درسهایی از داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم 2
۱. کوشش کنیم انصاف را در برخوردهای خود رعایت کنیم. و این ممکن نیست مگر اینکه مدام
خود را جای دیگران قرار دهیم و از خود بپرسیم اگر من جای او بودم، انتظار چه برخوردی
داشتم، و بعد خود چنین کنم.
۲. بیان جرم و گناه دیگران و نشر آن، گناهی است بس بزرگتر که حتی گناه را در ذهن خودمان
کمرنگ و سبک جلوه می دهد. هرگز خطاهای پیشین دیگری یا خود را برای دیگران بازگو
نکنید.
۳. هیچ وقت کار غلط با طرفداران زیادش صحیح نمی شود، همچون دروغ که همیشه بد است
حتی اگر خیلی ها دروغ بگویند و مشتریان صداقت کم باشد.
۴. از خداوند مهربان بخواهیم ما را در امتحانهای الهی کمک کند . و در تربیت نفس خویش
بکوشیم تا در وقت آزمون به لطف الهی موفق باشیم.
۵. مراقب باشیم موفقیتها و پیشرفت های خود در عمل صالح را به خود و اراده و همت و
تلاش و پشتکارمان نسبت ندهیم، بلکه همه را از فضل خدا بدانیم.
۶. کوشش کنیم با خدا صادق باشیم و پنهان و آشکارمان، درون و برونمان، یکی باشد.
۷. برای مشورت ، در پی افرادی باشید که اهل پاکی، تقوا و خیرخواهی اند، چرا که اگر
هم کاری از دستشان ساخته نباشد دست کم گمراهتان نمی کنند و از همه مهم تر اینکه
برایتان با نیت پاک دعا می کنند.
۸. باید تمرین کنیم قاطعانه و محکم به آنچه مورد تایید خدا و عقل نیست " نه " بگوییم.
ملاک ما برای گزینش هر سخن یا فکر و عمل و تعیین درستی یا نادرستی آن، تنها
باید "حق" باشد و بس.
۹. از ابزارهای مهم تربیت و هدایت، دلسوزی، محبت، احترام، حسن خلق و احسان است.
برخوردهای غیر محترمانه فقط ایجاد دافعه می کند که آفت موفقیت در امر تربیت و هدایت
است.
۱۰. توکل یعنی خدا را وکیل قرار دادن و همه چیز را به خدا سپردن و تنها از او مدد جستن و
امیدی به غیر خدا نداشتن.
۱۱. تکبر از صفات بسیار مذمومی است که به شدت انسان را در دنیا و آخرت خوار و ذلیل
می کند.
۱۲. نباید آبروی کسی را ببریم و خطای دیگران را بازگو کنیم.
از کتاب " یوسف ، قهرمان خوبیها "
مولف مجتبی حورایی