سال چهارم دبیرستان همکلاسی داشتیم بنام هانی که بسیار باهوش و اهل علم بود . یک سال هم جهشی خوانده بود . نفر اول منطقه بود و همه پش بینی می کردند در دانشگاه دولتی در رشته خوبی پذیرفته خواهد شد. همیشه در درسها از همه بچه ها جلوتر بود چون درسهای هر سال را سال قبلش خوانده بود و این را مدیون والدینش بود . آنها از کودکی برای هانی برنامه ریزی کرده بودند و همیشه مراقبش بودند و او هم واقعا تلاش می کرد . بعدها شنیدم در همان اولین سال شرکت در کنکور ، در دانشگاه دولتی پذیرفته شده بود .