شهید
اما در فرهنگ ما شهادت مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، شهادت مرگ دلخواهی است
که مجاهد با همه آگاهی و همه منطق و شعور و بیداری و بینایی خویش، خود انتخاب می کند.
حسین رو نگاه کنید میاد فقط برای اینکه بمیره زیرا جز این سلاحی برای رسوا کردن دشمن و برای دریدن
پرده های فریبی که بر این قیافه های کریه زده اند و برای اینکه اگر دشمن را نمی تواند بشکند ، لااقل
به این وسیله رسوا کنه و برای اینکه بر اندام مرده این نسل دوم به خون تازه جهاد و حیات بدمد ، جزء
مردن و جزء انتخاب مرگ سرخ خویش سلاحی و چاره ای ندارد. و می بینیم که چقدر آگاهانه با همه
مقدمات و با دقت و با استدلال و با منزل به منزل روشن کردن و تصویر کردن سرنوشتی که بسویش
حرکت می کنه و با یکه چین کردن اصحابش مردانی که برای مرگ با اویند و همچنین با یکایک خانواده اش
با همه هستی که روی این زمین دارد یعنی خاندانش، آمده است تا در محراب شهادت قربانی شود
زیرا سرنوشت این ایمانی که نابود داره میشه و سرنوشت این مردمی که به امید عدالت و آزادی
اسلام آمده اند و اکنون اسیر ستم و ظلمی بدتر از جاهلیت شده اند، همه در انتظار اینست که
ببینند این قهرمان تنها چه می کند؟ و او که هیچ سلاحی و قدرتی نداره همه وجودش را که خود و
خانواده اش باشند، آمده تا به شهادت شهادت بده که مسئولیت خویش را انجام دادم و بیش از این
نمی توانم. و اینکه در روز عاشورا خون فرزندش را بدست می گیره و رو به چشمهای خدا پرتاب
می کنه که ببین، ببین و این قربانی را از من بپذیر. شاهد باش. و در چنین روزگاریست که مردن
برای مرد، تضمین حیات یک ملت است.
اینجاست که خداوند خواست تا در چنین هنگامه ای تو را کشته و شهید ببیند.
از مجموعه شهادت مولف : دکتر شریعتی