالم     بر اساس دیدگاه های آلپورت، فرانکل، فروم، راجرز و مازلو

                             تهیه شده در: موسسه ی پژوهشی کودکان دنیا  

الگوی کودک سالم از دیدگاه آلپورت

 

هر فرد سالم در مسیر رشد و بالندگی خود لازم است که تصویر درست، مناسب

و اصولی از خویش داشته باشد. آلپورت معتقد است که خویشتن هر فرد از

لحظه ی تولد تا دوران بلوغ هفت مرحله دارد. رعایت صحیح این هفت مرحله به

سلامت فرد کمک میکند.

  1. خود جسمانی

زمانی که نوزاد به دنیا می آید شناختی از خود ندارد. نوزاد همه چیز را یک کلیت می بیند

اما از طریق ارتباط دیگری و تجربه های ادارکی به آرامی می تواند بین خود و دنیای بیرون

تفاوت قایل شود.

به نیازهای نوزاد توجه داشته باشید. نوزاد را از همان روزهای اول در آغوش بگیرید

و نوازش کنید. برای کودک آواز بخوانید و لالایی بگویید و از طریق صدا با وی ارتباط

برقرار کنید. جای نوزاد را مرتب عوض کنید. آلپورت معتقد است که نقش مادر در اولین

روز و ماه های زندگی بسیار مهم است. چنان چه مادر محبت و احساس امنیت لازم و

کافی را به نوزاد خود بدهد، کودک در شرایطی سرشار از آرامش، اطمینان و صبوری

بزرگ می شود و او بهتر می تواند مراحل رشد و کمال را طی کند.

محیط کودک را با اسباب بازی ها، رنگ ها و شکل های مختلف فعال کنید. هر نوبت

 کودک را با یک وسیله یا رنگ آشنا کنید. حواس پنج گانه کودک را تحریک کنید.

به او فرصت دهید تا ببیند، بشنود، لمس کند و لمس شود، بو بکشد، و حتی بچشد.

با بازی های مختلف می توانید به کودک در این کار یاری برسانید.

  1. تشخیص هویت خود

دومین مرحله از رشد، حس تشخیص هویت خود است. کودک در این مرحله از هویت

مداوم خود به عنوان شخصی جداگانه آگاه می شود. این مرحله معمولا از یک سالگی

آغاز می شود. او نام خود را می فهمد، و می تواند خود را در آینه تشخیص بدهد.

" من " کودک شکل می گیرد و می تواند " من " را تشخیص دهد. در این مرحله

 به کودک کمک کنید هرچه بهتر نام خود را تشخیص دهد. نام او را زیاد تکرار کنید.

برای مثال هر چیزی را که می خواهید انجام بدهید با نام او بیان کنید:

من دارم برای سارا غذا می آورم.  سارا، دوست داری بازی کنیم؟

هر وقت لباس کودک را عوض می کنید و یا تغییری در مدل موهای او می دهید،

کودک را با آینه روبه رو کنید. به او نشان بدهید که چه تغییری کرده است.

هر کاری که می کنید نظر او را بپرسید. فراموش نکنید نام کودک را همیشه تکرار کنید:

نیما جان دوست داری به تو غذا بدهم؟  نیما جان می آیی با هم برویم بیرون؟

  1. احترام به خود

این مرحله از دو سالگی تا انتهای سه سالگی ادامه پیدا می کند. در این مرحله کودک

می آموزد که او دوست داشتنی است، توانایی هایی دارد که این توانایی ها موجب افتخار

 و غرور در او می شود. کودک در این دوران می کوشد توانایی های خود را بشناسد

و آن توانایی ها را اعمال کند. بدین سبب به نوعی استقال را تجربه می کند و دوست دارد

مستقل باشد. سعی کنید با کارهای مختلف به این استقلال یاری برسانید.

 به کودک فرصت دهید تا خودش غذا را بخورد. ممکن است غذا را بریزد، لباس خود را

 کثیف کند، غذا را حیف و میل کند. ولی همه ی این ها را در اثر تمرین حل می شود.

به هر توانایی ای که از خود نشان می دهد احترام بگذارید و او را تشویق کنید.

کارهایی برای کودک ترتیب دهید تا او بتواند در انجام آن ها موفق شود. به کود ک

اجازه بدهید دست بزند، خراب کند، حتی بعضی از چیزها را بشکند. او از این طریق

توانایی های خود را تجربه می کند. علاقه های کودک را شناسایی کنید. کودکان در این

دوران علاقه های خود را نشان می دهند. وقتی را برای بازی با کودک اختصاص دهید.

محیط کودک را متنوع کنید تا کودک همواره چیزی برای جستجو و کشف داشته باشد.

      4 . گسترش خود

این مرحله از 4 سالگی آغاز می شود.  کودک در این دوره از وجود دیگران و اشیاء،

آگاهی کامل بدست آورده است و می داند که کدام یک از این افراد و اشیا برای او یا در

ارتباط با او هستند. در این مرحله کودک می کوشد شناخت گسترده تری از خود،

حوزه ی فعالیت ها،  توانایی ها و ارتباط ها پیدا کند. کودک در این دوره از مالکیت

استفاده می کند. مالکیت ارزشی است که او را بیشتر به خویشتن آگاه می کند.

او مرتب از جمله های " این مال من است و ... " استفاده می کند.

وسایلی تهیه کنید که براستی مال کودک باشد. مثل: دفتر نقاشی، انواع اسباب بازی،

کتاب و... وقتی چیزی در تملک قرار می گیرد، به او اجازه دهید هر گونه که دوست

دارد از آن استفاده کند. اگر کودک اتاق مخصوص به خود را دارد، آن حریم را حفظ کنید.

او می تواند خودش بعضی از وسیله ها را جابجا کند. اگر کودک اتاق ندارد، بخشی از

خانه را به او اختصاص دهید. در این مرحله سعی کنید کودک را با فعالیتهای مختلف

آشنا کنید. انواع ورزشها، هنرها،  سرگرمی ها و مکان های مختلف بسیار خوب است.

کودک را زیاد به مهمانی ببرید. بگذارید تا او زیاد انسان ببیند و با آنها ارتباط برقرار کند.

  1. تصور از خود

این مرحله معمولا از پنج سالگی شروع می شود. کودک معمولا بر اساس احساسی که

بزرگ ترها نسبت به او دارند، تصویر خود را می سازد. به همین دلیل ضروری است که

به او کمک شود تا تصویر مثبت و خوبی از خود به دست بیاورد. اگر بزرگترها معتقدند که

کودک تنبل است، کودک فکر می کند حتما تنبل واقعی است.

چون بزرگترها می گویند!

کودک را در انجام مهارت ها و توانایی هایش تشویق کنید. می توان کودک را در نقاشی هایی

که می کشد، در کنجکاوی هایش، در جسارت داشتن و ... تشویق کرد.

مهارت های کودک را تشویق کنید. کودکان در اثر تایید شما می توانند مهارت های خود را

بهتر کنند. مثلا وقتی می تواند لی لی کند و یا قصه ای را برایتان تعریف کند و...

او را تایید کنید. به کودک نشان دهید که تحت هر شرایطی او را دوست دارید. درباره ی هوشمندی

او زیاد حرف بزنید: تو خیلی باهوشی! تو خیلی دقیق فکر می کنی!

فراموش نکنید آن چه از کودک احساس می کنید به کودک منتقل می شود. اگر شما فکر

می کنید که کودک تان دست و پاچلفتی، تنبل، ترسو و... است، مطمئن باشید در این مرحله

کودک نیز باور خواهد کرد که همان گونه است که شما فکر می کنید. بر عکس اگر هم فکر

می کنید و نشان بدهید که کودک شما زیبا، باهوش، توانا، مستقل، خوش سخن، توانا و ... است،

مطمئن باشید که کودک نیز با همین باور بزرگ می شود. کودکانی که با این باور بزرگ می شوند،

همواره سعی می کنند که کارهایی بر اساس همین الگو از خود نشان بدهند.

  1. خود معقول

معمولا کودکان از شش سالگی وارد این مرحله می شوند.  در این مرحله " خود " مانند

حریفی معقول پدیدار می شود تا آغاز دوران بلوغ ادامه پیدا می کند.  کودک در این مرحله

می آموزد که فکر کند، منطق و دلیل بیاورد و به دنبال پیدا کردن راه حل باشد. بازی های

فکری را با کودک زیاد انجام دهید. کارت بازی ها، انواع دومینوها، حتی انواع پازل و ...

برای این دوره بسیار مهم است. کودکان از حل مساله لذت می برند. شما می توانید هر روز

یک مساله ی تازه برای کودک بوجود بیاورید:

می خواهیم کاردستی درست کنیم ولی چسب نداریم.

 می خواهیم نقاشی بکشیم ولی مداد رنگی یا ماژیک نداریم. 

7.  تلاش اختصاصی

آخرین مرحله ی پرورش " خود شدن " از دیدگاه آلپورت است. این مرحله از دوران بلوغ  

شروع می شود. کودک در دو سالگی در پی تشخیص هویت خود بود، حالا او با نگرشی

کاملا متفاوت و با تجربه هایی که به دست آورده است سعی می کند که این هویت را دقیق تر

و کامل تر بیابد. پرسش " من کیستم؟ " همواره با اوست. او می خواهد بداند کیست، از کجا

آمده و قرار است به کجا برود.  در این مرحله نوجوان بیشتر به رویاها، آرزوها و هدف های

زندگی خود فکر می کند. این هدف ها برای شخصیت سالم امری حیاتی است.  

کودک باید احساس کند در خانه همواره مورد حمایت است و پدر و مادر حامیانی قوی، مقتدر

و در عین حال آرام و دوست داشتنی هستند. به کودک نشان دهید که با او صادق هستید.

با او رفتار صمیمانه داشته باشید. رفتار صمیمانه با کودک بیش از هر چیز به کودک احساس

امنیت می دهد و او با قدرت و اعتماد به نفس بهتری می تواند به کارهای خود بپردازد.

سعی کنید فضای کار و زندگی کودک را همواره شاداب نگه دارید. کودک در فضای شاد توان

بیشتری برای کار، آموزش، اصلاح و فراگیری دارد. کودکان را نباید در خانه فراموش کرد.

به شکل های مختلف به آن ها نشان دهید که دیده می شوند:

خرید هدیه به بهانه های مختلف،

تهیه ی چیزهای مورد علاقه آنها،

گذاشتن وقت روزانه برای بازی و گفتگو

         کتاب: الگوی کودک سالم

         بر اساس دیدگاه های آلپورت، فرانکل، فروم، راجرز و مازلو

         تهیه شده در: موسسه ی پژوهشی کودکان دنیا