نخستین دشمن:  کمک کردن

برای بچه های کوچک، معمولا یادگیری چیز جدید، سخت و خسته کننده است زیرا آنها به درستی

نمی دانند چه باید بکنند تا درختی که می کشند خوب و عالی به نظر برسد، یا خودکار را به شیوه ای

اشتباه بالا می گیرند. اما بهتر است خود را کنار بکشید و به آنها اجازه بدهید هر کاری که

می خواهند، انجام دهند. اگر بخواهید با اصرار، راه درست نقاشی کردن یک درخت را به وی

نشان دهید، این فرصت را از فرزند خود می گیرید تا بتواند روش مناسب را پیدا و آن را تجربه

کند و همه چیز را خودش یاد بگیرد. همچنین ناخواسته او را آماده ی شکست می کنید.

دومین دشمن:  اسباب بازی های نامناسب

در حقیقت بچه ها قوه ی تخیل خود را با سرودن آهنگ های خودشان یا بازی با مقوای نازک

ارتقاء می دهند نه با شمشیر بازی با شمشیری که چراغ چشمک زن دارد.

سومین دشمن:  تصمیم گیری درباره ی درست و غلط

با گفتن کلمه درست به کودکی که در حال نقاشی کردن رنگین کمان است، یا کلمه غلط موقعی

که او همزمان چند دکمه ی پیانو را می فشارد، او را از تجربیات جدید محروم کرده ایم.

خلاقیت یعنی پوسته ی قواعد و مقررات را شکستن و طرحی نو در انداختن. این دقیقا همان

کاری است که فرزندتان وقتی دنیا را وارونه می کشد یا وقتی دریا را صورتی رنگ می کند،

انجام می دهد.

چهارمین دشمن:  برنامه ی زمان بندی برای کودک

مطمئنا بچه ها به برنامه ریزی و تقسیم زمان روزانه  نیاز دارند، اما مراقب باشید برنامه ی

زمانبندی برای آنها خسته کننده و یکنواخت نباشد. سعی کنید زمانی در هر روز برای بازی

برنامه ریزی نشده اختصاص دهید.

پنجمین دشمن:  مرض پاسخ "صحیح"

بچه ها عاشق این هستند که کارها را درست انجام دهند و تایید و موافقت به دست بیاورند، اما

در ترویج این نیاز در فرزندتان که کارهای درست انجام دهد، آگاهانه عمل کنید. سعی کنید

فرزندتان را در موقعیت ها و آزمون هایی قرار دهید که بتواند یاد بگیرد.

ششمین دشمن:  رقابت

رقابت می تواند در خلاقیت تاثیر منفی بگذارد. رقابت به طور خودکار به قضاوت در مورد

محصول خلاقانه می انجامد، که می تواند سبب شود بچه تمایل کمتری به خطر پذیری

و خلاق بودن نشان دهد. بچه ها باید تشویق شوند تا از خلاقیت لذت ببرند.

از کتاب  شکوفایی خلاقیت فرزندان     نویسنده  ویکتوریا ویلسون     مترجم  جبرائیل نعمت زاده