X
تبلیغات
مدرسه زندگی: خانواده-درس-کتاب-کلاس
























مدرسه زندگی: خانواده-درس-کتاب-کلاس

علمی - آموزشی - مذهبی

 

استعداد:

والدین باید محیطی فراهم کنند تا بچه ها بتوانند به صورت فعال، موثر، خلاق و با لذت از استعداد

خود بهره برند و آگاه باشند که تلاشها یشان ارزشمند است و بیاموزند که تجربه روند کار به اندازه

نتیجه تلاشهایشان ارزش دارد.

پیامد:

همراه با تشویف، توصیه می شود که والدین از پیامد استفاده کنند. پیامد بر خلاف تنبیه، به کودکان

می آموزد که نگاهی به خود بیندازند، نه آنکه نگاهشان به دیگران باشد. به کارهایشان و تاثیرات

احتمالی آن کارها فکر کنند. پیامد همچنین به فرزندان درس مسئولیت پذیری می دهد. پیامد باعث

می شود که کودکان یاد بگیرند که به خود بنگرند و مسئولیت تصمیم هایشان، کارهایشان و نتایج

آنچه انجام می دهند را به عهده بگیرند.

شکوفایی مهارتها:

اگر واقعا می خواهیم استعداد فرزندانمان را رشد دهیم، باید هر چه سریع تر نقاط قوت بچه ها را

شناسایی و تربیت کنیم و به زمینه هایی که در آنها رشد کند تری دارند توجه کنیم. این مسئله اهمیت

زیادی دارد که کودکان در سالهای اولیه زندگی پایه های محکمی برای آینده و برای آموزش و یادگیری

تحصیلی داشته باشند.

الگوبرداری:

عنصر مهم دیگر برای پرورش استعداد آن است که در بهترین شرایط خود، کامل ترین حالت خود باشید

و برای فرزند تان پرعشق ترین، با توجه ترین، باهوش ترین، مثبت ترین، موفق ترین، خشنودترین،

متمرکزترین، موثرترین و...   الگو باشید. بزرگسالانی که بچه ها را پرورش می دهند، باید به گونه ای

زندگی کنند که امیدوارند فرزندانشان در آینده آن گونه باشند.

عنوان کتاب:  کلیدهای کشف و پرورش استعداد در کودکان

مولف:  دکتر دن وینهاوس       مترجم:  اکرم قیطاسی


برچسب‌ها: کودک
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 14:57 توسط صادق صالح|

 

تا نپرسید جواب ندهید:

صبر کنید فرزندتان خودش نیاز به کمک پیدا کند و به سراغ شما بیاید، بعد به او رسیدگی کنید.

برخی والدین اصلا از همان اول خودشان دنبال فرزندشان راه می افتند تا مبادا سوال و اشکالی

داشته باشد تا درجا آن را برطرف کنند. با این کار، هم کمک خودشان را بی ارزش می کنند و هم،

به فرزندشان می آموزند که همیشه به آن ها وابسته باشند. این روش برای اعتماد به نفس فرزندان به

شدت مخرب است و استقلال لازم را در او پرورش نمی دهد.

بدانید اصلا هدف از انجام تکالیف چیست؟

فکر می کنید چرا بچه ها باید در خانه تکلیف انجام بدهند؟ مدارس زیادی در کشور ما و سایر

کشورهای دنیا وجود دارند که به مدارس بدون کیف مشهور هستند، یعنی بچه ها هیچ وسیله ای را

با خود به مدرسه نمی برند و در خانه هم از تکلیف خبری نیست. اوضاع درسی شان هم از بقیه بچه ها

بدتر نیست، بنابراین تکلیف خانه قرار نیست جایگزین یا مکمل درس مدرسه باشد، فقط برای تقویت

مهارتهایی مثل پشتکار، برنامه ریزی و مرور است که اتفاقا با انجام تکالیف توسط والدین، همه ی این

هدف ها بر باد می رود.

فقط راه را نشانش بدهید:

وقتی فرزندتان با سوالی نزد شما می آید، جواب را به او ندهید. با او همراهی و همفکری کنید.

همراه او در اینترنت یا کتاب ها دنبال جواب بگردید. یادتان نرود که هدف جواب نیست، بلکه یاد گرفتن

مسیر رسیدن جواب است.

همدلی کردن فراموش نشود:

با فرزندتان همدلی کنید. اگر تکالیفش زیاد است، اگر فراموش کرده که تکلیفش چیست، طوری

رفتار نکنید انگار فرصت خوبی برای انتقام گرفتن از فرزندتان به دست آورده اید، نگویید:

اگه این همه گیج و سر به هوا نبودی الان می دونستی تکلیفت چیه؟  در عوض با او همدلی کنید

و نشان بدهید که طرف او هستید. مثلا بگویید: معلومه که امسال معلمت سختگیرتره و بیشتر بهتون

تکلیف می ده.  یا وای واقعا انجام این همه تکلیف آدم را خسته می کنه، من به تو افتخار می کنم.

عنوان مجله:  پدر و مادرها (کودک همشهری)     شماره   49

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 14:55 توسط صادق صالح|

  

اگر واقعا می خواهیم استعدادهای بچه ها را پرورش دهیم، باید هرچه زودتر اینکار را انجام دهیم.

بهتر است هر چه زودتر نقاط قوت بچه ها را شناسایی کنیم و پرورش دهیم وبه آنها توجه کنیم .

زمینه های رشد را که ممکن است در آنها پیشرفت کندی داشته باشند، بازآموزی کنیم. فلسفه مهارتهای

تکوینی بر این اساس است که همه یا بیشتر مهارتها یا تواناییها از زمان تولد نوزاد، شروع به رشد

می کنند و سپس طی دوران کودکی و بزرگسالی به بلوغ می رسند و اصلاح می شوند.

هشیاری حسی:

بچه ها باید یاد بگیرند هر پنج حس خود را دریافت و تجربه کنند و آنها را به هم پیوند دهند.

مثلا شیر، سفید رنگ و مایع است، چرب است و بویی نافذ دارد. آتش حس گرما یا داغی یا

سوزانندگی را تداعی می کند، روشن است، جرقه دارد و به رنگهای مختلف است و صدای دمیدن

می دهد. باید محیطی غنی و متنوع برای فرزندانتان فراهم کنید و نهایت تلاش خود را در جهت جلب

توجه آنها به تجربه کردن و به کارگیری حواس جلب کنید و سپس با آنها در مورد دریافتهایشان

گفت و گو کنید. مثلا پدر و مادر به کودک پنج ساله اش می گوید: بیا با هم ببینیم در این جعبه مداد

رنگی چند تا رنگ سبز مختلف می توانیم پیدا کنیم. بیا رنگهای روشن را اینجا و رنگهای تیره را

آنجا کنار هم بگذاریم و...

هماهنگی/حرکت/حرکات موزون/ورزش:

فضاهای وسیعی پیدا کنید تا کودکان و بچه های نوپا بتوانند بدون خطر بدوند، غلت بزنند، چهار دست

و پا حرکت کنند، بایستند، بیفتند و راه بروند. 

به فرزندتان کمک کنید روشهایی را بیابند که از حرکت بدنشان و ورزش و فعالیتهایی که در آنها

استعداد بیشتری دارند، لذت ببرند و در آنها بیش از پیش مهارت یابند ( مانند ورزش، فوتبال،

ژیمناستیک و... ). بچه ها را بیشتر در این زمینه ها تشویق کنید و به دنبال منابعی باشید تا به آنها

کمک کند از آن مهارتها استفاده کنند و در آنها پیشرفت کنند. مثلا یک توپ، زمین بازی و همراه شدن

با دوستان یا یک تیم برای بچه هایی که فوتبال را دوست دارند.

زبان/ خواندن/ نوشتن:

اگر می خواهید بچه هایتان به طور رضایت بخشی به زبان مادری صحبت کنند، از همان دوران نوزادی

با آنها با جملاتی درست و رسا صحبت کنید و از تلفظ صحیح، ساختارهای مختلف جملات و واژگان

وسیع و متنوعی استفاده کنید. برای نوزادان و کودکان کتاب بخوانید. همه نوع کتاب بخوانید، در مورد

آنها بحث کنید و اگر می توانند از آنها بخواهید برایتان کتاب بخوانند.                                                                                                              برای بچه هایتان یادداشت بنویسید و از آنها هم بخواهید برایتان یادداشت بنویسند و آن را برای شما بخوانند.                

علوم/ تفکر منطقی – ریاضی:

کودکان باید ابتدا یاد بگیرند که از محیط اطرافشان آگاه باشند، پیدا کردن نقاط مشترک، تفاوتها،

شمردن، دسته بندی کردن و هزاران فعالیتی که به طور طبیعی در مغز انسان رخ می دهند، بخش هایی

از این هشیاری را تشکیل می دهند. محیطی که این تجربه ها در آن شکل می گیرند نیز به رشد درک

منطقی – ریاضی و علمی آنها کمک می کند. کیتهای ابتدائی علمی، میکروسکوپ، ماشین حساب و

کامپیوتر هایی که برنامه ریاضی و علمی دارند، همگی ملزوماتی هستند که می توانند بچه ها را در این

زمینه ها تشویق کنند و به آنها کمک کنند استعدادهایشان را به فعلیت درآورند.

هنر:

والدین باید موادی مثل کاغذ، مداد، مداد شمعی، ماژیک، آبرنگ، خمیر بازی، طبل، چوب ضرب و...

را در اختیار بچه ها بگذارید تا آنها بتوانند خودشان را به روشهای مختلفی بیان کنند، تا بتوانید برای آنها

الگویی در زمینه لذت بردن و موفقیت در کارهای خلاقانه/هنر باشید و به آنها کمک کنید لذت ایجاد

اشکال بصری، شنیداری و درک زیبایی را تجربه کند و در عین حال آنها را تشویق کنید تا هم از فرآیند

ایجاد هنر و هم از حاصل آن ( کامل کردن یک پروژه ) لذت ببرند.

مهارتهای اجتماعی/روانشناختی:

والدین باید تجربیاتی مناسب برای بچه ها فراهم کنند: تجربیاتی که منجر به احساس موفقیت شود،

تجربیاتی که به آنها توجه دیگران را بیاموزد و تجربیاتی که ارزشها را در وجود آنها نهادینه کند.

برای مثال: اگر فرزندتان می خواهد در اجتماع بیشتر پذیرفته شود یا شما دوست دارید که از نظر

اجتماعی بیشتر رشد کند، موقعیت هایی را ایجاد کنید که این اتفاق بیفتد، مثلا او را تشویق کنید تا

بازی را با کودکی شروع کند که کنار آمدن با او راحت است و موفقیت را تجربه کند و به تدریج به

موفقیت هایش بیفزاید. با گذشت زمان نیز کم کم او را در شرایطی قرار دهید که با بچه های دیگر

در محیط های مختلف بازی یا فعالیت کند.

عنوان کتاب:  کلیدهای کشف و پرورش استعداد در کودکان

مولف:  دکتر دن وینهاوس       مترجم:  اکرم قیطاسی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 23:51 توسط صادق صالح|

 

امام حسین (ع) فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

(بحارالانوار،ج 44،ص383)

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.

( بحار الانوار، ج 75، ص120 )

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.

(تحف العقول ، ص 245)

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.

(کشف ‌الغمّة، ج2، ص30 )

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید

(نزهه الناظر،ص 81)

اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

اى مردم در خوبى‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید.

(بحارالأنوار، ج 75، ص 121)

لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه

عقل جز به پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟

(اعلام الدین، ص 298)

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ ؛
هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.

(بحار الأنوار، ج 68، ص 184)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 12:43 توسط صادق صالح|

 

 فرزندتان را همراهی کنید:

روزها با او تا مدرسه بروید و بعد از مدرسه هم او را به خانه بیاورید. این کار مدرسه رفتن را برای فرزندتان

ساده تر می کند.

مراقب شکم فرزندتان باشید:

بهتر است بسته به عادت غذایی فرزندتان، برای او خوراکی بگذارید تا گرسنه نشود. به علاوه وقتی قرار است

به خانه بیاید بهتر است غذا برایش آماده باشد تا گرسنه نماند.

فرزندتان را آراسته به مدرسه بفرستید:

بهتر است به او کمک کنید هر روز آراسته و تمیز و مرتب به مدرسه برود. با اینکار به اعتماد به نفس

و ایجاد احساس خوب نسبت به مدرسه در او کمک می کنید.

جمع و جور کردن وسایل را به او بیاموزید:

در اینکار به او کمک کنید. می توانید لیستی از وسایلش تهیه کنید و هر روز با او مرور کنید یا این کار را

چند بار در خانه تمرین کنید تا در مدرسه هم در این کار سریع تر شود.

از مدرسه لولو نسازید:

قرار نیست هر بار فرزندتان کار نامطلوبی انجام داد، تهدیدش کنید که به معلم یا ناظم مدرسه خواهید گفت.

شما قرار است برای او نقش حامی را بازی کنید و او بتواند روی شما حساب کند.

معلم مدرسه را تحقیر نکنید:

قطعا احساس بد داشتن به مدرسه، زیر بار نظم معمول مدرسه نرفتن، کوتاهی کردن در درس خواندن

و طلبکار بودن از همه، نتیجه چنین رفتاری خواهد بود.

مشکلات فرزندتان را با مدرسه در میان بگذارید:

اگر فرزندتان بیماری خاصی دارد، مشکلی جسمانی دارد و یا حساسیتی دارد، حتما آن را با مدرسه در میان

بگذارید. به این ترتیب هم مدرسه بهتر و هماهنگ تر با فرزندتان همکاری می کند، هم در مواقع اضطراری

می داند که باید چکار کند و هم فرزندتان در مدرسه احساس راحتی بیشتر خواهد داشت.

اضطراب فرزندتان را جدی بگیرید اما تسلیم نشوید:

استرس کلاس اولی ها می تواند باعث شود با گریه و زاری از رفتن به مدرسه امتناع کنند، یا خودشان را

به بیماری های مختلف بخصوص دل درد بزنند و... اگر والدین تسلیم شوند این روند برای همیشه ادامه خواهد

داشت. با اینکار به او می آموزید جدیتی در کار نیست و او می تواند به بهانه های مختلف مدرسه نرود.

مهارتهای اولیه را به فرزندتان بیاموزید:

بچه ها در مدرسه به مهارتهای اولیه ای مانند بستن بند کفش، بستن دکمه و زیپ لباس، قرار دادن وسایل

در کیف، مرتب کردن مقنعه و لباس و... نیاز دارند. بلد نبودن همین مهارتها ی ساده می تواند آن را خیلی ناراحت

کند یا به دردسر بیندازد. بهتر است همه ی این مهارتها را در خانه حسابی تمرین کنید.

به فرزندتان احساس امنیت دهید:

بهتر است نام و شماره تلفن و آدرس خودتان را روی برگه ای نوشته و به فرزندتان بدهید. با این کار او

احساس امنیت بیشتری خواهد داشت. همچنین زمانی را برای قدم زدن در اطراف مدرسه همراه با فرزندتان

بگذارید و اجازه بدهید تصور خوبی از فاصله ی خانه و مدرسه داشته باشد. این شناخت ها خطرات احتمالی

 بعدی را کمتر می کند و به فرزندتان احساس امنیت بالاتری می دهد.

عنوان مجله:  پدر و مادرها ( کودک همشهری )    شماره  49

نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 16:34 توسط صادق صالح|

 

راهنمای کوچک پیشگیری از فراموشی:

ورزش کنید:

ورزش منظم باعث افزایش فاکتورهای رشد مغزی و تولید سلولهای جدید مغزی می شود. ورزش همچنین باعث کاهش احتمال بروز اختلالهایی می شود که به فراموشی و زوال مغز منجر می شوند، مانند دیابت و بیماری های قلبی عروقی. در نهایت نیز ورزش باعث کنترل بهتر استرس، اضطراب و افسردگی می شود که همه آنها در ایجاد فراموشی نقش دارند.

روابط اجتماعی تان را گسترش دهید:

پژوهش ها نشان داده اند افرادی که به اندازه کافی با اقوام، دوستان و به طور کل افراد جامعه تعامل ندارند، بیشتر در خطر ابتلا به فراموشی هستند. فعالیت های اجتماعی چالش های مثبت برای مغز ایجاد می کنند و آن را به فعالیت بیشتر وا می دارد و یا حس صمیمیتی که در بین اعضای خانواده وجود دارد، افسردگی و استرس را کاهش می دهد.

سیگار نکشید:

استعمال دخانیات باعث افزایش خطر بیماری های عروقی و سکته مغزی می شود و اکسیژن رسانی به مغز را مختل می کند.

مراقب تغذیه تان باشید:

از میوه ها و سبزیجات بیشتری در رژیم غذایی تان استفاده کنید و چای سبز بنوشید. به طور کل غذاهای حاوی آنتی اکسیدان مغزتان را سالم نگه می دارند. خوراکی های سرشار از چربی های امگا 3 مانند ماهی سالمون، تن، گردو و... برای مغز بسیار مفیدند. از سوی دیگر مصرف کالری زیاد می تواند باعث ضعف حافظه شود.

استرس تان را مدیریت کنید:

کورتیزول یا هورمون استرس در درازمدت به مغز آسیب می رساند و باعث فراموشی می شود. بنابراین دوری از استرس یا مدیریت درست آن یعنی دوری از فراموشی.

خوب بخوابید:

کم خوابی باعث اختلال در نحوه ذخیره شدن اطلاعات و اشکال در بازیابی های بعدی می شود. کم خوابی باعث کاهش تولید سلولهای جدید مغزی می شود که در نتیجه آن مشکلاتی مانند ضعف حافظه، عدم تمرکز و ضعف در تصمیم گیری و در نهایت افسردگی ایجاد می شود.

پیشنهاد ویژه: پیاده روی کنید

پژوهش های اخیر نشان می دهد 10 تا 14 کیلومتر پیاده روی در هفته احتمال زوال مغزی و فراموشی را تا 50 درصد کاهش می دهد.

چند روش مستقیم برای حفظ سلامت مغز:

بازی های فکری مانند شطرنج انجام دهید.

جدول کلمات متقاطع و سودوکو حل کنید.

مطالعه کنید.

مهارت های جدید یاد بگیرید: موسیقی، زبان خارجی، بازی و حتی مسیر جدید خانه.

کارهایی مانند باغبانی را امتحان کنید.

عنوان مجله:  تندرستی ( همشهری )     شماره  ۱۳۰

نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 11:27 توسط صادق صالح|

 

 برای عبور از ترس در کودکان راه های زیر را در پیش بگیرید:

کودک تان را به خاطر ترس هایش مسخره نکنید.

بگذارید در مورد ترس هایش حرف بزند.

حرف های او را با صمیمیت تصدیق کنید و به او بگویید که می دانید چقدر از بابت بعضی چیزها

می ترسد.

او را با واقعبت روبرو کنید و کمکش کنید احساساتش را کنترل کند.

ترس کودکتان را بشناسید و او را از عواملی که در او این ترس ها را ایجاد می کند، دور کنید.

برایش قصه و شعرهایی با مضمون شجاعت، صداقت و مهربانی تعریف کنید تا احساس امنیت خاطر

و آرامش داشته باشد.

عنوان مجله:  کودک    شماره  ۹۴

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 15:9 توسط صادق صالح|

 

هر کودکی در ابتدای مراحل رشد خود، سخن گفتن را به عنوان اولین نوع خلاقیت و آفرینش ذهنی

و عینی تجربه می کند. هر چه رشد و پختگی کودک در قلمرو کلامی و هوش کلامی افزایش یابد،

کمیت و کیفیت سایر آفرینشگری های کودک نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. به همین دلیل می توانیم

توانمندی و آفرینشگری کلامی را به عنوان عاملی مهم و اصلی در خلاقیت و آفرینشگری های دیگر

او در نظر بگیریم.

چند پیشنهاد برای پرورش خلاقیت کلامی کودک:

به کودک فرصت بدهیم افکار و اندیشه های خود را به صورتی آزاد و آرام بیان کند.

به هنگام سخن گفتن و آفرینش کلامی کودک، با دقت، حوصله و علاقه به حرف های او گوش بدهید.

وقتی کودک از سخن گفتن و آفرینشگری کلامی لذت می برد که شما نیز علاقه خود را ابراز کنید.

آفرینش کلامی شکل نظم، نثر، مکتوب و شفاهی دارد. به همین دلیل انواع آن را در کودکان پرورش دهید.

با خواندن کتاب و علاقه مند کردن کودکان به آن، گنجینه لغات آنها را گسترده کنید.

بازی نام، شهرت، میوه، شهر، غذا را با کودکان انجام دهید ( بازی اسم فامیل ).

بازی های کلامی بیشتری را برای بچه ها شناسایی و با آنها بازی و تمرین کنید.

شعر و شعر خوانی را به عنوان یک ضرورت در این فرآیند در نظر بگیرید.

کودکان در هنگام صحبت کردن با توجه به شرایط موجود، آرام یا مضطرب می شوند. بنابراین،

شرایط آرامش روحی آنان را در هنگام سخن گفتن فراهم کنید.

نوشتن انشاء روشی مفید برای پرورش خلاقیت کلامی است.

یک روش بسیار مهم در پرورش خلاقیت کلامی کودکان، روش سفید خوانی است. در این روش،

کودک و نوجوان از روی برگه ای سفید، موضوعی را بداهه سازی می کنند و هر آنچه به ذهن او

می رسد، راجع به همان موضوع می گوید.

هیچ رفتار کلامی کودک به ویژه رفتارهای خلاقانه را بدون تقویت رها نکنید.

لالایی، خلاقیتی برای پرورش خلاقیت کلامی:

اگر ذهن فرزندمان در دوران کودکی با لالایی های ایرانی بارور شود و پرورش یابد، به علت هارمونی

و آهنگ لالایی ها، زندگی و حرکت روانی و انگیزشی کودک سرشار از ملایمت و آرامش می شود.

به همین دلیل لالایی گفتن و خواندن شعر، ذهن کودک را آهنگین کرده و روشی موثر در پرورش

خلاقیت و نوآوری کلامی اوست.

عنوان مجله:  کودک     شماره  94

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 19:42 توسط صادق صالح|

 

فواید لیمو شیرین:

به دلیل داشتن ویتامین 30 بالا باعث افزایش تقویت سیستم ایمنی بدن و جلوگیری از ابتلا به

سرماخوردگی می شود.

میزان فولات یا اسید فولیک ( یکی از عوامل جلوگیری از کم خونی در زنان ) در لیمو شیرین

بسیار بالاست.

در 52 گرم لیمو شیرین 1 گرم فیبر رژیمی وجود دارد، بنابراین مصرفش باعث عملکرد بهتر دستگاه

 گوارش می شود.

فواید کدو:

در 52 گرم کدو ( نصف فنجان کدوی خرد شده ) فقط 8 کیلو کالری انرژی وجود دارد، پس مصرفش

باعث کاهش وزن بدن می شود.

چربی موجود در کدو ناجیز و تقریبا صفراست، بنابراین مصرفش باعث کاهش کلسترول خون می شود.

در هر 52 گرم کدو 9/1 گرم کربوهیدرات وجود دارد و مصرفش برای دیابتی ها مفید است.

کدو سرشار از پتاسیم است، بنابراین با کمک به پمپ سدیم پتاسیم بدن باعث سلامت بیشتر قلب

و عروق می شود.

عنوان مجله:  تندرستی ( همشهری )      شماره  ۱۳۰

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 15:10 توسط صادق صالح|

 

پروتئین از واحد ساختمانی به نام اسید آمینه ساخته شده است. تعداد 22 اسید آمینه در ساختمان

پروتئین و بافت عضلانی بدن به کار می رود. بدن انسان قادر به ساختن بعضی از این اسید آمینه ها

نیست و باید آنها را همراه با غذا دریافت کند. این اسید آمینه را، " اسید آمینه " ضروری می گویند.

برای داشتن بدنی سالم و اصولا برای زنده ماندن، روزانه نیاز به مقداری پروتئین کامل و مرغوب داریم

زیرا بدن ما قادر به ذخیره سازی پروتئین یا اجزاء تشکیل دهنده آن، یعنی آمینو اسیدها نمی باشد.

پروتئین باعث تولید کالری می شود. هر گرم از پروتئین در حدود 4 کالری انرژی دارد. کودکان بین 15

تا 20 درصد از انرژی خود را با پروتئین تامین می کنند. بدن از پروتئین برای رشد، ترمیم بافت و حفظ و

نگهداری پوست، سلولهای خون، دستگاه ایمنی و پوشش دستگاه گوارش استفاده می کند.

پروتئین ها برای رشد و نگهداری بافت ها، تشکیل اجزاء ضروری بدن، تنظیم تعادل آب بدن، مبارزه با

میکروب ها و ویروس ها، انتقال مواد مغذی در بدن مورد نیاز هستند. پروتئین باعث تحریک رشد

سلامت سلول ها و بافت ها می شود. پروتئین ها نقش ساختمانی دارند، بنابراین برای ساخته شدن بافت

در ترمیم زخم ها و رشد جنین در زنان باردار، نیاز به پروتئین بسیار ضروری است.

کودکان برای اینکه رشد کافی داشته باشند نیاز به پروتئین اضافی دارند. ضعف ماهیچه ای، نازک

شدن و کم پشت شدن موها، تاخیر در ترمیم زخمها و سوء هاضمه علایم کمبود دریافت پروتئین هستند.

ضعف در عملکرد قلب نیز از علایم کمبود پروتئین است. کودکان و نوجوانان برای قد کشیدن، رشد

عضلانی و ایمنی و مقاومت بدن در برابر بیماریها به پروتئین نیاز دارند. مقدار پروتئین مورد نیاز

کودک بستگی به سن او دارد. یک کودک چهار ساله روزانه به 30 گرم پروتئین نیاز دارد و وقتی به

سن 15 سالگی می رسد، این نیاز به 56 گرم در روز افزایش می یابد. به طور کلی نیاز کودکان

و نوجوانان به پروتئین هنگام تکلیف و بلوغ، به بیشترین مقدار خود می رسد.

پروتئین به مقدار فراوان در گوشت ها، دیگر محصولات حیوانی و غذاهای گیاهی مانند حبوبات

( عدس، نخود، لوبیا، ماش)، مغزها ( گردو، بادام، پسته، فندق)، و غلات (برنج، گندم و جو ) یافت

می شود. بهترین منبع غذایی پروتئینی یا پروتئین با کیفیت عالی پروتئین سفیده تخم مرغ یا پروتئین

تخم مرغ است. بعد از آن شیر، ماست و پنیر قرار دارد. از آن جا که بدن نمی تواند پروتئین را مانند

چربی و کربوهیدرات در خود ذخیره نماید، باید آنها را مرتب و روزانه دریافت کند.

محصولات حیوانی، پروتئین با کیفیت بالاتری را برای بدن های در حال رشد بچه ها تامین می کند.

انتخاب جوجه و ماهی بیشتر از گوشت قرمز برای رژیم بچه ها خوب است. ماهی یک غذای خوب

برای بچه ها و بزرگسالان است، زیرا دارای پروتئین با چربی غیر اشباع سالم، به خصوص اسیدهای

چرب امگا 3 است، که نه تنها برای ارتقاء سلامت قلب و عروق بلکه برای تکامل صحیح مغز و

سیستم بینایی نیز لازم است. بهترین راه برای به دست آوردن پروتئین و پرهیز از چربی و کلسترول،

خوردن ماهی، جوجه مرغ، بوقلمون، شیر کم چرب و پنیر کم چرب است. پروتئین در محصولات غذایی

گیاهی مانند سبزی ها، حبوبات و غلات نیز یافت می شوند ولی ارزش غذایی پروتئین های گیاهی به

علت کمبود یا نداشتن بعضی از اسیدهای آمینه ضروری، به خوبی پروتئین حیوانی نیست.

توصیه های مهم:

در برنامه غذایی فرزندتان، تخم مرغ را قرار دهید. برای مثال تخم مرغ آب پز را داخل پوره سیب زمینی

و یا سوپ کودک بعد از پخت، رنده کنید.

سوپ غلات ( جو، گندم، برنج ) برای کودکتان آماده کنید.

در تهیه برنامه غذایی کودک بهتر است، پروتئین مصرفی را بین وعده های غذایی هر روز توزیع نمود.

حتی الامکان مقداری گوشت به صورت تکه ای یا چرخ کرده به غذای کودک اضافه کنید.

در تهیه غذاهای تان از سویا استفاده کنید.

حبوبات مصرف نمایید. حبوباتی مانند نخود، لوبیا، عدس و ماش منبع خوبی از پروتئین هستند.

برای تامین پروتئین مورد نیاز کودک حبوبات کاملا پخته شده و له شده به سوپ کودک اضافه کنید.

سعی کنید برای سوپ و یا کته از گوشت های با استخوان استفاده کنید. مثل ران مرغ ویا ماهیچه گوسفند.

وجود یک منبع پروتئینی در وعده صبحانه برای رشد بهتر کودک ضروری است. برای تامین پروتئین

در صبحانه کودکان، مصرف پنیر، تخم مرغ و شیر توصیه می شود.

عنوان مجله:  کودک       شماره   94

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 11:16 توسط صادق صالح|


شاید استرس بیشتر موضوعی مربوط به بزرگسالان باشد، اما واقعیت اینست که کودکان هم

ممکن است دچار استرس شوند و بدتر از همه اینکه مطالعات نشان می دهند استرس در دوران

کودکی می تواند روی مغز کودک تاثیر بگذارد. در واقع یافته های جدید محققان نشان می دهد که

بخشی از مغز که به حافظه مربوط می شود، در کودکانی که استرس مزمن را در زندگی خود تجربه

کرده اند، در مقایسه با همسالانشان که در زندگی با استرس کم تری روبرو بوده اند، کوچک تر است.     

خبر بد این که این تفاوت تنها در اندازه فیزیکی مغز، خودش را نشان نمی دهد، بلکه در توانایی های

شناختی هم موثر است. کودکانی که زندگی پر استرس تری دارند، در آزمون های حافظه فضایی،

عملکرد ضعیف تری دارند. همچنین به گفته محققین، این کودکان در آزمون های سنجش حافظه

کوتاه مدت مشکلات بیشتری دارند. به عنوان مثال، تکالیفی که پیدا کردن یک علامت در بین

مجموعه ای از جعبه ها را از کودک می خواهد. از جمله این استرس های شدید یا بلند مدت می توان

به مواردی اشاره کرد که یکی از اعضای خانواده، قربانی یک جنایت خشونت آمیز شده یا وقتی که

کودک یا یکی دیگر از اعضای خانواده، با یک بیماری مزمن دست و پنجه نرم می کند.

عنوان مجله   پدر و مادرها ( همشهری )      شماره 39

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 13:36 توسط صادق صالح|

 

وقتی قرار است برنامه زمانی برای بچه ها نوشته شود، معمولا والدین به سراغ درس و تکالیف

و کلاس های مختلف می روند. این در حالی است که برنامه ریزی و مدیریت زمان، یعنی استفاده

مناسب از زمان، به طوری که به کارهایی که باید، برسیم و از آن ها غافل نشویم. سلامت جسم و روان،

رشد کودک و مهارت هایی که باید به دست بیاورد هم باید در این برنامه جایی داشته باشند.

وقت معاشرت با دیگران:

دوره سنی دبستان، دوره ای است که مهارت های اجتماعی شکل می گیرند، آزموده می شوند

و البته تمرین می شوند، مهارت هایی که پایه یادگیری های آینده هستند. بهتر است زمان هایی را

در هر هفته، به ایجاد موقعیت برای برقراری ارتباط با دیگران اختصاص دهید. برنامه هایی مانند:

دعوت از دوستان مدرسه اش به خانه، برنامه پارک رفتن با اقوام یا دوستان و همسایه هایی که

فرزندان هم سن با فرزند شما دارند، مهمانی های خانوادگی یا دوستانه، شهربازی، نمایش های کودکانه،

مسابقه های مخصوص به کودک، برنامه های فرهنگی، بازی های گروهی و... گوش به زنگ باشید

و بدانید در محله زندگی شما چه برنامه هایی برای کودکان در جریان است. همچنین با خانواده هایی که

فرزندان هم سن و سال شما دارند، ارتباط بیشتر و بهتری برقرار کنید.

فعالیت های بدنی:

زمان هایی را در جدول فرزند خود، به برنامه هایی اختصاص بدهید که نیاز به فعالیت بدنی دارند.

مثل دوچرخه سواری، اسکیت بازی، دویدن، شرکت در کلاسهای ورزشی، شنا و... لزومی ندارد

همیشه از نوع ورزشی باشد. مثلا برنامه خرید را طوری تنظیم کنید که هفته ای یک بار به یک

فروشگاه بزرگ بروید و در آن جا، برای مدتی فرزندتان مجبور شود راه برود. یا برخی مسیرها را

پیاده بروید. در انتخاب فعالیت ها، حتما علاقه او را در نظر بگیرید و از پیشنهادهایش استفاده کنید.

زمان من و بابا و مامان:

فرزند شما نیاز دارد زمان هایی از روز را فقط و فقط با شما بگذراند. این ارتباط جدا از غذا خوردن،

بحث کردن، تلویزیون تماشا کردن یا بر سر تکالیف مجادله کردن است. برای بازی های ساده،

صحبت کردن، درد و دل کردن، تعریف از خاطرات گذشته، به احساس ها پرداختن، محبت کردن،

در آغوش گرفتن و نوازش کردن، کلمات محبت آمیز به کار بردن و... وقت بگذارید.

تکالیف مدرسه:

زمانی را که برای تکالیف در نظر می گیرید، بهتر است بعد از صرف غذا و قدری استراحت باشد.

در روز باشد تا هنوز، کودک خسته نشده باشد. به علاوه، همزمان با کارتون مورد علاقه او هم نباشد.

اگر فرزندتان در انجام تکالیف قدری بد قلق است، انجام آن را قبل از کاری بگذارید که او به آن علاقه

دارد. مثلا بازی رایانه ای و... در نتیجه اگر می خواهد بازی کند، باید اول تکالیفش را تمام کند.

مراقب باشید اگر چنین قانونی گذاشتید، باید به طور قاطع روی آن بایستید، و گرنه کنترل اوضاع را

از دست می دهید. در زمان بندی برای تکالیف، واقع بین باشید و قدری هم وقت اضافه بگذارید.

او را وادار نکنید عجله کند و اگر زمان طولانی می شود، آن را به بخش های کوتاه، مثلا 45

دقیقه ای تقسیم کنید.

وقت گذرانی های ویژه خانوادگی:

گذراندن زمان با خانواده، تاثیرات مثبت بسیاری روی فرزندان دارد: برقراری رابطه بهتر با اعضای

خانواده، افزایش احساس داشتن حمایت خانوادگی، تقویت اعتماد به نفس، کمک به رفع اضطراب ها و... 

زمان آن را طوری تنظیم کنید که همه وقت داشته باشند و از همه اعضای خانواده بخواهید در آن شرکت

کنند.

برنامه های مربوط به استعداد و علاقه:

همه افراد استعدادهایی دارند. استعدادهای آن ها را در توانمندی ها، علایق و کنجکاوی هایشان را

می توان دید. اگرخوب به فرزند خود دقت کنید، مهارت هایی را در او کشف می کنید. مهارت هایی که

لزوما خود را در مدرسه نشان نمی دهند. زمانی را در برنامه او به پرورش استعدادی که دارد اختصاص

دهید. تعصب خاصی هم به خرج ندهید. اجازه بدهید زمینه های تازه را هم امتحان کند.

مسئولیت های شخصی من:

شما هم از آن دسته والدینی هستید که وقتی فرزندتان حتی کارهای شخصی خودش را هم انجام نمی دهد،

گله دارید؟                    

برخی والدین بدون اینکه خودشان بخواهند به فرزندشان یاد می دهند که مسئولیت پذیر نباشند.

آنها طاقت انجام نشدن کارها را ندارند. طاقت ناراحتی فرزندشان را هم ندارند.  از همین حالا

برنامه ای را برای تغییر این شرایط در نظر بگیرید. پله پله جلو بروید. وقتی که یک رفتار به شکل

عادی روزمره درآمد، یکی دیگر را به برنامه اضافه کنید. شما با اینکار به او فرصت رشد،

مسئولیت پذیری و مستقل شدن را می دهید.

عنوان مجله   پدر و مادرها      شماره  ۳۷

نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 17:26 توسط صادق صالح|

 

ده نکته برای وقتی که می خواهید برنامه ریزی زمانی را به فرزندتان بیاموزید:

دست از تذکر دادن بردارید:

قرار نیست که لحظه به لحظه به فرزندتان یادآوری کنید که باید چه کاری انجام دهد، بلکه

هدف اینست که فرزندتان یاد بگیرد خودش کارهایش را برنامه ریزی کند و به موقع به کارهایش برسد.

خودتان هم بر اساس برنامه زمانی رفتار کنید:

به نحوی از تقویم، برگه های یادداشت و... کمک بگیرید که جلوی چشم فرزندتان باشد تا بطور

ضمنی یاد بگیرد که از این امکانات استفاده کند.

از کارهای ریز روزمره غافل نشوید:

زمان هایی صرف بلند شدن از رختخواب، دستشویی رفتن، دوش گرفتن، تلفنی حرف زدن و... می شود.

اگر این زمان ها را در نظر نگیرید و برنامه ریزی کنید، همیشه از برنامه خود عقب خواهید بود.

ناگهان همه چیز را زیر و رو نکنید:

باید برنامه روتین و فعلی خود را بشناسید و کم کم در آن تغییر ایجاد کنید تا واقعا اتفاق بیفتد.

تفریح و برنامه های شاد را از یاد نبرید:

همه ما و بخصوص کودکان نیاز به زمان هایی برای تفریح، وقت گذرانی با اطرافیان، گردش،

بازی و... داریم. در نظر گرفتن اینها باعث پایین آوردن انگیزه و روحیه می شود و راندمان

کاری را نیز پائین می آورد.

بازی مچ گیری راه بیندازید:

یکی از راه های خوب برای آموزش دادن هر چیزی به بچه ها، ابداع یک بازی است.

می توانید با هم اصول لازم برای برنامه ریزی و مدیریت زمان را مرور کنید و قرار بگذارید مچ

هم را وقتی که این اصول را زیر پا می گذارید، بگیرید.

کارها را واگذار کنید:

وقتی فکر کنید همه کارها را باید حتما و حتما خودتان انجام دهید، زمان زیادی را از دست خواهید داد،

زمانی که می تواند صرف کارهایی شود که بیشتر با اهداف شما همخوانی دارد.

از توجه کلامی استفاده کنید:

بچه ها همیشه مشتاق شنیدن جمله های محبت آمیز و تشویقی از والدین خود هستند. می توانید

هر وقت فرزندتان کارهایش را به موقع انجام دهد، یا اینکه با برنامه ریزی به هدفش می رسد،

یا اینکه خودش پیشنهادهای خوبی برای برنامه می دهد، جملاتی بگویید از قبیل: عزیزم برنامه ات

رو عالی انجام دادی، من واقعا به تو افتخار می کنم و...

هوای هم را داشته باشید:

مثلا وقتی پدر مدتی است که زمانی برای خانواده و تفریح نگذاشته، وقتی بچه ها از کارهای مورد

علاقه خود دور مانده اند، وقتی مادر هدف های دلخواهش را فراموش کرده و مدت زیادی است

فقط به کارهای خانه می پردازد، همه و همه فرصت هایی برای یادآوری است. وقتی شکل بازی

داشته باشد و همه به یاد و فکر هم باشند، دیگر کسی حس نمی کند که به او غر زده شده و نیز

همه می بینند که بقیه هوای او را دارند و به او فکر می کنند. در مجموع با اینکار هم رابطه ها

بهتر می شود و هم همه از زمان خود بهتر استفاده می کنند.

از فناوری غافل نشوید:

امروزه بسیاری از کارها را می توان به صورت الکترونیک انجام داد. از جستجو گرفته تا خرید

و پرداخت ها. با اینکار در وقت صرفه جویی می کنید و به فرزندتان می آموزید چطور از این راهکار

استفاده کند.

عنوان مجله:  پدر و مادرها       شماره 37

نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 6:48 توسط صادق صالح|

 

مهارت قصه گویی می تواند بیش از یک سرگرمی ساده باشد و برای تربیت کودکانمان به ما

یاری برساند. به کمک قصه ها می توان کودکان را با محیط اطرافشان آشنا کرد، قدرت تفکر،

تخیل و تمرکز آنها را وسعت داد، به رشد خلاقیت، حس زیبایی شناسی، تقویت حافظه

و عزت نفس کودکان کمک کرد و ارزش های خانوادگی، دینی و اجتماعی را به آنها آموخت.  

امروزه تحقیقات علم روانشناسی ثابت کرده است، قصه درمانی می تواند به حل مشکلات

یادگیری، اختلالات رفتاری، کاهش افسردگی، رشد اخلاقی و موفقیت در زندگی فرد نقش بسیار

مهمی داشته باشد.

در صورتی که والدین یا مربی قصه گو هستند، باید سعی کنند با استفاده از حرکات بدن،

تغییر لحن صدا، قصه های عکس دار، استفاده از عروسک شخصیت های قصه، سوال

و پرسش و شریک بودن هر دو والد در قصه گویی، آن را جذاب و اثر گذارتر کنید.

اگر قصه توسط کودک شما گفته یا حوانده می شود، باید پس از جند بار شنیدن یک قصه،

آن را برای شما بازگو کند، این کار در تعمیق پیام های داستان به او کمک می کند.

ساخت داستان بر مبنای یک اتفاق آموزنده که کودک خودش آن را درک کرده، ساخت قصه

برای نقاشی و کاردستی، ادامه دادن یک قصه یا ساخت قصه برای چند عکس متوالی،

می تواند در سنین مختلف پیام های آموزشی را به کودک شما منتقل کند.

قصه و سن کودک

مناسب بودن یک داستان را، تطبیق گروه سنی کودک با قصه، هدف و موضوع آن،

شخصیت قهرمان اصلی قصه و همچنین سیر منطقی اتفاقات در قصه، استفاده از کلمات روان

و حفظ روح کنجکاوی در اتفاقات قصه تعیین می کند.

کودکان در یک سالگی از شنیدن قصه لذت می برند، در این سن قصه های کوتاه همراه با

تصاویر و لحن آهنگین برای کودک جذاب است.

در فاصله سنی دو، سه سالگی مدت زمان توجه کودکان کوتاه است، از این رو مناسب است

از قصه های کوتاه که شامل تجربه های روزانه کودک و دارای جمله های تکراری و روان

باشد استفاده کنید.

در فاصله سنی چهار الی شش سالگی علاوه بر اهداف ذکر شده برای قصه، می توان از آن

برای آمادگی رفتن به مدرسه، افزایش علاقه وی به علم آموزی و حتی آموزش های اولیه برای

خواندن استفاده کرد. سعی کنید این تجربه خوشایند را با شادی، سرگرمی و استفاده از قهرمانان

قصه هایی که بسیار پر تلاش و موفق هستند همراه کنید. کتاب هایی که با خلاقیت های تصویری

امکان شریک شدن کودک را در خواندن قصه مهیا می کند.

از هفت سالگی به بعد می توان به کمک کتاب های ساده، خواندن قصه ها را به او واگذار کرد

و دایره لغات کودک را افزایش داد.

چطور قصه بسازیم؟

شرایط سنی و علاقمندی کودک تان نکته مهمی برای این کار است، طرح اولیه ای برای داستان

در نظر بگیرید و شخصیت های داستان را مشخص و جذابیت هایی را برای هر کدام طراحی کنید.

برای ادامه کار، باید خلاصه ای از داستان را بدانید و بعد دست به گسترش آن بزنید.

پیام های داستانتان را مستقیم و دستوری نسازید. زمان بیان قصه را در زمان های آرام و بعد از

فعالیت کودک قرار دهید. به خاطر بسپارید برای ماهر شدن در استفاده از ابزار تربیتی قصه گویی،

مطالعه و تمرین لازم است.

عنوان مجله:   پدر و مادرها    شماره 32

نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 17:32 توسط صادق صالح|

 

فواید موز:

به دلیل داشتن پتاسیم زیاد باعث عملکرد بهتر پمپ سدیم و پتاسیم شده، در نتیجه باعث

عملکرد بهتر قلب می شود.

این میوه حساسیت زا نیست و پرز نیز ندارد، پس برای مبتلایان به مشکلات گوارشی مفید است.

میزان قند موجود در موز مناسب تر از قند موجود در خربزه است، بنابراین مصرفش برای

دیابتی ها مناسب تراست.

به دلیل داشتن قند پائین تر و فیبر بیشتر، زودتر باعث احساس سیری می شود.

به دلیل داشتن ویتامین 30 بالا باعث افزایش تقویت سیستم ایمنی بدن و جلوگیری از ابتلا

به سرماخوردگی می شود.

فواید خربزه:

به دلیل داشتن ویتامین آ بالاتر به حفظ سلامت پوست، به خصوص در فصل پائیز کمک می کند.

بیش از 50 درصد خربزه را آب تشکیل می دهد، بنابراین گزینه مناسب برای تامین آب از دست

رفته بدن است.

عنوان مجله:  تندرستی (همشهری)        شماره  129  

نوشته شده در جمعه سوم آبان 1392ساعت 8:8 توسط صادق صالح|

 

بهتر است بدانید، بچه ها باید به درستی صبحانه شان را  بخورند، لازم است والدین

شیوه هایی را در پیش بگیرند که به کمک آن کودک به همراه والدینش صبحانه کاملی بخورد.

برای صبحانه می توانید از شیر کم چرب، پنیر بدون نمک، مقداری عسل یا خرما، گردو،

خیار یا گوجه فرنگی استفاده کنید. غذاهایی که برای وعده ناهار انتخاب می شوند، نباید

خیلی سنگین و چرب باشند، چون مصرف غذاهای خیلی چرب و سرخ شده باعث احساس

خواب آلودگی و سنگینی دانش آموزان می شود و می تواند قدرت تمرکز و یادگیریشان را کم کند.

پس بهتر است میزان چربی را در برنامه غذایی بچه ها کاهش داد و به جای غذاهای سرخ شده،

آن ها را به مصرف غذاهای بخار پز و آب پز عادت دهیم. مصرف سالاد و سبزی همراه با غذا

برای کودکان بسیار مفید و بهتر است در سالادشان از روغن زیتون استفاده کنید. بچه ها نباید

نوشابه بخورند و به جای آن دوغ یا آب بنوشند. کلسیم و فسفر باید به مقدار کافی در برنامه

غذایی کودک باشد. برای جذب کلسیم و فسفر، کودک باید به مقدار کافی در معرض نور خورشید

قرار بگیرد. شب ها هم باید شام سبکی برای دانش آموزان فراهم کنید. آن ها نباید غذاهای

سنگین و چرب را به عنوان شام و به ویژه در ساعات پایانی شب مصرف کنند، این غذاها

معده بچه ها را پر و آن ها را سیر می کند و طبیعی است هنگام صبح میل چندانی به صبحانه

خوردن نداشته باشند.

عنوان مجله:  پدر و مادرها (همشهری)     شماره 51    

نوشته شده در جمعه سوم آبان 1392ساعت 6:27 توسط صادق صالح|

 

خواص سیر:

گوگرد موجود در سیر باعث تامین بخشی از نیاز تغذیه ای باکتری های فلور طبیعی روده

شده و از سرطان روده پیشگیری می کند.

به دلیل وجود ماده تند و یا آلیسین از ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و فشار خون

پیشگیری می کند.

ثابت شده است مواد موجود در سیر در درمان ناتوانی جنسی بسیار خوب عمل می کند.

ماده تند موجود در سیر یا آلیسین باعث باز شدن بیشتر رگ ها و کاهش کلسترول خون می شود.

خواص پیاز:

به دلیل داشتن ویتامین  30 زیاد برای درمان و پیشگیری از سرماخوردگی و آنفلونزا بسیار

مفید است.

پژوهشگران اخیرا موادی را در پیاز شناساییی کردند که می تواند جلوی روند پیری

و شکنندگی استخوان را بگیرد.

پتاسیم موجود در پیاز باعث انتقال سریع تر پیام عصبی در مغز و تقویت حافظه می شود.

عنوان مجله:   تندرستی ( همشهری )       شماره  128

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 10:31 توسط صادق صالح|

 

هدف تربیت، رشد دادن ابعاد مختلف شخصیت کودک و نوجوان در جهت مطلوب است.

انسان از دوران کودکی نیازهایی را از خود نشان می دهد که این نیازها پایه ی انگیزش ها

و ارتباطات اجتماعی او قرار می گیرند. به عبارت دیگر، از آن جا که چنین نیازهایی وجود

دارند، رفتارهای اجتماعی انسان شکل می گیرند.

نیاز به امنیت اجتماعی:

نیاز به امنیت اجتماعی اینست که انسان در کنار دیگران باشد و به دور از تهدید زندگی کند.

کودک می خواهد دیگران کنار او باشند، بدون اینکه او را تهدید و یا ترک کنند. به این ترتیب

در نیاز به امنیت اجتماعی، سه عنصر حضور دیگران، تهدید نکردن یا امنیت و استمرار حضور

دیگران ضرورت دارد. از این رو نبود هر یک از این سه عنصر، موجب می شود که این

نیاز برآورده نشود. انسان ها می خواهند به این نیاز خود پاسخ دهند، پس چه خوب است

به سالم ترین روش آن را برطرف کنند. یعنی انسان هایی سالم، دل سوز و بصیر پاسخ گوی

نیاز کودک باشند. اگر چنین نشود، کودک برای برطرف کردن این نیاز ممکن است به هر

روشی متوسل شود. چاپلوسی، ریا کاری، دروغ و بسیاری روش های دیگر ممکن است

توسط کودک به کار گرفته شود تا امنیت اجتماعی خود را از دست ندهد.

نیاز به تعلق داشتن:

نیاز به تعلق داشتن عبارت است از نیاز به حضور ما در قلب دیگران. این نیاز وقتی برطرف

شود، حتی زمانی که از کسانی که به آن ها تعلق داریم فرسنگ ها دور باشیم باز خود را

در کنار آنان احساس می کنیم. در این نیاز احساس تعلق به یکدیگر موثر است. به عنوان مثال

کودکان کم سن و سال به صرف حضور رضایت می دهند خواه این حضور با گرمی عاطفی

همراه باشد یا نه. در حالی که کودکان بزرگ تر و به خصوص نوجوانان، تنها به حضور

اعضای خانواده در کنار یکدیگر رضایت نمی دهند، آنان از سردی عاطفی یا به عبارتی عدم

وجود جایگاه در قلب یکدیگر گله مندند.

فرد باید بداند بهترین راه برای جلب دوستی انسان ها، دوست داشتن آن هاست، نه فقط توقع

دوست داشته شدن.

نیاز به توجه:

نیاز به توجه عبارت است از نیاز به دیده شدن توسط دیگران و مورد غفلت قرار نگرفتن.

کودک ویا نوجوانی که به هنگام ورود پدر به خانه، در گوشه ای پنهان می شود تا میزان

توجه او را به خود بسنجد، در حقیقت نیاز به توجه را از خود نشان می دهد. برخی از کودکان

برای جلب توجه بزرگ ترها به روش های گوناگونی متوسل می شوند که برخی از این

روش ها ظاهری تخریبی دارد. ایجاد سر وصدا، آزار و اذیت دیگران، به خصوص خواهران

و برادران و ریخت و پاش در خانه، اغلب به قصد جلب توجه انجام می گیرد.

بیاییم بخشی از وظیفه ی تربیتی خود را بر روی پاسخ گویی به نیازهای روانی فرزندان مان

متمرکز کنیم. توجه داشته باشیم که نیازهای روانی فرزندان ما تنها در آن چه در قالب مادیات

به چشم می خورد، مانند غذا، پوشاک و مسکن خلاصه نمی شود. به فرزندان خود بیاموزیم

که آنان نیز حضور دیگران را ببینند و در مقابل آن واکنش نشان دهند.

نیاز به تحسین:

پس از نیاز به توجه، ما خواهان آنیم که اعمال مثبت و درستمان مورد تحسین دیگران قرار گیرد.

اغلب دانش آموزان از تحسین شاگردان موفق مدرسه ناراحت می شوند. آنان با این واکنش

می خواهند نشان دهند که آن ها نیز دارای صفات، رفتارها و ویژگی های قابل تحسینی هستند

ولی کسی ایشان را از این طریق مورد تحسین قرار نمی دهد. به این ترتیب است که فرزندان

ما عادت نمی کنند صفات قابل تحسین دیگران را ببینند و مورد تحسین قرار دهند.

پس باید بدون افراط و تفریط، ویژگیهای مثبت فرزندانمان را مورد توجه و تحسین قرار دهیم

و به آنان بیاموزیم هر کس را بر اساس ویژگی های مثبتی که دارد مورد توجه و تحسین قرار دهند.

نیاز به موفقیت:

وقتی نیازهای چهار گانه ی قبل تا حدی مرتفع شود، انسان در اندیشه ی شکوفا ساختن

استعدادها و قابلیت های خود برآمده، تلاش می کند به شکل حقیقی به امتیاز و برتری خاصی

دسترسی پیدا کند. موفقیت آمیزه ای است از شکوفا ساختن قابلیت های فرد و نیاز به پذیرش اجتماعی.

بسیاری از کسانی که خدمات ارزنده ای به جامعه می کنند، کسانی هستند که از یک سو از

توانایی های خود به خوبی استفاده می کنند و از سوی دیگر مایل اند از طرف اجتماع مورد

قدردانی قرار بگیرند. کسانی که نیازهای قبلی آنها تا حدی برطرف شده است، به این نیاز

می اندیشند، ولی کسانی که نیازهای قبلی آنان بخوبی برطرف نشده است، بیش تر در اندیشه ی

برطرف کردن آن ها هستند. چنین فردی پیوسته خود را در حال تهدید شدن می بیند، حتی

تحصیل را طریقی برای دریافت دانش و کشف مجهولات نمی داند، بلکه آن را وسیله ای

برای کسب قدرت می بیند.

عنوان کتاب:   خانواده و فرزندان در دوره ابتدایی

تالیف:   استادان طرح جامع آموزش خانواده

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 16:52 توسط صادق صالح|

 

بازی موجب رشد جسمی کودک می شود. همچنین عضلات را نیرومند کرده و استخوان را محکم می کند.

بازی کمک می کند تا کودک، بدن خود را بشناسد.

بازی کمک می کند تا حواس پنجگانه کودک تقویت شود. هر قدر این حواس بهتر تقویت شوند، کودکان

بهتر می توانند ببینند، بشنوند، لمس کنند، بو بکشند و بچشند.

بازی کمک می کند تا کودک با محیط اطراف خود آشنا شود.

بازی به تقویت جسم و فکر کودک کمک می کند.

بازی به کودک کمک می کند تا روش شرکت در فعالیتهای گروهی و اجتماعی را یاد بگیرد.

بازی کمک می کند تا کودک مسایل و مشکلات خود را بشناسد و خود حل کند.

بازی به رشد کلامی کودک کمک می کند.

بازی به کودک کمک می کند تا هیجان و انرژی خود را بدرستی مصرف کند.

بازی به کودک فرصت می دهد تا با ارزش های زندگی و قوانین و مقررات اجتماعی و همچنین با بعضی

مهارت های اساسی زندگی مثل تصمیم گیري، مدیریت، گروه گرایی، برقراری روابط، همدلی و... آشنا شود.

بازی، تخیل، تمرکز حواس، دقت و کنجکاوی کودک را تقویت می کند و زمینه سلامتی، شادابی، پویایی و

جرئت ورزی را برای او فراهم می سازد.

بازی حس کنجکاوی کودک را برمی انگیزد و قدرت ابتکار او را تحریک می کند.

بازی کودک را در برابر مشکلات مقاوم می کند و به او اعتماد به نفس می بخشد.

بازی موجب تعدیل تمایلات عاطفی کودک می شود.

بازی به کودک می آموزد که برای رسیدن به هدف، چگونه باید نقشه بکشد، به چه صورت طراحی کند

و چگونه از عهده حل مشکل برآید.

بازی باعث می شود که کودک بتواند با دیگران رابطه صحیح برقرار کند.

بازی موجب آموختن همکاری، فعالیت های گروهی، تعاون و تمرین این امور می شود.

بازی باعث می شود که کودک اصول انضباطی و اخلاقی را در زندگی جمعی فرا گیرد.

بازی نشان دهنده افکار، تمایلات و عواطف کودک است. به همین دلیل، مربیان می توانند کودک را

هنگام بازی، دقیق تر بشناسند.

عنوان کتاب: خلاقیت و نوآوری ( مبانی، اصول و تکنیکها )

نویسنده: خسرو امیر حسینی

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 13:43 توسط صادق صالح|

 

اعتماد متقابل:

زن و شوهر برای وصول به اعتماد و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر باید از انجام هر نوع رفتاری که

موجب توهم و سوء ظن می گردد شدیدا اجتناب کنند و همچنین از ابراز کلمه و یا جمله ای که در طرف

مقابل شک و تردید ایجاد می نماید پرهیز کنند.  

خداوند درباره بدگمانی می فرماید: برخی از گمان ها گناه و معصیت به شمار می آید. سوره حجرات، آیه 12

حضرت علی (ع) می فرماید: درباره کسی هرگز گمان بد نبر، چه گمان بد عبادت را فاسد و گناهان را

سنگین تر می سازد.     

هدف اساسی از ازدواج، رسیدن به آرامش است، و این هدف وقتی محقق می شود که زن و مرد به هم

اعتماد داشته باشند.

احترام متقابل زن و مرد به یکدیگر:

رسول خدا (ص) فرموده اند: انسان ها معادنی همانند طلا و نقره هستند.

هر فرد انسانی پای بند به شخصیت خود است و هرگز نباید مورد تحقیر قرار بگیرد. روی این اصل

زن و مرد باید حرمت یکدیگر را حفظ کنند و با هوشیاری کامل از ابراز هر کلمه ای که با حرمت طرف

مقابل مغایر است جدا خودداری نمایند.

محبت و صمیمیت دوجانبه:

انسان ها تشنه محبت و مهر هستند. زن و مرد از اول باید طوری زندگی مشترک را پی ریزی کنند

که به یکدیگر علاقمند باشند. بدیهی است که در این صورت هیچ عاملی از فقر و بیماری نمی تواند

در کانون استوار خانوادگی آنان خللی وارد سازد.   

رسول خدا (ص) می فرمود: شما هرگز نمی توانید با مال و ثروت مردم را به سوی خود جلب کنید لذا با

گشاده روی و حسن خلق آنان را مجذوب خود   گردانید.                                                                                                                          

حضرت علی (ع) می فرمود: مهروزی نیمی از خرد و عقل است.                                                                         

اگر می خواهیم خانواده ای استوار داشته باشیم، اگر می خواهیم کودکان ما با نشاط زندگی کنند، باید

 زندگی خانوادگی را از مهر و محبت سرشار سازیم.

حفظ شخصیت زن و مرد:

زن و مرد به خاطر استحکام خانواده هر دو موظف هستند حرمت یکدیگر را حفظ کنند و هرگز رودرروی

یکدیگر قرار نگیرند. در زندگی خانوادگی نیز روابط بین زن و مرد باید به گونه ای تنظیم شود که ضمن وجود

صمیمیت و صفا شخصیت طرفین حفظ گردد.

تشکر زن و شوهر از عملکرد یکدیگر:

وقتی از عملکرد فردی تشکر می کنیم، در حقیقیت او را به نوعی مورد تایید خود قرار می دهیم. بنابراین با

تشکر و امتنان زن و مرد از یکدیگر صمیمیت میان آن دو استوار می گردد. زنان و شوهران باید توجه

داشته باشند که کوچکترین کلمه ای که دال بر تشکر و امتنان باشد بزرگترین و عمیق ترین آثار روانی را از

خود به جای می گذارد.

مشورت زن و شوهر با یکدیگر:

اول اینکه وقتی فردی با شخصی مشورت می کند به طور قطع و یقین از افکار و نظریات او الهام می گیرد و

به نقاط ضعف و ناتوانی افکار خود پی می برد. دوم اینکه فرد مشورت کننده به طور غیر مستقیم شخصیت

فرد متقابل را مورد تایید قرار می دهد و عملا به او می فهماند که تو مورد اعتماد و اطمینان من هستی.

تعدیل خواستها:

زنان و مردان هر دو باید متخلق به اخلاق اسلامی شوند و در برخورد با یکدیگر اصول انسانی و تکریم و

احترام دیگری را رعایت کنند. زن و شوهر باید از زیاده طلبی و حرص و آزمندی پرهیز کنند، چون آزمندی

بسیاری از اصول انسانی و اخلاقی را پایمال می گرداند. زن و شوهر تلاش کنند روحیه قناعت و رضایتمندی

را در چهارچوب زندگی فراهم آورند. همچنین روحیه تنوع طلبی را در خود سرکوب سازند و خویشتن را از

اسارت ها نجات دهند.

عنوان کتاب:  خانواده و فرزندان در دوره پیش دبستان

تالیف:  استادان طرح جامع آموزش خانواده   

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 20:1 توسط صادق صالح|

 

رابطه عمیق و عاطفی با دانش آموزان برقرار کنید.

کسب شناخت در رشته های گوناگون را تقویت کنید.

معلمانی با روحیه حادثه جویی باشید.

توجه دانش آموزان را به یافته های بحث انگیز جلب کنید.

موقعیت هایی برای فعالیت و فرصت هایی برای آرامش در کلاس ایجاد کنید.

از حواس مختلف بطور صحیح در فرآیند یادگیری استفاده نمائید.

بر فعالیت فرد نه شخصیت فرد، تاکید کنید.

برای بیان احساسات مثبت و منفی فرصت بدهید.

از تمسخر، تهدید، شرمنده کردن و تنبیه و ایجاد جوی نا آرام پرهیز کنید.

انتقاد سازنده، نه فقط انتقاد کردن را پرورش دهید.

دانش آموزان را به رقابت با اشخاص خلاق تشویق کنید.

آنها را به محرکهای محیطی حساس کنید.

چگونگی آزمون هر مفهوم و خود سنجی را آموزش دهید.

توانایی پذیرش مفاهیم جدید و تغییر را بوجو آورید.

سوالهای غیر معمول و بحث انگیز را در کلاس به چالش بکشید.

کسانی که ایده های با ارزش و غیر معمول دارند معرفی کنید.

از شیوه های مسابقه و سرگرمی در رشد خلاقیت کمک بگیرید.

با رفتن به دامن طبیعت و تجربه مستقیم پدیده ها و دستاوردها، دانش آموزان را پرسشگر بار آورید.

با فراهم کردن فعالیتهایی مانند نوشتن مقاله، کشیدن نقاشی تخیلی، تئاتر، موزیک و سرودن شعر و

ساختن کاردستی ذهن یادگیرندگان را فعال کنید.

برای بذله گویی و مزاح در کلاس فرصت هایی فراهم سازید.

پرهیز از تحمیل یک الگوی یادگیری و تشویق مباحثه و مناظره را جز برنامه ها قرار دهید.

بر لزوم تلاش برای رسیدن به هدف و دور کردن احساس ضعف آنان در برابر شکست های احتمالی

تاکید کنید.

باور کنید همه انسان ها در کودکی استعداد خلاق دارند. اما نبودن محیط مناسب و بی توجهی و تقویت

نکردن این توانایی ، مانع ظهور آن می گردد. " توین بی " عقیده دارد: اگر جامعه نتواند از موهبت

خلاقیت، حداکثر استفاده را بکند و بدتر از آن، اگر این توانایی را سرکوب کند، انسان دیگر از حق ذاتی

خود یعنی اشرف مخلوقات بودن محروم می گردد.

عنوان کتاب:  خلاقیت و نوآوری، مبانی، اصول و تکنیکها    مولف:  خسرو امیر حسینی

نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 17:40 توسط صادق صالح|

 

پدر و مادر نباید همیشه به جای کودک فکر کند و به جای او عمل نماید. به کودک کمک کنید تا خود معلم خود شود و به خود

آموزش دهد و خود را تصحیح کند ( فرآیند فراشناخت ). برای مثال، اگر کودکی نداند که تکرار مطالب، به یادآوری آن ها کمک

می کند، از راه برد تکرار و تمرین استفاده نخواهد کرد.

پدر و مادر نباید همیشه به کمک کودک بشتابند و او را از تجربه کردن منع کنند. بلکه باید به کودک اجازه داد تا خود تلاش کند

و مسئله اش را حل کند و مسئولیت اعمالش را بپذیرد.

گاهی اوقات کودک سوال می کند: معنای این کلمه چیست؟ یا این مسئله چگونه حل می شود؟  در پاسخ با مهربانی باید گفت:

پسرم یا دخترم خودت چی فکر می کنی؟ خودت فکر کن.

سعی کنید فرزندتان را در شرایط کنترل شده قرار دهید و عوامل مزاحم را از میان بردارید.

سعی کنید فرزندتان را درگیر فعالیت های جالب کنید و از تمرین های بدون هدف و خسته کننده پرهیز نمایید. بدیهی است تمرین

باید متنوع، هدف دار، عینی، واقعی، به قدر کافی، منظم و شادی بخش باشد.

سعی کنید موقعیت های موفقیت آمیز را یک به یک برای فرزندتان فراهم کنید تا احساس خود ارزشمندی نماید.

سعی کنید فرزندتان را به روش های گوناگون تشویق کنید و رفتارها و پاسخ های درست او را تقویت نمایید.

شناسایی استعدادها و توانایی های کودک همان قدر مهم است که شناسایی محدویت ها و ناتوانی های او.

در ارتباط با فرزند خود، شکل بازرسی به خود نگیرید. بلکه به سادگی به او بگویید: من می خواهم به شما کمک کنم و می

خواهم بدانم شما این متن را چگونه می خوانید یا این مسئله را چگونه حل می کنید؟

در برخورد با کودک پیش داوری نکنید و از قبل نگویید: من می دانم اشتباه شما در چیست؟

به اندازه ی توان کودک از او انتظار داشته باشید و به اندازه ی توان او به وی آموزش دهید.

همواره شرایطی فراهم کنید که کودک شما موفق شود، توانایی های خود را باور کند و در او اعتماد به نفس ایجاد کنید.

سعی کنید از تهدید کردن، مقایسه کردن، سرزنش کردن و خجالت دادن کودک جدا خودداری نمایید.

در صورت امکان از معلم فرزندتان درخواست کنید برای فرزند شما از برنامه آموزش انفرادی استفاده کند، زیرا برنامه ی

آموزش انفرادی مفید ترین و اثربخش ترین روش است.

سعی کنید با کمک افراد متخصص، مانند روان شناس و مشاور، وضعیت هوشی فرزندتان را بررسی کنید و از وجود احتمالی

عقب ماندگی ذهنی مطلع شوید. با آن ها درباره ی علت شناسی و روش های اصلاح ناتوانی های یادگیری فرزندتان مشورت کنید

و از نظر سلامت حواس پنجگانه ی فرزندتان اطمینان حاصل نمایید.

سعی کنید با تحلیل تکالیف یعنی تجزیه ی یک تکلیف بزرگ تر به مجموعه ای از تکایف کوچک تر، مشخص کنید فرزندتان در

چه قسمتی مشکل دارد.

سعی کنید به طور منظم با معلم فرزندتان در تماس باشید و در صورت امکان با هماهنگی قبلی گاهی از کلاس فرزندتان بازدید

کنید. در کلاس او حضور یابید و با مدرسه همکاری نزدیک داشته باشید.

سعی کنید با کمک معلم فرزندتان با روش های تدریس فارسی و حساب آشنا شوید و از نزدیک شیوه های آموزشی را مورد

مشاهده قرار دهید.

سعی کنید در جلسه های آموزش خانواده شرکت کنید و با افراد متخصص به مشورت بپردازید.

سعی کنید محیط خانه و خانواده را محیطی امن، آرام و مناسب سازید.

سعی کنید کتاب ها و نشریات مربوط به آموزش و پرورش را مورد مطالعه قرار دهید.

سعی کنید فرزندتان را با روش های یادگیری، روش های مطالعه، روش های درس خواندن و یادداشت برداری آشنا کنید.

یادتان باشد هر کودکی که درست یاد نمی گیرد یا در یادگیری درس و موضوع خاصی مشکل دارد، عقب مانده ی هوشی نیست،

بلکه دچار ناتوانی یادگیری یا نارسایی یادگیری است. بنابراین از زدن هرگونه برچسب ( مانند خنگ، تنبل، کودن، کند ذهن و

نظایر آن )، باید جدا خودداری کنید.

یادتان باشد ناهنجاری های عاطفی و شخصیتی، مانند احساس بی لیاقتی، مفهوم خود منفی، عدم اعتماد به نفس، عدم پذیرش، کم

رویی، اضطراب، سرخوردگی و ناکامی، هر کدام بر کیفیت یادگیری فرزندتان تاثیر منفی می گذارند.

یادتان باشد که مهم ترین هدف های تعلیم و تربیت عبارت اند از:

انسان سازی و کسب ارزش ها و فضایل اخلاقی.

رشد و شکوفا سازی توان های بالقوه به طور همه جانبه.

حفظ و تامین سلامت جسمانی و روانی.

آماده سازی کودک برای زندگی در دنیای واقعی ( آموختن برای زیستن ).

مستقل سازی و قادر سازی برای رفع نیازها.

یادتان باشد که مهم ترین روش تعلیم و تربیت، برقراری رابطه ای انسانی با کودک و نوجوان در خانه، مدرسه و جامعه است.

عنوان کتاب:  خانواده و فرزندان در دوره ابتدایی

تالیف:  استادان طرح جامع آموزش خانواده

نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 14:51 توسط صادق صالح|

 

توجه به تغذیه کودکان در سنین مدرسه به منظور حفظ و ارتقای سلامت، تامین مواد سازنده برای رشد،

تامین انرژی مورد نیاز برای انجام فعالیتهای جسمی و فکری، کمک به حفظ مقاومت در برابر عفونت ها،

ذخیره سازی مواد غذایی لازم در جهت آمادگی برای رشد سریع در دوران بلوغ، افزایش میزان یادگیری و

بهبود وضعیت تحصیلی آنان ضروری است. کودکان در سنین مدرسه به سه وعده غذا و صرف غذای

مختصری بین وعده های اصلی نیاز دارند. ( میان وعده ی غذایی )

والدین باید توجه داشته باشند آن چه می تواند نیازهای کودکشان را تامین کند، موادی چون چیپس،

پفک و سایر تنقلات کم ارزش نیست، بلکه مواد غذایی ای نظیر مواد زیر است:

گروه شیر و لبنیات:

این گروه شامل موادی مانند شیر، ماست، پنیر، کشک و بستنی است.

گروه گوشت، حبوبات و مغزها:

این گروه شامل موادی مانند گوشت های قرمز ( گوسفند و گوساله )، گوشت های سفید (مرغ، ماهی و

پرندگان )، امعا و احشا ( جگر، دل، قلوه، زبان، مغز)، تخم مرغ، حبوبات (نخود، لوبیا، عدس، باقلا، لپه،

ماش) و مغزها ( گردو، بادام، فندق، پسته، تخمه ها و غیره ) است.

گروه نان و غلات:

این گروه شامل موادی مانند انواع نان، برنج، ماکارونی، گندم، جو و ذرت است.

گروه سبزی ها و میوه ها که شامل:

سبزی ها و میوه های غنی از ویتامین ث مثل سبزی های برگی و سایر سبزی ها مثل گوجه فرنگی

و فلفل دلمه ای و میوه هایی مثل مرکبات و توت فرنگی.

سبزی ها و میوه های غنی از ویتامین آ مثل سبزی ها و میوه هایی که به رنگ سبز تیره و نارنجی

هستند، مثل سبزی های برگی، اسفناج، هویج، گوجه فرنگی، طالبی، زرد آلو، شلیل.

سایر سبزی ها و میوه ها مثل سیب، موز، هلو، گلابی، انواع توت ها، گیلاس، انگور، هندوانه، کرفس،

بادمجان، کدو سبز، قارچ، پیاز، سیب زمینی و کاهو.

ضمنا سبزی ها و میوه ها حاوی مقداری ویتامین های گروه ب و آهن و مقدار قابل توجهی فیبر هستند.

برای این که اشتهای کودکان از بین نرفته و ظرفیت کافی برای دریافت غذاهای مغزی داشته باشند،

والدین باید دسترسی آن ها را به شکلات، شیرینی، نوشابه های صنعتی، غلات حجیم شده مثل پفک

و چیپس و سایر این مواد محدود کنند.

صرف صبحانه ی کافی در کودکان سنین مدرسه، برای تامین قسمتی از نیازهای تغذیه ای آنان و به ویژه

به منظور تامین انرژی ضروری برای فعالیت های جسمی و فکری در مدرسه، اهمیت دارد. کودکانی که

قبل از شروع کار روزانه در مدرسه، صبحانه ی کافی صرف نمی کند، در ساعت های بعدی صبح بی دقت

و بی توجه اند و کارآیی و توانایی لازم را در امور تحصیلی ندارند. میان وعده ی غذایی ( غذای مختصری

که بین وعده های اصلی غذا خورده می شود ) که در ساعات وسط صبح ( ده صبح ) و هنگام عصر

( چهار بعد از ظهر ) در مدرسه و یا پس از مدرسه مصرف می شود، باید مغذی و مختصر باشد، به طوری

که بخشی از نیازهای روزانه کودک در سنین مدرسه را تامین کند و اشتهای او را برای صرف وعده های

اصلی ضایع نسازد. مواد غذایی مناسب برای صرف در بین وعده های اصلی غذا عبارتند از: تخم مرغ،

پنیر، سیب زمینی، شیر، ماست، عسل، مربا، خرما و حلوا شکری که می توان این مواد غذایی را همراه

با نان مصرف کرد. هم چنین از سبزی ها می توان خیار، گوجه فرنگی و هویج را نام برد.

به علاوه از میوه ها مخصوصا از میوه های خشک و دانه های مغزدار هم مثل گردو، فندق، پسته، بادام،

نخودچی و کشمش باید استفاده کرد.

عنوان کتاب:  خانواده و فرزندان در دوره ابتدایی    تالیف:  استادان طرح جامع آموزش خانواده

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 13:21 توسط صادق صالح|

 

خانواده:

بدون شک، خانواده مهمترین نقش در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیت ها دارد. اگر خانواده ها فرصت

لازم را برای سئوال کردن، کنجکاوی و کشف محیط به کودکان بدهند و هرگز آنها را به خاطر سوالها و

کارهای عجیب و غریب تنبیه نکند، زمینه رشد خلاقیت فراهم می شود. تنبیه و تهدیدهای مکرر، آفت خلاقیت

های ذهن است. فرزندان خلاق به آرامش روانی، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی نیاز دارند. بنابراین،

اگر والدین کودکان خود را به همراه نکات مثبت و منفی و همان گونه که هستند بپذیرد و حس کنجکاوی آنها

را برانگیزند و کودکانشان را در انتخاب موضوعات مورد علاقه خود آزاد بگذارند و نظارت درست و دائمی

بر کارهای آنان داشته باشند، موجب شکوفایی خلاقیت در آنان می شود. لذا شایسته است والدین تا آنجا که

امکان دارد کودکان خود را مستقل بار آورند و در ایجاد اعتماد به نفس، آنان را یاری کنند. دستاوردهای آنان

را با آغوش باز پذیرا شوند و هنگام شکست به جای سرزنش، راهنما و راهگشای مشکلات کودکان باشند

تا کودکان بتوانند ضمن احساس ارزشمندی در انجام کارها، راه حل و عقاید معمول و دور از ذهن را نیز

بیازمایند، چرا که چنین کاری پایه و مایه اصلی خلاقیت است.

مدرسه و دانشگاه:

علاوه بر خانواده، مدرسه و دانشگاه، نقش بسیار مهمی در شکوفایی خلاقیتهای کودکان، نوجوانان و

جوانان دارند. سن ورود به مدرسه، سن بسیار حساس و بحرانی در ارتباط با خلاقیت های ذهنی است.

عواملی مانند تکالیف، تاکید بر محفوظات، اجرای برنامه های هم آهنگ و انتظار رفتارهای یکسان از

کودکان، عدم توجه به تفاوتهای فردی، وجود کلاسهای پر جمعیت، اعمال انضباط و مقررات فوق العاده

شدید، تشویق به کسب نمره های بالا و ایجاد جوی توام با رقابت های فردی برای ممتاز شدن، و سرانجام

عدم شناخت، یا بی توجهی به ویژگی های کودکان، نوجوانان و جوانان خلاق، سبب می شود که قدرت

خلاقیت آنان به تدریج کاهش یابد.

جامعه:

جامعه یکی دیگر از عواملی است که در شکوفایی خلاقیت و فراهم سازی زمینه رشد کودکان موثر است. از

محیط یا جوی که تحقق چنین هدفی را انتظار داریم، باید از سه عامل اساسی برخوردار باشد:

عامل فیزیکی – عامل عقلانی – عامل عاطفی

عامل فیزیکی:

منظور آن است که محیط از نظر فیزیکی، امکانات و گنجایش در حد مناسبی داشته باشد تا فرد بتواند از آنها

استفاده کند و کارهای خود را در معرض دید قرار دهد. اگر خواست آزمایش انجام دهد وسیله و امکان

استفاده برایش فراهم باشد. لغتنامه، اسباب بازی و... نیز در اختیارش باشد تا در زمان احتیاج بتواند از آنها

استفاده کند.

عامل عقلانی:

جو عقلانی مطلوب جوی است که فرد را به رغبت آورد، برانگیزد و به تلاش وادارد نه اینکه بر او غالب

شود. چنین جوی اطراف فرد را پر می کند از معما، چیستان، مسئله، بحث های عاطفی و تقویت، شخص در

برخورد با آنها به اندیشیدن و راه حل یابی وادار می شود و هرگاه راه حلی را پیدا کرد از تقویت برخوردار

شده و نسبت به تکرار آن رفتار، علاقمندی نشان می دهد.

عامل عاطفی:

منظور از جو عاطفی، جوی است که شخص بتواند احساس امنیت کند و قادر باشد نسبت به محرکهای

فیزیکی و عقلانی ارائه شده از طرف معلم، مربیان، والدین و یا همکاران یا همسالان، واکنشی مطلوب از

خود نشان دهد. چنین محیطی ازاعتماد و اطمینان سرشار است. تحقیر، تنبیه و سرزنش وجود ندارد. در چنین

محیطی، تقویت و آگاهسازی بدون حبس اطلاعات انجام می شود. در چنین محیطی بحث گروهی و بارش

فکری وجود دارد، انتقاد سازنده با عرضه دلیل وجود دارد و سعی می شود هر کس با خودش مقایسه و

سنجیده شود. جو عاطفی باید شرایطی فراهم آورد که شخص بتواند احساس ارزش، احساس تعلق و احساس

قدرت کند. در چنین محیطی شخص احساس عزت نفس کرده و به عزت نفس دیگران احترام می گذارد.

عنوان کتاب: خلاقیت و نوآوری           نویسنده: خسرو امیر حسینی

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 10:29 توسط صادق صالح|

 

به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید

هر کودکی با داشتن حداقل یک نوع استعداد و حتی گاهی چند نوع استعداد، پا به این دنیا می گذارد اما در

بیشتر موارد بدون شناختن استعداد خود عمرش را سپری می کند. بهتر است استعداد هر کودکی در همان

آغازین سالهای زندگیش شناخته و شکوفا شود تا او بتواند در بزرگسالی به نحو شایسته ای از آن بهره مند

شود. مثلا وقتی کودکی در یک رشته ورزشی یا هنری و یا علمی استعداد دارد اما خود این موضوع را نمی

داند و یا اگر هم بداند، نمی داند با آن چه کند، وظیفه والدین و معلمان است که او را در این راه یاری کنند.

والدین می توانند برای کودک خود از همان خردسالی پرونده ای تشکیل دهند و بتدریج تمامی علایق و

فعالیتهای کودکشان را در آن ثبت کنند، سپس آنها را با معلم کودک و اولیاء مدرسه و مشاور مربوطه در

میان بگذارند تا ضمن شناخت بهتر از استعداد و توانایی های کودک خود، برای آینده او و کتابهایی که باید

بخواند و کلاسهایی که باید برود، برنامه ریزی کنند.

این تشکیل پرونده برای استعداد و توانایی های کودک می تواند در مدرسه نیز انجام شود. یعنی همانطور که

در ابتدای هر سال تحصیلی برای یک کودک پرونده آموزشی و انضباطی تشکیل می شود، پرونده استعداد

یابی هم تشکیل شود تا معلم استعداد و توانایی های هر دانش آموز را در پرونده اش ثبت کند وبا والدین او

در میان بگذارد.

نکته دیگر اینکه برای شناخت استعداد کودکان باید آنها را تا حد امکان با انواع رشته های علمی، هنری،

ورزشی و... آشنا کرد تا بتوان تشخیص داد کدام کودک به چه کاری علاقمند است و در چه کاری استعداد

دارد. مثلا در زنگ ورزش باید دانش آموزان را با انواع رشته های ورزشی که در مدرسه قابل اجرا است

آشنا کرد. رشته هایی مثل فوتبال، والیبال، بسکتبال،هندبال، بدمینتون، تنیس روی میز، دو و میدانی 

و ... سپس به دانش آموزان امکان انجام این رشته ها را داد تا آنهایی که مستعد هستند به باشگاهای

ورزشی مربوطه معرفی گردند. در مورد رشته های علمی، هنری و... نیز می توان به همین شکل عمل کرد.

اهمیت دادن به وقت کودک، برنامه ریزی برای او، فراهم کردن محیطی که بتواند تجربه کند و تشویق کودک

برای تلاش بیشتر می تواند او را برای رسیدن به موفقیت یاری کند.

کودکی که استعدادش را می شناسد و برای شکوفایی آن به درستی هدایت می شود و تلاش می کند، قطعا

احتمال موفقیتش در آینده بیش از دیگران خواهد بود.

نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1392ساعت 17:12 توسط صادق صالح|

 

وقتی فاصله بین استعداد بالقوه فرد و استعدادهای بالفعل او مشهود و زیاد باشد می گوئیم افت تحصیلی

اتفاق افتاده است. افت تحصیلی فقط تجدیدی و مردود شدن نیست بلکه وقتی که یادگیریهای دانش آموز از

توان بالقوه و حد انتظار کمتر باشد افت تحصیلی اتفاق افتاده است.

عوامل موثر در افت تحصیلی:

ضریب هوشی پایین:

دانش آموزی که ضریب هوشی ( آی کیو ) او 70 به پایین است طبیعتا در آموزش مشکل خواهد داشت.

نباید دانش آموز را با دیگری مقایسه کرد بلکه باید کاری کرد که از استعدادهای حاضر بهترین استفاده را

ببریم. احترام به هوش فرزندان، پذیرش آن از سوی خانواده و معلم و تلاش برای فعال کردن آن از

ضروریات امور تربیتی است. دانش آموز با داشتن ضریب هوشی متوسط ( 100 ) می تواند به درجات

علمی خوبی برسد به شرطی آنکه امکانات روانی، محیطی و آموزشی مناسب هم فراهم باشد.

بیسواد بودن والدین و عدم رفع اشکالات درسی دانش آموز:

بیسواد بودن والدین و ناتوانی آنها در هدایت تحصیلی فرزندان و رفع اشکالات درسی آنها یکی از عوامل

مهم افت تحصیلی دانس آموز است. هوش و توان تحصیلی در این خانواده ها آسیب می بیند و فرزند

روزبروز از نظر اعتماد بنفس به تحلیل می رود. بهتر است والدین به سوی با سواد شدن قدم بردارند و

آموزش ببینند تا بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و به آنها در یادگیری کمک کنند.

مدرسه هراسی و ترس از معلم:

گاهی مدرسه هراسی و ترس دانش آموز از معلم آنقدر بالاست که تعادل روانی و رفتاری او را بهم می

ریزد. اضطراب در احساس دانش آموزان اثر می گذارد، تمرکز ذهن را مختل می کند و هیجانات فرد از

تعادل خارج می شود. دانش آموز در کلاس باید بتواند از معلم سوال کند و پاسخ بشنود. نباید دانش آموز

پیش دیگران مسخره شود. تنبیهات شدید معلم هم باعث مدرسه گریزی دانش آموز می شود.

نداشتن ارتباط بین والدین و مدرسه:

نبودن رابطه بین اولیاء و مدرسه باعث فراموش شدن معلم و دانش آموز می شود. ضعفهای او پنهان می

ماند، اشکالات رفتاری و درسی رفع نمی شود. داشتن نمرات پایین و تکرار آنها بی کفایتی دانش آموز را

تقویت می کند و ادامه این روند افت تحصیلی را بدنبال خواهد داشت. در مدرسه باید شرایطی فراهم شود که

والدین بتوانند با آرامش و عزت نفس با مدیر، معلم و فرزند خود ارتباط برقرار کرده و درباره اخلاق،

رفتار، درس و تلاش او جویا شوند.

نبودن آرامش روانی و عاطفی در منزل:

عدم امنیت روانی در منزل، انداختن ترس و لرز بر جان فرزندان، کتک کاری بین زن و مرد، طلاق و

جدایی، اعتیاد والدین، فقر و نداری، مهاجرت های تحصیلی و... از جمله عواملی هستند که در افت تحصیلی

فرزندان بسیار موثرند. نمی توان بد زندگی کرد اما خوب تربیت نمود، بلکه در منزل باید زمینه های

آرامش روانی، عزت نفس، پذیرش فرزندان، احترام به آنها، کنترل واژه ها و گرامی داشتن تلاش فرزندان

در نظر گرفته شود تا دانش آموز با راحتی خیال، احساس ارزشمندی و احساس امنیت روانی به تلاش و

تحصیل خود ادامه دهد.

بکار بردن واژه های تحقیر آمیز در منزل:

نوع واژه هایی را که والدین در منزل بکار می برند اگر تحقیر آمیز و همراه با توهین باشد و این روند

ادامه یابد آثار سوء روانی در فرزندان و حتی خود والدین می گذارد. واژه های منفی احساس بی کفایتی را

در فرزندان تقویت می کند. دانش آموز خود را شایسته آموختن نمی داند و می گوید: من توان

خواندن این درس را ندارم و یا من هرگز به جایی نمیرسم. این نگرش و خودپنداره دانش آموز درباره

خود، ریشه در دوران کودکی و خانواده دارد. توهین به هوش دانش آموز و مسخره کردن نمره دریافتی او

و مقایسه کردن فرزند با دیگران و همچنین بد گویی پشت سر معلم دانش آموز و به استهزاء گرفتن آموزش

و پرورش از سوی " والدین ناوارد " از عوامل مهم افت تحصیلی فرزندان است. والدین اگر فرزندان سالم،

نیکوکار و درسخوان می خواهند اولین کار این است که باید در منزل واژه های خود را کنترل نمایند. کلماتی

را بکار ببرند که شادابی، خودارزشمندی، تلاش و " خودپنداره مثبت " را تقویت کند.

روش مطالعه غلط و معنی دار نبودن آموخته ها:

خوابیده درس خواندن، قدم زنان درس خواندن، در جای بسیار نرم نشستن، نزدیکی زیاد چشم به کتاب،

رعایت نکردن استراحت در طول مطالعه، نداشتن تمرکز و دقت، شلوغ بودن روی میز مطالعه و... باعث

می شود یادگیری به نحو مطلوب اتفاق نیافتد و ما نتوانیم در امتحان نمره مناسب بگیریم.

کارا نبودن معلم در تدریس:

معلم باید با علم روانشناسی و تدریس روز آشنا باشد. از دانش آموزان درباره شیوه تدریسش نظرخواهی

کند و با همکاران موفقش مشورت کند.

اختلات شخصیتی و مشکلات جسمانی کودک:

گاهی علت افت تحصیلی دانش آموز به ویژگی های روانی و شخصیتی فرد برمی گردد. بیش فعال بودن

کودک، اختلال سلوکی، افسردگی های خفیف، نگرانی از خانواده، مهاجرت از مدرسه قبلی، آزار و اذیت

دانش آموزان، طلاق و جدایی، بی سرپرست بودن یا بد سرپرست بودن دانش آموزان و مشکلات شخصیتی

دیگر می تواند افت تحصیلی رابرای فرزند فراهم کند. گاهی علت مشکلات تحصیلی و یادگیری دانش آموز

مشکلات فیزیولوژیکی و بدنی است. کم خونی، بیماری قند، داشتن انگل، اختلال در غده تیروئید، صرع

خفیف و ناشناخته و... از جمله عواملی هستند که می تواند در تحصیل دانش آموز اثر گذاشته و افت

تحصیلی را بوجود آورند.

اضطراب در امتحان و ترس از نمره کم:

اضطراب در امتحان اگر شدید باشد تمرکز فرد، مختل شده و پردازش مطالب در ذهن بهم می ریزد و باعث

افت تحصیلی می شود.

عنوان کتاب: روانشناسی خانواده ( تربیت فرزندان سالم- موفق- نیکوکار )

نویسنده: حسین علیزاده ( کوزه کنان ) 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 20:35 توسط صادق صالح|


چنانکه آموخته های فرد متناسب با توان و استعدادهای بالقوه اش باشد یا فاصله ای بین توان بالقوه 

و توان بالفعل دانش آموز نباشد می گوئیم پیشرفت تحصیلی اتفاق افتاده است.

وضعیت فرهنگی خانواده:

در خانواده هایی که والدین از طریق کلام و رفتار به علم دانش آموز و معلم او احترام می گذارند موفقیت

تحصیلی در این خانواده ها بیشتر مشاهده می شود. همچنین در در خانواده هایی که والدین با کتاب،

روزنامه و مطالعه سروکار دارند علاقمندی فرزند هم به مطالعه و بخصوص درس افزایش می یابد.

آرامش روانی و عاطفی خانواده:

در خانواده هایی که فرزندان احساس امنیت روانی می کنند و پیوسته پدر و مادر را حامی و پشتوانه خود

می دانند انرژیهای روانی آنها برای تحصیل و موفقیت صرف می شود.

نوع دوستان دانش آموز و ویژگی های آنها:

داشتن دوستان صمیمی، نیکوکار، شاداب، سالم و درسخوان زمینه علمی بودن و به مطالب علمی پرداختن

را فراهم می کند. ارتباط با دوستان علمی و تلاشگر، جذب گروه علمی شدن و توانایی های خود را نشان 

دادن باعث می شود رفتارهای علمی هم شکل بگیرد.

آموزشهای تقویتی:

والدین باید این اصل تربیتی را بیاموزند که همه دانش آموزان در یک زمان ثابت به یک سطح یادگیری

نمیرسند بلکه زمان برای آنها متفاوت است. گاهی لازم است ساعات درسی افزایش یابد و یا استفاده از

معلم کمکی، کتاب راهنما، سی دی های آموزشی و حضور در کلاسهای جبرانی بسیار مناسب و مفید 

خواهد بود.

انجام منظم تکالیف درسی در منزل:

انجام منظم تکالیف، آموخته ها را پایدار میکند. بین دانش آموز و مطالب درسی ارتباط شناختی ایجاد

می کند. نظم در انجام کارها و آموزش، مغز را برای یادگیری فعالتر می کند و این دانش آموزان درسها را

خوب یاد گرفته و پیشرفت می کنند.

آشنایی والدین با ویژگی های روانی فرزندان:

در خانواده هایی که والدین با ویژگی های روانی و شخصیتی فرزندان خود آشنایی دارند و آنها را ارضاء

می کنند، تشویق فرزندان و پاداش دهی به موقع، علاقمندی آنها را برای یادگیری بالا برده و موجب 

پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.

رفتار معلم و نوع برخورد او در کلاس:

یک تحقیق نشان می دهد 71% دانش آموزان علت پیشرفت تحصیلی خود را " همدلی معلم " با آنها

می دانند. آنها گفته اند ما در کلاس با این معلم راحت بودیم و این راحتی باعث می شد ما مطالب را 

راحت تر یاد بگیریم. یک معلم مهربان و صمیمی می تواند حتی خلاء عاطفی و روانی دانش آموزان را

که با مشکلات خانواده ارتباط دارد پر کند. تشویق زبانی معلم و پاداش دادن او انرژیهای روانی فرد را

فعال کرده و روز به روز پیشرفت تحصیلی و تعادل رفتاری دانش آموز بهتر خواهد شد.

عنوان کتاب: روانشناسی خانواده ( تربیت فرزندان سالم- موفق- نیکوکار )

نویسنده: حسین علیزاده ( کوزه کنان )  

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت 21:23 توسط صادق صالح|

 

اگر بطور ساده بیان کنیم، اعتماد به نفس یعنی شخص، احساس دوست داشتنی بودن، کفایت و شایستگی

کند. اعتماد به نفس در کودکان در درجه اول از طریق کیفیت رابطه ما با آنها، نضج می گیرد و رشد می

کند. بچه ها چون نمی توانند بطور مستقیم خود را ببینند، از طریق بازتاب، خود را می شناسند. تصور

کودکان اینست که رفتاری که شما با آنها دارید همان چیزی هست که آنها شایستگی دریافت آن را دارند.

بنابراین وقتی با کودکان با احترام رفتار می شود، آنها نتیجه گیری می کنند که شایسته احترام بوده، پس

احترام به خود در آنها تقویت می شود. وقتی آنها گرامی داشته می شوند، نتیجه می گیرند که شایستگی آن

را دارند که دوست داشته شوند و اعتماد به نفس آنها بالا می رود. اما وقتی با آنها بد رفتاری می شود یا

مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، نتیجه می گیرند که شایسته چنین برخوردی هستند.

چهار عامل برای اعتماد به نفس بالا:

احساس تعلق، منحصر به فرد بودن، قدرت، آزادی بیان.

وقتی بچه ها در یکی از زمینه های بالا احساس رضایت می کنند، اعتماد به نفس آنها تقویت می شود.

احساس تعلق:

اولین عاملی که سبب می شود بچه ها احساس تعلق کنند زمانی است که به طور ویژه مورد علاقه و احترام

فردی قرار می گیرند. علاوه بر آن، آنها نیاز دارند این فرد بخصوص کسی باشد که از آنها حمایت کند و

ایشان را راهنمائی کند. بچه ها ضمنا دوست دارند تاریخچه ای داشته باشند، و نیاز دارند احساس ریشه دار

بودن و گذشته داشتن کنند. هیچ وقت توجه کرده اید، بچه ها چقدر دوست دارند داستانهائی درباره کودکی و

شیرین کاریهای خود بشنوند؟  دارای تاریخچه بودن و احساس پیوستگی کردن، حس امنیت و ایمنی را در

کودکان افزایش داده، به آنها کمک می کند ارتباطی سالم با دنیا در سطحی وسیع برقرار کنند.

منحصر به فرد بودن:

لازمه کار این است که ما فرزندانمان را " جدا " ببینیم تا بتوانیم حس منحصر به فرد بودن آنها را تقویت

کنیم. هر کودکی هنرهای مخصوص به خود را دارد که می تواند به دنیا عرضه کند و این ابراز وجود می

تواند به اشکال گوناگون از کارهای هنری گرفته تا کارهای فکری، فعالیتهای ورزشی، نحوه مخصوص

لباسی پوشیدن، استعداد در موسیقی، سرگرمی های مختلف و غیره، متجلی شود. وظیفه ما اینست به

فرزندانمان کمک کنیم تا خود را کشف کنند.

قدرت:

وقتی به فرزندانمان اجازه می دهیم برای خود تصمیم بگیرند و مسائلشان را حل کنند، به آنها کمک می کنیم

حس استقلال و قدرت شخصی را در خود تقویت کنند. ضمنا این به بچه ها احساس قدرت می دهد که حس

کنند می توانند کمک های سودمندی به خانواده بکنند. وقتی به بچه ها مسئولیت می دهیم، در واقع احساس

شایستگی را در آنها تقویت می نمائیم. احساس قدرت ضمنا زمانی حاصل می شود که بچه ها ببینند در

کارهای که شروع کرده اند به موفقیت رسیده اند.

آزادی بیان:

بچه ها باید قادر باشند آنچه را که فکر می کنند به زبان آوردند. احساسات خود را آزادانه بیان کنند، و آنچه

را که می خواهند و نیاز دارند، طلب کنند. فقط در صورت داشتن این آزادیها است که حس هویت آنها

منسجم می شود.

عنوان کتاب:  معجزه تشویق ( چگونه حس اعتماد به نفس فرزندمان را بالا ببریم )

نویسنده: دکتر استفانی مارستون     ترجمه: توراندخت تمدن ( ملکی )

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 21:3 توسط صادق صالح|

 

دستان من کوچکند، لطفا هنگام جمع کردن تخت، کشیدن یک نقاشی یا انداختن یک توپ، انتظار انجام کاری

کاملا درست را از من نداشته باشید. پاهای من کوتاهند، خواهش می کنم آهسته راه بروید تا من هم بتوانم با

شما گام بردارم.

چشمان من آنگونه که چشمان شما دنیا را دیده اند، آن را ندیده اند، لطفا به من اجازه دهید که در محیطی

امن به جستجو بپردازم، جز در مواقع ضروری من را محدود نکنید.

من برای مدت کوتاهی کوچک هستم، لطفا برای تشریح همه چیز درباره این دنیای زیبا، برای من وقت صرف

کنید و این کار را با میل انجام دهید.

لطفا به نیازهای من حساس باشید، تمام روز را از من عیبجویی نکیند. با من همانطور رفتار کنید که دوست

دارید با شما رفتار بشود.

لطفا از من چنان نگهداری کنید که خداوند از شما خواسته است. من را در مقابل اعمالم مسوول بار بیاورید.

برای زندگی کردن مرا راهنمایی کنید و با روشی محبت آمیز نظم را به من بیاموزید.

من برای رشد کردن به تشویق شما نیازمندم. لطفا از سر تقصیرات من زود بگذرید و بدون انتقاد از من، از

کارهایی که انجام می دهم انتقاد کنید.

لطفا من را در مورد تصمیم گیری درباره کارهای مربوط به خودم آزاد بگذارید. به من اجازه بدهید، شکست

بخورم، از این طریق است که می توانم از اشتباهاتم درس بگیرم.

لطفا کارها را به جای من انجام ندهید، تا من احساس کنم که تلاشهایم با انتظارات شما کاملا منطبق      

نبوده اند. لطفا من را با خواهر و برادرم مقایسه نکنید.

لطفا من را از نظر مذهبی راهنمایی کنید. مراسم مذهبی را در خانه به من یاد بدهید، یا من را به یک مدرسه

مذهبی و نماز خانه ببرید، الگوهای خوبی برای دنبال کردن دستورات مذهبی برای من فراهم آورید.

عنوان کتاب: قدرت والدین ( برنامه ای برای کمک به موفقیت تحصیلی دانش آموزان )

تالیف: شری فرگوسن – لارنس ای. مازین     مترجم: خانم ن. پارسا

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392ساعت 18:50 توسط صادق صالح|

 

از نازپرورده کردن اجتناب کنید. کاری را که نوجوان می تواند خود انجام دهد، به جای آنها، آن هم

به طور منظم انجام ندهید.

احترام متقابل و اعتماد متقابل مبنای یک رابطه برابرند.

از کنترل کردن دست بکشید. از جنگ قدرت بپرهیزید. بدانید که جبر و زور اگر از ناحیه پدر و مادر باشد

تولید مقاومت می کند.

از نوجوانان خود انتظارات واقع بینانه داشته باشید.

روابطی فراهم آورید که نوجوان ها بخواهند تن به همکاری بدهند، به خود متکی شوند و قبول

مسئولیت کنند.

نوجوانان را تشویق کنید. روشهای تشویق نوجوان عبارتند از: دادن مسئولیت، توجه به همکاری نوجوان

در منزل، نظر خواهی از او، تشویق کردن نوجوان برای مشارکت در تصمیم گیریها، فبول اشتباهات،

تاکید به جریان و فرآیند به جای توجه به نتیجه، تبدیل جنبه های منفی به مثبت، احترام به قضاوت نوجوان،

داشتن انتظارات مثبت، به دیده متفاوت بر مسایل نگاه کردن.

در هر یک از ویژگیهای فرزندانتان به جنبه های مثبت آن توجه کنید.

گوش دادن روشی برای کمک به نوجوان است تا با مسایلش بهتر روبه رو شود. برای اینکه موثر

گوش دهید غرولند نکنید، انتقاد نکنید و از تهدید کردن، داد سخن دادن، مسخره کردن یا تضمین دادن

بی جهت خودداری ورزید. آرامش داشته باشید و علاقه نشان دهید.

از بحث و منازعه دوری کنید. مشاجره نهایتا به طرفین احساس درستی نظرشان را می دهد.

انتقاد را به حداقل برسانید. اگر فکر می کنید انتقاد ضرورت دارد، به جای شخص از عمل او انتقاد کنید.

توافق های به عمل آمده را رعایت کنید.

نه تنها نوجوانتان را بلکه خودتان را هم تشویق کنید.

عنوان کتاب: پدر، مادر، نوجوان ( آموزش قدم به قدم برای تربیت موثر نوجوانها )

نوسندگان: دون دینک میر، گری مک کی

مترجم: مهدی قراچه داغی

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 17:5 توسط صادق صالح|


آخرين مطالب
» کلیدهای کشف و پرورش استعداد در کودکان
» تکلیف شب برای بچه هاست، نه شما
» پرورش مهارتهای تکوینی در کودکان
» احادیثی از امام حسین (ع)
» برای والدین کلاس اولی ها...
» نگذارید مغزتان آکبند بماند!
» ترس در کودکان
» چگونه خلاقیت کلامی را در کودکمان افزایش دهیم؟
» فواید لیمو شیرین و کدو
» اهمیت پروتئین در برنامه غذایی کودکان


Design By : Pichak