والد - کودک - بالغ
والد:
شامل انبوه بسیار عظیمی از سوابق رویدادهای خارجی در مغز است که بدون سوال و حتی
با زور تقریبا در پنج ساله اول زندگی فرد دریافت می شود. در جنبه والد شخصیت انسان تمام
پندها، اخطارها، قوانین و مقرراتی که بچه از پدر و مادر خود شنیده یا در رفتار آنها دیده محفوظ
است. اگر پدر و مادر با هم رفتار خصومت آمیزی داشته باشند و با هم در حال جنگ و دعوا باشند
این حالت نزاع در بچه با وحشت و ترس ضبط می شود و طفل همواره بیم و خوف آن را دارد که
مبادا آنها یکدیگر را نابود کنند. بیشتر اطلاعات والد در زندگی روزمره به صورت "چطور باید" ظاهر
می شود. چطور باید ناخن گرفت. چطور باید سوپ خورد و ...
کودک:
همزمان با ضبط اطلاعات رویدادهای خارجی در آنچه که ما آن را والد می نامیدیم ضبط دیگری
نیز صورت می گیرد و آن ضبط رویدادهای درونی یا به عبارت دیگر پاسخ یا عکس العمل انسان
کوچک (یا احساس او) نسبت به آن چیزهایی است که می بیند و می شنود.
مجموعه اطلاعات دیدن، شنیدن، احساس کردن و فهمیدن را به عنوان جنبه کودک تعریف
می کنیم. در کودک است که قوه خلاقه، حس کنجکاوی، شوق جستجو و فهمیدن ،
اشتیاق لمس کردن و تجربه کردن و ... نهفته است.
بالغ:
از سن ده ماهگی کودک متوجه می شود که می تواند کارهایی را با آگاهی و فکر خودش
انجام دهد. این حالت خود- واقع بینی شروع جنبه بالغ شخصیت است. بالغ مانند کامپیوتر
بر مبنای جمع آوری اطلاعات و بجریان انداختن این اطلاعات آغاز می کند و کم کم توسعه
می دهد. از طریق بالغ است که انسان کوچک کم کم می تواند فرق بین زندگی را آنگونه
که به او یاد داده و نشان داده بودند "والد" و آنگونه که خودش آن را احساس کرده است
"کودک" و بالاخره آنگونه که خودش کشف و استنباط کرده است "بالغ" متوجه می شود.
یکی از وظایف مهم بالغ اینست که اطلاعات بدست آمده از والد را بررسی کند و ببیند آیا
این اطلاعات قابل استفاده است یا قدیمی شده و باید رد شود. دیگر اینکه اطلاعات کودک
را هم وارسی می کند تا تصمیم بگیرد که آیا آن احساسها امروز مناسبند یا قدیمی و بیهوده
هستند.
یکی دیگر از وظایف بالغ، شامل بررسی اطلاعات قدیمی، اعتبار دادن یا اعتبار ندادن، و بالاخره
دوباره بایگانی کردن آنها برای استفاده در آینده است.
از کتاب "وضعیت آخر" نویسنده : توماس آنتونی هریس